علیمحمد نمازی، فعال سیاسی نوشت: جهان امروز با همه بحرانها و تناقضهایش، با آیندهنگری به سوی جوامع دموکراتیک و حکمرانیهای خوب در حرکت است. فارغ از اقداماتی که در جهان میشود که بخشی از آن قابل دفاع نیست اما هستند کشورهایی که حتی بعد از دموکراسی در اندیشه حکومت خوبند و با سرعت در حال حرکت به این سو هستند. ملتها آموختهاند که رفاه، آسایش، امنیت و پیشرفت از مسیر آگاهی جمعی، نهادسازی و قانونگرایی به دست میآید و رسیدن به این هدف بسیار مهم به فراست و دقت زیاد نیاز دارد.
به عبارت بهتر دوران انقلابها و تصمیمات هیجانی گذشته است. متاسفانه بخشی از جامعه ایران پابهپای تحولات فکری جهان حرکت نکرده و همچنان میل به تغییراتی دارند که نمیدانند آثار آن چیست. در طول تاریخ مردم ایران اقداماتی کردند که آثار نیکی به همراه داشته اما برخی از اقدامات آنها نیز در تاریخ وجود دارد و آثار مطلوبی بر جای نگذاشته است. برخی که امروز به تغییرات بزرگ معتقدند باید بررسی کنند که چرا برخی نقدهایی به اقدامات بزرگ در حوزه سیاستورزی وارد میشود. برخی معتقدند اگر تحولات عمیق باشد، رفاه و ثروت بهطور خودکار نصیب مردم خواهد شد. ریشه این نگاه در کجاست؟ چه گروهی از این نگاه حمایت میکنند؟ آیا نخبگان واقعی با شناخت از چالشهای اقتصادی و سیاسی ایران در امروز و آینده از چنین دیدگاههایی حمایت میکنند؟ نگارنده معتقد است تا زمانی که اصل دموکراسی، رعایت حقوق بشر و پاسخگویی قدرت نهادینه نشود و ضمانت اجرایی نداشته باشد، مسیرهای رفته توام با هیجان و بدون دستاورد خواهد بود و تاریخ مدام تکرار میشود.
این چرخه زمانی متوقف میشود که جامعه ایران به رشد و بالندگی برسد و از سوی دیگر دولتمردان نیز بتوانند به این درک برسند که مردم ایران چه میخواهند. امروز مردم ایران میخواهند که زندگی خوبی داشته باشند و زیر بار مشکلات خم نشوند و بتوانندآینده خود و فرزندان خود را تامین کنند. این خواستهها مورد پذیرش حاکمیت هم قرار دارد اما اینکه کی و کجا تصمیمگیری شود که هدف نهایی باید رفاه و آسایش مردم باشد جای سوال است. به نظر میرسد در پرتوی تحولات امروز جامعه و در میان برخی از شعارهای معترضان میتوان این خواسته مردم و معترضان را شنید و درک کرد و گامهای مناسب برای تغییرات خوب به نفع مردم و کشور برداشت.