امید علیبابایی فعال حوزه جوانان نوشت: طبیعتا بنا به ذات بشر که در هر کاری حفظ منافع شخصی و کسب موفقیتهای فردی (مثل ثروت، قدرت، جایگاه اجتماعی، محبوبیت و...) هم برایش اهمیت داشته و خواهد داشت، در عالم سیاست هم سیاستمداران به دنبال حفظ منافع شخصی خود و در جوامع پیشرفتهتر به دنبال حفظ منافع شخصی و حزبی خود هستند، اما همین حفظ و کسب منافع شخصی و حزبی در گرو کسب منافع ملی و ملموس بودن این منافع در زندگی افراد و اقشار مختلف جامعه است، چون بقای سیاستمداران در شرایط عادلانه منوط به انتخاب آنان توسط مردم بوده و هرگونه متضرر شدن مردم منجر به حذف احزاب و افراد از دایره سیاست و کاهش قدرت و ثروت شخصی و حزبی سیاستمداران خواهد شد.
در دو دهه اخیر فضای سیاسی ایران که دستهها و گروههای مختلفی از دو جریان اصلی سیاسی در نهادهای مختلف انتخابی حضور داشتهاند و هر چند وقت یکبار یکی قدرتمندتر از دیگری بر مسندی تکیه زده است، تعارض منافع پایداری وجود داشته که هرچه زمان جلوتر رفته این تعارض منافع بین سیاستمداران (بهعنوان اشخاص مستقل یا نماینده جریانهای سیاسی) و اقشار مختلف مردم بهخصوص جوانان بیشتر شده است. متاسفانه بذر این تعارض توسط سیاستمداران و سیاستگذاران جریانهای مختلف کاشته شده، با رفتارهای آنها ریشه دوانده و مثل یک گیاه سمی با سر برآوردن از زمین سیاست به پای جوانان پیچیده و سد راه پیشرفت هرچه بیشتر کشور بهخاطر عدم حضور جوانان در عرصههای مختلف شده است و هر روز هم نهتنها بر بلندای این گیاه سمی افزوده میشود که تعداد آنهم به سرعت نور در حال گسترش است.
جریانهای سیاسی با محدود کردن فضای خود برای حضور جوانان و ترویج نوعی پیرگرایی و حتی پیرسالاری در سطح تصمیمگیری خود که منجر به دور شدنشان از بدنه اصلی جامعه (جوانان) شده و با رفتارها و حتی گفتارهای کهنهگرایانه، سایر فضاهای مرسوم و عرصههای فعالیت جوانان را هم به سمت کهنگی و پیری کشاندهاند و بهنوعی با سیاستگذاریهای متعارض با خواست و مصلحت جوانان، مسیر حرکت پیشرفت کشور در برخی عرصههای کلیدی را ناهموار کردهاند.
جریانهای سیاسی و سیاستمداران تنها چند هفته و آنهم نزدیک به زمان انتخابات مختلف که نیاز به کسب آرای بیشتری دارند به یاد جوانان افتاده و از آنها بهعنوان نردبان ترقی خود و جریانشان در فیلمهای تبلیغاتی، میتینگها و... بهره میبرند، اما حریم سیاسی و فضای تصمیمگیری را بر روی آنان بسته نگه داشته و امکان اعمال نفوذ و همراهی موثر در سیاستگذاریها را از آنان سلب میکنند. بدنه سیاست کشور ما هر روز پیرتر و کهنهتر از دیروز میشود و همین کهنگی و دور شدن از بطن جامعه باعث بروز اعتراضات و اتفاقات مختلفی شده که گاهی اوقات اگر واکنش درستی در برابر کنشهای مطالبهگرانه انجام نشود باعث ایجاد اخلال در وضعیت عمومی کشور میشود.
این در حالی است که اگر جوانان (با عقاید مختلف و بدون سهمیههای خاص) بهعنوان عصای دست سیاستمداران در عرصههای تصمیمگیری و تصمیمسازی حضور پیدا کنند، میتوانند بهواسطه امکان همگرایی بیشتر با بطن و بدنه جامعه که جوان هستند و همچنین حضور گستردهتر در پایگاههای اجتماعی مختلف، به افزایش سرعت، دقت و همچنین نوآوری و دانش بهروز در حل مشکلات و بحرانها و حتی پیشگیری از وقوع معضلات کمک کرده و با کسب تجربه از این همراهی توامان با سیاستمداران و اقشار مختلف مردم، مسیر رشد ۳۰ ساله یک سیاستمدار کهنسال کنونی را در زمانی بسیار کوتاهتر بپیمایند.