کافی است فقط نگاهی به قیمت لجام گسیخته ارز، طلا و تاثیرات آن بر کالاها و مایحتاج اساسی مردم داشته باشیم تا مشخص شود اگر امروز مردم برای اعتراض به خیابان میآیند به چه دلیل است. واقعیت این است که شرایط اقتصادی مردم بهحدی بغرنج است که از پس یک زندگی ساده هم برنمیآیند و چرخ زندگی نمیچرخد. قرار بود اقدامات و تصمیمات به نحوی اتخاذ گردد تا اقتصاد و معیشت مردم تحتتاثیر قرار نگیرد و بهحدی نرسد که صدای اعتراض مردم بلند شود. اما متاسفانه آنچه تا کنون در صدر اولویتها نبوده مساله حقوق و مطالبات مردم بوده است و تفاوتی هم نمیکند که در کدام دولت. چرا که هر دولتی با شعارهای جذاب برای مردم و حل مشکلات روی کار آمده؛ اما در نهات پس از چندی شرایط نه تنها بهبود پیدا نکرده؛ بلکه از قبل بدتر هم شده است. از همینرو است که نگاه جامعه به دولت صرفا در حوزره عملکرد اقتصادی است و اگر عملکرد اقتصادی دولتها بتواند جامعه را راضی نماید آن زمان مردم به عملکردها در دیگر حوزهها نیز نظری میافکنند؛ اما اگر دولتها نتوانند حتی میزانی از رضایتمندی را در جامعه ایجاد کنند طبیعتا جامعه کل عملکرد دولت را کنار گذاشته و به اعتراض میپردازد. نکته اینجا است که بسیاری مطرح میکنند که باید برای این شرایط چارهاندیشی درست صورت پذیرد و با اقدامات بجا و برنامهریزی صحیح این شرایط بغرنج چاره شود. اما در مقام عمل میبینیم که اتفاق خاصی آنطور که بتواند در جامعه تاثیرگذار ظاهر شود نمیافتد. همین مساله نیز باعث میشود تا معمولا جامعه دولت را بیش از عملگرا شعارگرا بخواند. چرا که تجربه ثابت کرده گفتاردرمانی بیش از عملکرایی صورت گرفته است؛ لذا جامعه دیگر شعار و وعدههای بدون عمل را نمیپذیرد. چرا که امروز افزایش تورم؛ کاهش قدرت حرید مردم و کاهش ارزش پول ملی موجب مستاصل شدن بسیاری از مردم در امورات اقتصادیشان شده است. چرا که در شرایط ثابت که اگر هیچیک از متغیرهای اقتصادی هم تغییر نکند بازهم جامعه ۳ پله از تورم عقب است و با در آمدی که امروز دارد حتی نمیتواند بر مبنای نصف تورم عمل کند؛ لذا جامعهای که نتواند کاری از پیش ببرد و امورات زندگی را بگرداند، لب به اعتراض در جهت اصلاح و بهبود شرایط میگشاید و انتظار هم این است که در شرایط حساس کنونی دولت و حاکمیت نگاه ویژهای به حل مشکلات اقتصادی داشته باشند و به سرعت چارهاندیشی کنند تا شاهد افزایش اعتراضات نباشیم.
چندی است که شاهد اعتراضهایی در تهران و برخی شهرستانها هستیم که محوریت همه این اعتراضات نیز شرایط اقتصادی و افزایش بیحساب و کتاب قیمت ارز و طلا است. مردم میپرسند چرا باید با این همه منابع سرشار در کشور امروز در پیشبرد کوچکترین امور زندگی باید با مشکل مواجه باشیم؟ چرا باید قیمت ارز و طلا و کالاهای اساسی بهحدی بالا رود که تاثیر خود را در معیشت مردم بگذارد و سفره کوچکشان کوچکتر شود؟ پاسخ به این سوالات و همچنین تلاش برای بهبود شرایط میتواند از حجم اعتراضات کم کند. با این حال اعتراضاتی که از بازار تهران طی چند روز اخیر آغاز شد به سایر شهرستانها نیز سرایت کرد که معترضان صرفا به شرایط اقتصادی اعتراض داشتند. البته ناگفته نماند که عدهای فرصتطلب و سودجو نیز از این شرایط سوءاستفاده کرده و بهدنبال ایجاد تنش و آشوب در شهرهای مختلف بودهاند. حال اینکه جامعه بهخوبی فاصله میان اعتراض و آشوب را مشخص کرده است و میان اعتراضات بحق اقتصادی که حتما باید پیگیری و چاره شود با آشوب و برهمزدن نظم عمومی تمایز قائل میشود. چرا که این مردم فقط دغدغه اقتصادی دارند و نمیخواهند اعتراضشان زمینهای برای سوءاستفاده دشمنان شود. دشمنانی که بهدنبال فرصت برای ایجاد دودستگی در جامعه هستند تا بتوانند کشور را به آشوب بکشند. نمونه این مساله را میتوان به وضوح در اظهارات اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا دید. چنانکه وی روز جمعه و در پیامی تازه در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» با ادبیاتی تهدیدآمیز و مداخلهجویانه، ادعاهایی را درباره اعتراضات جاری در ایران مطرح کرد. ترامپ در این پیام نوشت که اگر این اعتراضات به کشتهشدن معترضان منجر شود، آمریکا «به کمک آنها خواهد آمد ما کاملا آماده اقدام هستیم». جالب اینکه جامعه کاملا به کمک آمریکا آگاه است و حمله خردادماه در زمانیکه ایران پشتمیز مذاکره بود کاملا نشان میدهد کمک آمریکاییها چگونه است؛ لذا تنها پاسخی که میتوان به ترامپ و آمریکاییها داد اینکه به مداخله در امور کشورهای دیگر نپردازد و امورات کشور خود را پیش ببرد. مسئولان خودمان نیز باید بر این نکته واقف باشند که انسجام ملی صرفا با رفع مطالبات جامعه و حل مشکلات اقتصادی بهدست میآید و باید برای این مشکلات چارهای بیندیشند.
