بستن
کد خبر: ۱۵۰۰۴۵۶
بانک مرکزی قدرت مانور ندارد
مرتضی افقه در گفت‌و‌گو با «آرمان ملی»:

بانک مرکزی قدرت مانور ندارد

آرمان ملی-احسان انصاری: «واقعیت این است که ما امروز با شرایط بسیار سخت و پیچیده‌ای مواجه هستیم که نه رئیس کل بانک مرکزی، نه وزیر اقتصاد و نه رئیس سازمان برنامه و بودجه هیچ کدام نمی‌توانند به صورت جدی مشکلات اقنصادی کشور را حل کنند. این در حالی است که در روز‌های اخیر نیز تجمعات اعتراضی نسبت به وضعیت اقتصاد کشور در شهر‌های مختلف شکل گرفته که شرایط را پیچیده‌تر نیز کرده است.

متأسفانه فرصت‌سوزی‌هایی که در دولت‌های گذشته و به خصوص دولت‌های رئیسی و احمدی‌نژاد رخ داده باعث شده که ما فرصت‌های زیادی را از دست بدهیم و به همین دلیل کشور در شرایطی قرار دارد که در عمل مدیران اقتصادی نمی‌توانند اقدام موثری برای عبور از چالش‌های فعلی انجام بدهند. با این وجود اگر چالش‌های خارجی از بین برود می‌تواند به اصلاح ساختار‌های داخلی بپردازیم که اگر این اتفاق رخ ندهد همواره در معرض آسیب‌های اقتصادی قرار خواهیم گرفت». جملات ذکر شده اظهارات دکتر مرتضی افقه، اقتصاددان در تحلیل و ارزیابی چالش‌های اقتصادی امروز کشور با توجه به تجمعات چند روز گذشته در گفت‌و‌گو با «آرمان ملی» است. افقه در این گفت‌و‌گو به مهم‌ترین چالش‌های اقتصادی کشور در آینده اشاره می‌کند که در ادامه ماحصل این گفت‌و‌گو را می‌خوانید.

*مهم‌ترین دلایل نوسان بازار ارز و طلا را در هفته‌های اخیر چه می‌دانید؟


مهم‌ترین دلایل نوسان قیمت ارز و طلا در مقطع کنونی عامل خارجی بوده است. واقعیت این است که ریشه وضعیت بحرانی امروز به زمانی باز می‌گردد که ترامپ دوباره به کاخ سفید بازگشت. پس از آن بود که جنگ ۱۲ روزه بین ایران و اسرائیل آغاز شد و خسارت‌هایی به دو طرف وارد کرد. ادامه تنش‌ها با اروپا و آمریکا و همچنین فعال شدن اسنپ بک نیز در شکل‌گیری این وضعیت نقش داشته است. در شرایط کنونی کشور با کمبود ارز مواجه شده و اگر دولت ارزی در اختیار داشته باشد، به‌دلیل نداشتن تصوری از آینده که در چه شرایطی قرار خواهد گرفت، نمی‌تواند ارزی را که در اختیار دارد با دست و دل بازی در بازار توزیع کند. شرایط جنگی باعث شده که تقاضا برای ارز در کشور افزایش پیدا کند. آمریکا و اسرائیل همواره ایران را در معرض تهدید قرار داده‌اند. این در حالی است که در داخل کشور نیز مقامات نظامی از آماده‌باش کشور برای مقابله با تهاجم خارجی سخن می‌گویند. در چنین شرایطی فرار سرمایه در کشور افزایش پیدا می‌کند که یکی از پیامد‌های آن تقاضای بیشتر برای ارز است. با توجه به فشار‌ها و تحریم‌هایی که ترامپ علیه ایران اعمال کرده، درآمد‌های نفتی ایران کاهش پیدا کرده و در آینده نیز بیشتر کاهش پیدا می‌کند. به همین دلیل دولت دیگر نمی‌تواند مانند گذشته با استفاده از درآمد‌های نفتی امور خود را جلو ببرد. همه این دلایل در جای خود اهمیت دارد، اما ریشه اصلی مشکلات کنونی اقتصادی ایران به سه دهه بی‌کفایتی و سوءمدیریت بازمی‌گردد. در سه دهه گذشته دولت‌ها دیدگاه خاصی را به رفاه، رشد اقتصادی و توسعه ترجیح داده‌اند که این وضعیت خود را در انتخاب و انتصاب مدیران و تدوین بودجه خود را نشان داده است.
*کدام عامل بیشتر در شکل‌گیری مشکلات اقتصادی کشور نقش داشته؟ داخلی یا خارجی؟
در مقطع کنونی آنچه باعث نابسامانی‌های اقتصاد کشور شده عامل خارجی است، اما در طول سه دهه گذشته نیز شاهد بی‌تدبیری‌ها و سوءمدیریت‌هایی بوده‌ایم که کشور را به این نقطه رسانده است. در سال‌های اخیر اولویت‌های دیگر بر رفاه و توسعه خود را در ساحت‌های مختلف جامعه نشان داده است. تا سال ۹۷ که مشکلات کشور به صورت گسترده بروز پیدا نکرده بود، درآمد‌های نفتی تا حدودی سوءمدیریت‌ها و کسری بودجه را جبران می‌کرد. در واقع دوپینگ درآمد‌های نفتی مانع از عریان شدن بی‌کفایتی‌ها و بی‌تدبیری‌ها در کشور شده است. نکته مهمی که در این زمینه وجود دارد این است که به دلیل اینکه مشکلات اقتصادی ایران ساختاری و داخلی است در صورتی که عامل خارجی نیز از بین برود مشکلات همچنان در درون کشور وجود خواهد داشت. البته دولت‌ها تلاش خواهند کرد دوباره با درآمد‌های نفتی روی این مشکلات سرپوش بگذارند. ریشه مشکلات کشور داخلی است و به نظام ارزشی ضد تولید و ضد توسعه باز می‌گردد. همین نظام تصمیم‌گیری نیز باعث شده که در شرایط کنونی فشار‌های خارجی بیش از حد ممکن بر متغیر‌های داخلی اقتصادی تأثیرگذار باشد.


