«آرمان ملی» برای تحلیل و بررسی این موضوع با دکتر مجید ابهری، آسیبشناس اجتماعی گفتوگو کرده که در ادامه میخوانید.
*مهمترین دلایل اعتراضات اخیر در کشور را چه میدانید؟ چگونه میتوان به مطالبات اعتراض کنندگان پاسخ داد؟
واقعیت این است که شرایط سیاسی کشور به تلاطم افتاده و در حالی که کشور به صورت تمامقد در مقابل تهدید خارجی ایستادگی میکند، برخی نخبگان به جای ارائه برنامههای عقلایی و موثر، سخنانی به زبان میآورند که در مواردی باعث نگرانی میشود. البته میتوان گفت دلیل چنین موضوعی نگرانی است که این مدیران نسبت به آینده دارند. نکته مهمی که وجود دارد این است که مخالفان، منافقان و معاندان به شکلی حرکت کردهاند که امروز کشور در چنین شرایط خطیری قرار گرفته است. این در حالی است که تهدیدات خارجی هر لحظه ممکن است شکل عملی به خود بگیرد و چالشهای جدید امنیتی برای کشور ایجاد کند. من نسبت به چنین وضعیتی بیمناک هستم و معتقدم ممکن است بدخواهان کشور را به سمتی هدایت کنند که در شرایط سختتر از این قرار گیرد.
*به چه میزان احتمال وارد شدن کشور به یک درگیری را جدی میدانید؟
با توجه به تجربهای که در جنگ ۱۲ روزه رخ داد و همچنین تجربیاتی که از جنگ ایران و عراق به دست آوردهایم و از آنجا که دشمنان کشور هنوز مصمم بر ضربه زدن به ما هستند، فکر میکنم چنین احتمالی را باید در نظر گرفت. درک این نکته اهمیت دارد که در چنین شرایط خاصی، حرف زدن و صدور بیانیه نمیتواند جامعه را در مسیر عقلایی و منطقی تثبیت کند و از بحران بیرون آورد. امروز دشمن خارجی با طرح و برنامه دنبال آسیب رساندن به کشور است و در این مسیر به هر حربهای متوسل خواهد شد. امروز برخی نخبگان برای به دست گرفتن افکار عمومی در مسیر افراط و تفریط حرکت میکنند. این در حالی است که نخبگان جامعه نباید بدون تحلیل دقیق وقایع و آیندهنگری نسبت به وضعیت کشور موضعگیری کرده و بیانیه صادر کنند. همه ما باید بدانیم که جامعه با چالشها و خطرات جدی مواجه شده که تاکنون بیسابقه بوده است.
*چرا شرایط جامعه به این نقطه رسید؟
در حوادث اخیر که نسل جدید در آن نقش داشت نکته بسیار مهمی وجود دارد و آن عدم شناخت این نسل از وقایع و حوادث تاریخی و ضعف تجربههای آنهاست. از سوی دیگر انبوه تبلیغات رنگارنگ دشمنان در فضای مجازی و شبکههای ماهوارهای مزید بر علت شد و بحران را تشدید کرد. این در حالی است که ضعف مدیریت در سالهای گذشته و انباشت خطاها روی هم، در کنار رانتخواری و ویژهخواری و سوءاستفاده از امضاهای طلایی و تورم و گرانیهای ناشی از چند دهه تحریمهای ظالمانه استکبار فشار زیادی بر اقشار کمدرآمد و ضعیف وارد کرده است. واقعیت این است که اگر از حوادث اخیر درس نگرفته و تجربه نیاموزیم، این موضوع فقط اتلاف انرژی و فرصت قلمداد خواهد شد؛ و چه خوش سرود آن شاعر که «اگر پند خردمندان به شیرینی نیاموزی/ فلک آن پند را با تلخی دهد روزی.» به همین دلیل اگر از تجارب تلخ اتفاقات اخیر درس نگرفته و در بهرهگیری از فرصتها غفلت کنیم، باید منتظر آن روز باشیم که نتایج این فرصت سوزی را به تلخی بیاموزیم.
*راهکار شما برای عبور جامعه از این بحران چیست؟
باید میان هدایت کنشهای اجتماعی و سوءاستفاده از آنها تفاوت قائل شد. هدایت عقلانی کنشها به معنای سرکوب یا نادیده گرفتن مطالبات نیست بلکه به معنای ترجمه مطالبات به زبان قابل پیگیری، کاهش هزینههای انسانی و اجتماعی و حرکت در چارچوب قانونی و نهادی است. این هدایت تنها زمانی میتواند به مردم کمک کند که از درون جامعه و توسط نخبگان فکری، دانشگاهیان، کنشگران مدنی مسئول و سازوکارهای عقلانی شکل بگیرد. ورود بازیگران خارجی به این فرآیند اغلب این هدایت را مختل و مسیر حرکت را نامشخص میکند. از منظر جامعه شناسی سیاسی هیچ قدرت خارجی بدون محاسبه منافع خود وارد حمایت از تحولات داخلی کشور دیگر نمیشود. آنچه در ادبیات رسمی برخی دولتها حمایت از مردم نامیده میشود، در واقع بخشی از راهبردهای فشار، چانهزنی یا رقابت سیاسی در سطح بینالملل به قصد فراهم کردن فرصت برای بهرهبرداری از تحولات است. به همین دلیل این نوع حمایتها معمولاً رسانهای، گزینشی و کوتاهمدت هستند و در لحظات حساس یا به سکوت میانجامند یا جای خود را به معاملههای سیاسی میدهند. تجربه ماههای گذشته نشان داد که مواضع برخی دولتها و چهرههای سیاسی خارجی مصرف تبلیغاتی داشته و کوچکترین دستاوردی برای آن افراد که به آنها دل خوش کرده بودند، نداشته است.