آسم از همان ابتدا با روح ناآرام کودک پنجهدرپنجه انداخت و تا پایان عمر کوتاهش دست از این جدال نابرابر برنداشت، سال 1899 آغازی بود بر فعالیتهای ادبی پروست، در سال 1912 بخشهایی از بزرگترین رمان تاریخ دنیا یعنی در جستجوی زمان از دسترفته در روزنامه فیگارو به چاپ رسید اما توجه خاصی را برنینگیخت، سرانجام و پس از رد شدن اثرش از سوی ناشران فرانسوی، انتشارات برنار گراسه با خرج نویسنده قبول زحمت چاپ اولین مجلد از آن را –طرف خانه سوان-به عهده گرفت، دو سال بعد یعنی 1914 و همزمان با آغاز جنگ جهانی اول انتشارات بزرگ NRF به رهبری ژید وژاک ریویر که قبلا اثر سترگ پروست را رد کرده بودند برای چاپ مجلدهای بعدی او اعلام آمادگی کردند و در سال 1916 مجلد دوم -در سایه دوشیزگان شکوفا -برای پروست جایزه گنکور را به همراه داشت، شش سال بعد یعنی 1920 «طرف گرمانت» به بازار نشر آمد، 1921 طرف گرمانت 2 و بخش اول «سدوم وعموره» و در سال بعد بخش دوم سدوم وعموره در سه جلد چاپ شد. در سال 1922 مرگ زودهنگام پروست اتفاق افتاد و یک سال پس از آن اتفاق نابهنگام «اسیر» چاپ شد و در نهایت و در سال 1927 «زمان بازیافته» پایان یک عمر قلم زدن نویسنده بیماری شد که تا آخرین لحظه از زندگیش از علم پزشکی شفا نخواست، بیماری را زیست و با اراده و سماجتی خستگیناپذیر با بیماری جنگید و دنیا را در حیرت وحسرت یک آه باقی گذاشت.
راوی دل خوش به بوسه نابی از مادر دیر زمانی زود به بستر میرود، گاه مهمان سرزدهای این بوسه را به تاخیر میاندزاد، مزه کلوچه مادلن خیسانده در چای سالهای زیادی در پس زمینه ذهن راوی باقیست. زندگی در کومبره و نگاه عمیق راوی به کلیسا، نام مکانها، شیفتگی راوی به گلهای کویچ، گردشهای او در طرف گرمانت، دل بستن به مادام دوگرمانت، راهیابی به محافل اشرافی، عشق سوان به مادام دو کره سی از جمله شیفتگیهای راوی در بازتعریفشان است، در ادامه توصیف چگونگی کارکرد حسادت و شیمی پریشانی، بیخوابیها در بلبک، آشنایی با ژیلبرت، ازدواج سوان با اودت دوکره سی ذهن راوی را به خود مشعوف میسازد، کمی بعدتر الستیر نقاش نماد توصیف نقاشی میشود و از این توصیفها به تداعی واقعیت منجر میشود، عشق به آلبرتین آغاز یک جدال نفسگیر بین عشق و حسادت است، دلبستگی همزمان به دوشس دو گرمانت، تامل در خوابها، ماجرای دریفوس، مرگ مادر بزرگ، خیالپردازیهای بیحدوحصر درباره زنان و بررسی نقش آنان در این وهم پنداریها، بحثهای اشرافی در خصوص ادبیات، جنگ و موسیقی، زیباییشناسیهای منحصر بهفرد در باب گلها، سبکهای معماری، نسبها و پیوندهای اشرافی وشجره نامهها راوی را به مجلد سدوم و عموره میرساند. تامل درباره ساکنان سدوم وعموره وگرایشهای جنسیشان و تشبیه این گرایشها به ویژگیهای برخی گیاهان ،داستان هزار ویک شب و تاملات دامنه دار راوی در خواب، بیداری و رویاها ونقش حافظه صفحات زرین دیگری هستند که با ذهن پر تکاپوی راوی سایههای سنگینشان را بر سنگفرش خیابانهای تاریخ میپراکنند. اسارت آلبرتین در ذهن آشفته راوی، حکایت جذاب عشقها ودروغ ها، بحث درباره داستایوفسکی وتولستوی، گریختن آلبرتین و مرگ او، مرثیههای غمانگیز راوی در فقدان او، تامل در باب عشق واضطراب، منهای بی شمار شکل گرفته در شخصیت راوی، افول و فساد محافل اشرافی پایان کتاب هفتم را رقم میزنند. زمان بازیافته آخرین مجلد این شاهکار ادبیست که به تاملات عمیق راوی از ادبیات میپردازد و همزمان پیر شدن بازیگران صحنه را به نمایش میگذارد، عزلت وگوشهنشینی راوی و دست بر قلم بردنش با تاملات او درباره مرگ عجین میشوند و در پایان گستره انسان در بی کرانگی زمان به شکل شگفتآوری نمایش درمیآید
اینها روایتی تیتروار از یک میلیون و دویست هزار واژه در قالب هشت جلد کتابیست به نام «در جستجوی زمان از دست رفته» که مارسل پروست را به نام بزرگترین نویسنده همه ادوار تاریخ با داشتن بلندترین رمان دنیا در حافظه ادبیات ثبت وضبط میسازد. واژههایی که در سه تعریف خلاصه میشوند: توصیفها، تاملات و تتبعات و کشف و شهودها.
در جستجو... دایرهالمعارف درسگفتارهاست، درس گفتارهایی که گاه هر یک خود فلسفهایست نوپا، گاه یک تراپی کاملا نوی علم روانشناسی را به همراه دارد، گاه به انسانشناسی از منظر جامعهشناسی نقبی میزند و گاه به زیباییشناسی روح میپردازد، کندوکاو هنر بیبدیل نقاشی، موزهشناسی، دینشناسی در عهد عتیق و جدید، اسطورهشناسی برگرفته از قصههای هزار و یک شب، زنشناسی از منظر فیزیولوژی، نقبی بر تاریخ فرانسه زخمی از جنگ، شعرو شاعری و تاثیرات آن بر روان آدمی و هزار و یک نکته باریکتر از مویی دیگر در این قلم سحرآمیز نهفته است...
*محمد صابری
نویسنده و منتقد