*چرا چشم‌انداز مشخصی از وضعیت اقتصادی ایران در آینده مشخص نیست؟


واقعیت این است که هنوز مشخص نیست معادلات بین ایران و آمریکا به چه سمتی خواهد رفت و با توجه به تهدید‌های اخیر ترامپ ممکن است در شرایط پیچیده‌تری نیز قرار بگیریم. تکرار این تهدید‌ها و احتمال جنگ مجدد بین ایران و اسرائیل باعث شده که مردم نگران آینده باشند و به همین دلیل تصویر روشنی از آینده اقتصادی خود نداشته باشند. به همین دلیل نیز مردم اقدام به خرید‌های احتیاطی برای نگه داشت سرمایه خود می‌کنند و از سوی دیگر سرمایه‌گذاران نیز دیگر سرمایه‌گذاری نمی‌کنند و آنها را به خارج منتقل می‌کنند. برای اینکه بتوانند سرمایه‌های خود را به خارج منتقل کنند نیاز به ارز دارند و به همین دلیل تقاضای ارز در کشور افزایش پیدا می‌کند. البته این موضوع تنها بخشی از دلایل نوسان قیمت ارز و طلا است و بخش مهم دیگر به شرایطی است که ترامپ به کشور تحمیل کرده است. در شرایطی کنونی نیز تنش بین ایران و اروپا و آمریکا در اوج خود قرار دارد و ترامپ نیز روز به‌روز فشار بیشتری به ایران وارد می‌کند.
*عبدالناصر همتی به جای فرزین دوباره به عنوان رئیس کل بانک مرکزی انتخاب شد. این تغییر چه تأثیری در مدیریت اقتصاد ایران در شرایط کنونی خواهد داشت؟
این تغییر مدیریتی نقش مهمی در تغییر وضعی اقتصادی مردم نخواهد داشت و نهایت بین پنج یا شش درصد در سیاست‌های اقتصادی تغییر ایجاد می‌شود که همراه با پیامد‌های مهمی نخواهد بود. واقعیت این است که با شرایط بسیار سخت و پیچیده‌ای مواجه هستیم که نه رئیس کل بانک مرکزی، نه وزیر اقتصاد و نه رئیس سازمان برنامه و بودجه نمی‌توانند به صورت جدی مشکلات اقنصادی کشور را حل کنند. این در حالی است که در روز‌های اخیر نیز تجمعات اعتراضی نسبت به وضعیت اقتصاد کشور در شهر‌های مختلف شکل گرفته که شرایط را پیچیده‌تر کرده است. متأسفانه فرصت سوزی‌هایی که در دولت‌های گذشته و به خصوص دولت‌های رئیسی و احمدی‌نژاد رخ داد، باعث شده که ما فرصت‌های زیادی را از دست بدهیم و به همین دلیل کشور در شرایطی قرار دارد که در عمل مدیران اقتصادی نمی‌توانند اقدام موثری برای عبور از چالش‌های فعلی انجام بدهند. با این وجود اگر چالش‌های خارجی از بین برود می‌تواند به اصلاح ساختار‌های داخلی بپردازیم که اگر این اتفاق رخ ندهد همواره در معرض آسیب‌های اقتصادی قرار خواهیم گرفت.

* همتی بار قبلی که رئیس کل بانک مرکزی شد تا حدودی توانست شرایط را کنترل کند. آیا این بار نیز می‌تواند؟

بانک مرکزی در این فضا ابزار چندانی در اختیار ندارد. حتی اگر ذخایری هم وجود داشته باشد تا زمانی که تکلیف آینده جنگ، تحریم‌ها و وضعیت سیاسی مشخص نشده، بانک مرکزی ناچار است در عرضه ارز احتیاط کند تا بتواند نیاز‌های اساسی کشور را در آینده تأمین کند. مجموع این عوامل باعث شده که افزایش نرخ ارز رخ دهد. به نظر من تغییر رئیس بانک مرکزی تأثیر تعیین کننده‌ای در این شرایط ندارد. البته سیاست‌های یک فرد ممکن است در مقایسه با فرد دیگر اثرات بسیار جزئی و کوتاه‌مدتی داشته باشد، اما تا زمانی که مشکل اصلی یعنی کاهش درآمد‌های ارزی از محل صادرات چه نفتی و چه غیرنفتی حل نشود این روند ادامه خواهد داشت. یکی از معدود ابزار‌هایی که بانک مرکزی می‌تواند در کنار این شرایط به کار بگیرد کنترل نقدینگی است. نقدینگی یکی از عناصری است که حتی در این فضا می‌تواند تا حدی نقش ترمز را ایفا کند و سرعت افزایش نرخ ارز را کاهش دهد. اما از آن طرف ساختار اقتصاد به گونه‌ای است که اگر نقدینگی بیش از حد محدود شود اقتصاد وارد رکود می‌شود؛ بنابراین دامنه مانور بانک مرکزی در این زمینه هم محدود است. اینکه دولت بودجه‌ای به شدت انقباضی تدوین کرده دقیقاً در همین راستاست؛ یعنی تلاش برای مهار نقدینگی و کنترل برخی متغیرها. با این حال بعید می‌دانم منابع این بودجه به ویژه منابع مالیاتی به طور کامل قابل تحقق باشد..........

انتشار :
ارسال نظر
پربازدیدترین اخبار