نگاهی به چند دهه گذشته تا کنون این نکته مهم را نشان میدهد که هر اندازه از دهههای گذشته رو به جلو آمدهایم بهجای اینکه شاهد بیشترشدن اعتماد و امید جامعه به تغییرات رو به بهبود و حل مشکلات مختلف باشیم شاهد این مساله بودهایم که اعتماد جامعه نسبت به جریانات سیاسی و دولتهای برآمده از آنها بیش از پیش کاهش پیدا کرده است. به عبارت دیگر دهه هفتاد بیش از دهه هشتاد؛ دهه هشتاد بیش از دهه نود و امروز در سال ۱۴۰۴ اعتماد عمومی و امید به تغییر رو به بهبود در جامعه نسبت به جریانات سیاسی کمتر از قبل شده است. البته این نه فقط جریانات سیاسی بلکه دولت مورد حمایت جامعه نیز دیگر از آن حمایت و امید به تغییر از سوی جامعه برخوردار نیست. چرا که نگاهی به وعدهها و عملکردهای دولت طی یکسال و اندی اخیر نشان میدهد که جامعه به اندازه وعدههای داده شده آنچنان که باید و شاید عملکردهای مثبت و موثری حداقل در حوزه اقتصادی و معیشت خود ندیده است. چه اینکه مبنا و پایه اصلی اعتراضات هفتههای اخیر نیز همین مشکلات اقتصادی و افزایش لجام گسیخته قیمت کالاهای اساسی بود و اگر این چنین شرایطی بروز و ظهور نمیکرد شاید شاهد اعتراضات اخیر و هزینههای پس از آن نبودیم. حال، اما بازهم همه منتظرند تا ببینند در چنین شرایطی بازهم میتوان منتظر تغییر در جهت اصلاح و بهبود بود یا اینکه شرایط به همین منوال باقی خواهد ماند.
* عبور از جریانهای سیاسی
جریانات سیاسی همواره تلاش کردهاند که در مقاطع مختلف جامعه را با خود همراه کنند و با طرح برخی مسائل که بعضا مطالبات و خواستههای مردم نیز در آنها جای داشته خواستهاند که مردم را در حمایت از خود داشته باشند. این گفته البته بیشتر در باب جریان اصلاحطلب صدق میکند که طی دهههای مختلف و از همان زمان دوم خرداد ۷۶ تاکنون تلاش داشته خود را بر محوریت مطالبات جامعه قرار دهد و با طرح مشکلات جامعه و مطالبه آن از حاکمیت، مردم را برای حمایت از خود ترغیب کند که از قضا در مقاطع مختلفی این اتفاق نیز رخ داده و مردم به سمت و سوی اصلاحطلبان گرایش پیدا کردهاند. چرا که جریان اصولگرا به لحاظ جریانی و جهانبینی به طورکلی نگاه بالا به پایین داشته و مواجههاش با جامعه اینگونه بوده است که ما هر چه گفتیم باید مردم بپذیرند. از همینروی نیز در اغلب مقاطع جامعه به این جریان روی خوش نشان نداده است. با این حال اصلاحطلبان که طی مقاطع مختلف حمایت مردم را بهدست آوردند، نتوانستند آنطور که باید در قالب مناصب اجرایی مطالبات جامعه را پیگیری کنند یا دولتهای برآمده از خود را به سمت و سویی هدایت کنند که مطالبات جامعه را محقق کند؛ لذا امروز این نگاه وجود دارد که اصلاحطلبان با وجود مجموعهای از محدودیتهای عملی با بحران اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی نیز مواجه هستند. نمود بارز این نگاه را میتوان در بیانیههای مختلفی دید که از سوی چهرههای مختلف سیاسی از جمله حجتالاسلام سیدمحمد خاتمی منتشر میشود و در آن راهکارهای مختلفی برای برون رفت از شرایط موجود مطرح میشود، اما نه نهادهای حاکمیتی به این راهکارها توجه نشان میدهند و جامعه نیز صرفا آن را بهعنوان یک پیشنهاد میبیند. به عبارتی امروز اصلاحطلبان نیز از آن جایگاه سابق خود نزد جامعه نزول کردهاند و همین باعث شده تا جامعه نیز از اصولگرایان و اصلاحطلبان نیز عبور کند و دیگر مطالبات خود را در این جریانات نبیند.