اعتراضات اخیر در کشورمان و توئیت اخیر رئیسجمهور آمریکا با واکنشهای متفاوتی مواجه شد. چنانکه علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی در ایکس نوشت: «ما مواضع کسبه معترض را از عوامل تخریبگر جدا میدانیم و ترامپ بداند دخالت آمریکا در این مساله داخلی برابر است با بهمریختگی کل منطقه و هدم منافع آمریکا. مردم آمریکا بدانند ماجراجویی را ترامپ شروع کرد. مراقب سربازان خود باشند». سیدعباس عراقچی؛ وزیر امور خارجه نیز روز جمعه نوشت: «ملت بزرگ ایران مانند گذشته هرگونه دخالت در امور داخلی خود را قاطعانه رد خواهند کرد. به همین ترتیب، نیروهای مسلح قدرتمند ما در حالت آمادهباش هستند و دقیقا میدانند در صورت نقض حاکمیت ایران، کجا را هدف قرار دهند». نمایندگی ایران در سازمان ملل نیز در نامهای فوری به سازمان ملل نوشت: «جمهوری اسلامی ایران این اظهارات بیپروایانه، مداخلهجویانه و التهابآفرین را بهطور قاطع مردود شمرده و بهشدت محکوم مینماید و باردیگر بر حق ذاتی خود در دفاع از حاکمیت، تمامیت ارضی، امنیت ملی خویش و نیز حفاظت از مردم خود در برابر هرگونه مداخله خارجی تأکید میورزد. جمهوری اسلامی ایران حقوق خود را بهگونهای قاطع و متناسب اعمال خواهد کرد. ایالاتمتحده آمریکا مسئولیت کامل هرگونه پیامد ناشی از این تهدیدهای غیرقانونی و هرگونه تشدید تنش متعاقب آن را بر عهده دارد». محمدباقر قالیباف رئیس مجلس نیز نوشت: «ملت ایران در طول تاریخ دشمنانی به مراتب کارکشتهتر از اینها را ناامید کردهاند؛ هرگز صف معترضان را با مزدوران خارجی یکی نمیدانیم و فرزندان عزیز خود را در آغوش میکشیم. تمام مراکز و نیروهای آمریکایی در کل منطقه هدف مشروع ما در پاسخ به هر ماجراجویی احتمالی خواهد بود. بدانید که ایرانیان در برابر دشمن خارجی متحد و مصمم به اقدام هستند». محمدجواد آذری جهرمی نیز نوشت: «پاسخ ترامپ را نباید داد، باید محکم چسبید به حل مشکل مردم. مردم را اگر دریابید، آنها مثل دوره جنگ ۱۲ روزه خودشان پاسخ امثال ترامپ را خواهند داد. همچنین آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات ایران در واکنش به اظهارات مداخلهجویانه دونالد ترامپ در ایکس نوشت: «اعتراض حق مردم است؛ ریشه در رنجها و مطالبات واقعی دارد و باید شنیده شود. ما همدل با معترضانیم و سرکوب را راهحل نمیدانیم. اما هرگونه دخالت خارجی را صریح و قاطع محکوم میکنیم؛ این دخالتها به زیان اعتراضات خشونتپرهیز است. حاکمیت در اجرای اصل ۲۷، خود مسیر امن اعتراضات را فراهم کند».