علی بیگدلی؛ تحلیلگر مسائل بینالملل نوشت: اختلاف بین چین و آمریکا بعد از استقرار کمونیستها در سال ۱۹۴۹، ژنرال چیان کای چک که رهبر لیبرالها بود از مائو شکست خورد؛ بنابراین این گروه به رهبری چیان کای چک به تایوان رفتند و تایوان، شد چین ملی. از آن زمان که آمریکاییها از ژنرال کای چک حمایت کردند، اختلاف بین چین و آمریکا جدی شد. هرچند زمانی آمریکا به خاطر جلوگیری از حمله نظامی چین و تلاش برای برقراری رابطه و بعد از سفر نیکسون به چین قبول کرد که تایوان جزو لاینفک چین است ولی تا الان تلاش کرده تایوان را مستقل نگه دارد و این نقطه عمده اختلاف بین چین و آمریکا است.
اینکه چینیها اقدام به حمله نظامی و تصرف تایوان نمیکنند، بهخاطر این است که بازار آمریکا را از دست ندهند. بازاری که در اوج شکوفایی نزدیک به یک تریلیون دلار مبادله بازرگانی را شامل میشود و سهم بیشتری از آن چین است؛ نزدیک ۶۵ تا ۷۰ درصد. هنوز هم این مشکل وجود دارد یعنی موقعیت جهانی و قدرت چین بر مبنای گسترش تجارت است، اما آمریکا در موضوعات دیگر نسبت به چین تفاوت دارد. بازار گرم بین دو کشور هنوز هم بازاری پُر رونق برای چین است. چین میل به درگیری نظامی ندارد، چون اگر به سمت نظامیگری برود بازارهایش را از دست خواهد داد و این در حالی است که چین تلاش میکند به قدرت برتر اقتصاد جهان تبدیل شود. در هر حال این اختلاف بر روابط دو کشور سایه انداخته است. از سوی دیگر ترامپ تلاش میکند چین را از روسیه جدا کند و برای این کار روابط متفاوتی با دو کشور برقرار کرده است تا بتواند بین دو کشور فاصله بیندازد.
این در حالی است که بین چین و روسیه یک پیمان استراتژیک امضا شده و هر دو کشور در مجامع بینالمللی و حتی اگر جنگ هم بشود با هم متحد خواهند شد و این اتحاد شرایط را برای آمریکاییها بسیار سخت کرده است. از طرفی قبل از اینکه اختلافات شدید شود، چین و هند و روسیه مثلثی ترسیم کرده بودند و همینطور که هندوستان تحریمهای نفتی را قبول نکرد و قرار شد از روسیه همچنان نفت بخرد، گرچه بارها آقای مودی، نخست وزیر هند با ترامپ ملاقات کرده ولی راضی نشده ارتباط با روسیه را قطع کند. در یک نشست شانگهای بین هند و آقای شی جی پینک ملاقاتی صورت گرفت و روابط قدری گرم شد.
نزدیکی این قدرتهای اتمی برای آمریکا مشکل ایجاد کرده است و از آنجا که این سه کشور بیشترین جمعیت دنیا را شامل میشوند، موازنه قدرت را به زیان آمریکا شکل دادهاند. چین و هندوستان چندبار به خاطر اختلافات مرزی با هم وارد تنش جدی شدهاند و آمریکاییها تلاش میکنند تنش را بین دو کشور بزرگ نگه دارند تا شاید از اتحاد این سه کشور جلوگیری کنند. بوش پسر یکبار به هندوستان رفت و قول کمکهای فراوان به هندیها را مطرح کرد تا از این مثلث بیرون بیاید و تا حدودی موفق هم شد ولی هندوستان بعد از آن به سمت روسیه متمایل شد. اختلافات البته هنوز ادامه دارد و به این راحتی حل نمیشود، چون این سه کشور قدرت هستهای هستند و جمعیت بالای این سه کشور شرایطی را بهوجود آورده که آمریکاییها چندان قادر به ابتکار عمل نیستند.
این سه کشور با همدیگر روابط محکمی دارند و آمریکا سعی کرده با این سه کشور مخصوصا با چین و روسیه روابط متعادلی داشته باشد. اگرچه عمق خواستههایش این است که روسیه را از چین جدا کند ولی این کار عملی نخواهد شد. از این منظر میتوان موقعیت ایران و چین را هم تحلیل کرد. یعنی چین دارای چنان قدرتی است که میتواند در برابر مواضع آمریکا نسبت به ایران کاملا مستقل عمل کند.