* ناامیدی مردم
یک فعال سیاسی اصلاحطلب در خصوص علل گذر جامعه از جریانات سیاسی اظهار داشت: اینکه اکثریت جامعه و افکار عمومی معترض برخلاف گذشته امروز نسبت به موضعگیریهای شخصیتها و جریانات سیاسی داخلی کمتر توجه میکنند ناشی از عوامل متعدد است. اولا: به تجربه برای جامعه معترض ثابت شده است که مسئولان ارشد کشور تاکنون به نقطه نظرات و پیشنهادات راهگشای چهرهها و جریانات سیاسی داخلی برای پیشگیری از تهدیدهای جاری اعتنایی نکردهاند. حسن رسولی به «آرمان ملی» گفت: کافی است طی دو سال گذشته به موضعگیریهایی که شخصیتهایی مثل آقایان خاتمی و سایر شخصیتهای دلسوز و خوشنام داخلی داشتهاند قبل از جنگ ۱۲ روزه و بعد از آن مروری داشته باشیم که به این پیشنهادات تا به الان پاسخ مثبتی داده نشده است. پیشنهاد شده بود که ما در تعامل سازنده با جهان از دیپلماسی کارآمد و اثربخش استفاده کنیم. وی افزود: در حوزه سیاست داخلی در حوزههای اجتماعی و سیاسی حاکمیت به مطالبات اکثریت جامعه پاسخ دهد. در پرونده هستهای مذاکره کارآمدتری داشته باشیم و چنانچه از سوی نهادهای بالادستی تایید شود، بهصورت داوطلبانه و برای صیانت از ایران، میتوان به پیشنهاد تعلیق داوطلبانه مثل سال ۸۲ توجه کرد. در عین حال تغییرات اساسی در صداوسیما و در سایر نهادهایی که فضای عمومی جامعه را کنترل میکنند تغییر رویکردی شکل بگیرد تا در پی آن سطح نارضایتیها کاهش پیدا کند و امید به آینده افزایش یابد. عضو حزب اتحاد ملت ایران عنوان کرد: حتی پس از جنگ ۱۲ روزه مقام رهبری بهصورت آشکار تصریح کردند که تریبونها و صاحبان سخن نسبت به وحدت ملی، امنیت ملی و هویت ایرانی اهتمام عملی داشته باشند؛ اما بهصورت عملی نه تنها اتفاقی نیفتاد بلکه پس از مدتی بعد از جنگ همان رویهها و همان رویکردها تکرار شد. رسولی ادامه داد: لذا علت کمتر توجهکردن افکار عمومی به پیشنهادات راهگشای شخصیتها و جریانات سیاسی دلسوز داخلی ناامیدشدن از اجابت این پیشنهادات از سوی حاکمیت است. بهویژه در شرایط فعلی و پس اتفاقات اخیر جامعه عملا با بستن کانالهای ارتباطی قدرت رسانهای و روایتسازی هم از این جریانات و شخصیتها گرفته شد و مرجعیت رسانهای در این شرایط بسته با کمال تاسف به رسانههای بیگانه واگذار شد. این فعال سیاسی اصلاحطلب اظهار کرد: چنانچه مسئولان کشور به فوریت با نظر به تبلور عینی اعتراضات مردم نسبت نحوه اداره کشور تجدیدنظر کنند و به جای کنترل همهچیز و همگان و کلیت جامعه به اداره آن بپردازند و در مواجهه با بحرانهای جاری درصدد گفتوگوی مستقیم با مردم و پیشگیری و حل این بحرانها درآیند. تلاش بشود که تغییرات اساسی در رسانه ملی صورت پذیرد و صداوسیما با تغییر نگرش و تغییر مدیریتهای حوزه سیاسی شرایطی را فراهم کند که نمایندگان همه گرایشهای فکری، فرهنگی، قومی، مذهبی، نسلی و سیاسی بتوانند از طریق این رسانه ملی با افکار عمومی گفتوگو کنند.