محسن غرویان ، استاد حوزه و دانشگاه نوشت: آیتا... اکبر هاشمی رفسنجانی از جمله شخصیتهایی بود که تفکر اعتدالی و نگاه همگرایانه، شالوده اصلی اندیشه و رفتار سیاسی و دینی او را شکل میداد. او به معارف اسلامی نگاهی نظاممند و کلان داشت و هرگز مسائل را بهصورت جزیرهای و منفک از یکدیگر تحلیل نمیکرد. در منظومه فکری هاشمی، دین صرفا مجموعهای از احکام فردی یا توصیههایی برای حیات اخروی نبود بلکه چارچوبی جامع برای اداره زندگی انسان در دنیا و آخرت بهشمار میرفت. آیتا... هاشمی مسائل روز جامعه، از اقتصاد و معیشت مردم گرفته تا مناسبات قدرت در عرصه داخلی و بینالمللی را در پیوند مستقیم با معارف قرآنی و اسلامی میدید. او معتقد بود که قرآن و دین برای زندگی واقعی انسانها نازل شدهاند و نمیتوان تفسیر دینی را از درد، رنج، سفره و معیشت مردم جدا کرد. از این منظر اسلام نهتنها پاسخگوی نیازهای اخروی انسان است، بلکه باید برای سامان دادن به زندگی دنیوی، سبک زیست، اقتصاد، سیاست و روابط اجتماعی نیز راهحل ارائه دهد.
در این نقطه، تفاوت نگاه آیتا... هاشمی با برخی دیگر از اندیشمندان دینی برجسته میشود. برای مثال، آیتا... مصباح یزدی عمدتا در تفسیر معارف قرآنی، نگاهی اخروی و انتزاعی داشت و کمتر به مسائل ملموس زندگی مردم، اقتصاد، معیشت و واقعیتهای اجتماعی میپرداخت. در حالی که هاشمی، دین را در متن زندگی روزمره مردم تعریف میکرد و معتقد بود بیتوجهی به نیازهای دنیوی جامعه، در نهایت به تضعیف دین و ایمان مردم منجر میشود. آیتا... هاشمی نگاهی جامع داشت؛ نگاهی که هم دنیا و هم آخرت را توأمان در نظر میگرفت. این رویکرد را میتوان بهروشنی در آثار مکتوب او، بهویژه در مجموعه تفسیری ایشان و نوشتههایی که از آن با عنوان تفسیر قرآن یاد میشود مشاهده کرد. در این آثار، او تلاش کرده است پیوند میان آیات قرآن و مسائل عینی زندگی انسان معاصر را برقرار کند. از اقتصاد و عدالت اجتماعی گرفته تا اخلاق، سیاست و سبک زندگی. از دیدگاه او، هر عالم دینی موظف است تصویری کاربردی و قابل فهم از دین ارائه دهد. تصویری که نشان دهد دین چگونه میتواند زندگی انسان را در این دنیا سامان دهد و در عین حال مسیر تعالی اخروی را نیز هموار سازد. به باور هاشمی، اگر دین نتواند به مسائل امروز جامعه پاسخ دهد، بهتدریج از متن زندگی مردم کنار گذاشته میشود.
در همین چارچوب بود که او همواره بر عقلانیت، مصلحتاندیشی و پرهیز از افراط و تفریط تأکید میکرد. نگارنده بارها در محضر آیتا... هاشمی شاهد بود که او در تحلیل مسائل دینی، بهطور مشخص به موضوع سبک زندگی، کیفیت زیست مؤمنانه در دنیای جدید و نسبت دین با تحولات اجتماعی و اقتصادی روز میپرداخت. این نگاه او را از بسیاری از علمای قرآنشناس معاصر متمایز میکرد و باعث میشد دیدگاههایش برای نسلهای مختلف، بهویژه جوانان، قابل فهمتر و ملموستر باشد. از این رو، اگر آیتا... هاشمی امروز و در شرایط بحرانی کنونی کشور حضور داشت، بیتردید با همان طرز تفکر اعتدالی و تجربه گستردهای که در عرصه سیاست داخلی و بینالمللی اندوخته بود، میتوانست راهحلهایی عملی برای عبور از بحرانها ارائه دهد.
او شخصیتی نبود که در برابر پیچیدگیها دست به سادهسازیهای شعاری بزند، بلکه همواره بهدنبال کاهش اصطکاکها، مدیریت تنشها و یافتن نقاط اشتراک در داخل و خارج از کشور بود. هاشمی در عرصه سیاست خارجی، با شناختی دقیق از مناسبات قدرت در جهان، تلاش میکرد تنشهای غیرضروری را کاهش دهد و منافع ملی را از مسیر تعامل عقلانی تأمین کند. در داخل کشور نیز، با تأکید بر انسجام ملی، گفتوگو و پرهیز از دوگانهسازیهای مخرب، میتوانست فضای سیاسی و اجتماعی را بهسوی آرامش و همبستگی سوق دهد. در مجموع، شخصیت، تجرب