حال چند روز پس از انتصاب معاونت میراث فرهنگی خوزستان در آبان 1402، خبری درباره مشاهده هفت گورخمره در نتیجه کاوشهای باستان شناسی منتشر شد.
نکته اول اینکه از زمان برخورد بیلهای مکانیکی با محوطه باستانی واقع در محدوده شرکت نفت تا زمان کاوش یک سال زمان برد و این تعلل ناشی از عوامل مختلف در مجموعه شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب و اداره کل میراث فرهنگی خوزستان بود، عواملی که موجب مخدوش شدن محوطه باستانی و برخی گورخمره ها شد.
دهه 80 بود که انتشار خبری از سوی اینجانب در خصوص برخورد بیلهای مکانیکی مترو با محوطه ای باستانی دیگر پای کارشناسان را به میان کشید و دو فصل کاوش صورت گرفت.
اوایل دهه 90 بود با شناسایی یک محوطه باستانی و معرفی آن به میراث فرهنگی پای باستان شناسان را برای بررسی آن به محوطه را باز کردم و با یک تعلل طولانی توسط متولیان امر در نهایت این محوطه 10سال بعد ثبت ملی شد و حالا سال 1402 شاهد یک کاوش باستان شناسی در محوطه ای نویافته هستیم خبر برخورد بیل مکانیکی را اینجانب به رسانه ها دادم. یعنی اگر ما خبرنگاران و فعالان میراث فرهنگی خبر از برخورد بیلهای مکانیکی به محوطه های باستانی را منتشر و پیگیری نکرده بودیم واقعا متولیان امر و باستان شناسان نمیخواهند به وظیفه خود در خصوص پایش و کاوشهای باستانی در اهواز اقدام کنند؟
اما بگذریم در روزهای گذشته خواندیم که سرپرست هیات باستان شناسی خبر از مشاهده هفت گورخمره در محوطه باستانی نویافته اهواز داد. اما چند پرسش به وجود میآید.چرا اداره کل میراث فرهنگی خوزستان در برقراری ارتباط با رسانه ها منفعل است؟ چرا زمینه حضور خبرنگاران و دوستداران میراث فرهنگی را برای بازدید از محوطه باستانی فراهم نمی آورد؟ این همه تعلل از کجا می آید؟
آیا پیدا کردن این گور خمرهها به معنی پایان این کاوشها برای همیشه است، فصل دیگری برای کاوش وجود ندارد؟ این تعداد مشخص گورخمره آیا نشانه وجود یک این محوطه بزرگتر به همراه بناست یا فقط یک گورستان است؟ چرا در خبر منتشر شده اشاره به دیگر دادههای باستانی در کنار گورخمرهها
نشد؟این محوطه در نتیجه حضور بیلهای مکانیکی شناسایی و با تخریب اولیه مواجه شد. آیا خاک دپو شده الک یا همان سرند شد؟هر محوطه باستانی دو سری آثار در خود دارد یکی منقول و دیگری غیر منقول خب آثار منقول را که میتوان جابهجا و به موزه منتقل کرد. اما آثار غیر منقول باید حفاظت و مرمت و محوطه پوشانده شود. درباره این محوطه چه اتفاقی رخ میدهد؟ آیا نتیجه کاوشهای محوطه نویافته اهواز تبدیل به کتاب میشود؟در این محوطه اگر لایههای کهن تر داشته آیا گمانه زنی پیشرو صورت گرفته است؟ در مدت زمان انجام کاوشها چرا یگان حفاظت به صورت شبانهروزی حضور نداشت؟آیا این محوطه سرنخی برای پیدا کردن خرابههای شهر هرمز اردشیر که در سال 1312 ثبت ملی شد میدهد؟
بار دیگر معاون میراث فرهنگی استان خوزستان تغییر کرد. انتصاب یا تعبیر معاون میراث فرهنگی استان خوزستان از این حیث مهم است که کل محوطه ها و بناهای باستانی و با ارزش تاریخی حوزه ثبت آثار کاوشهای باستان شناسی حفاظت از بافتهای با ارزش، پژوهشها مردم شناسی برعهده حوزه معاونت میراث فرهنگی است به طور کلی حوزه فرهنگی و تاریخی و هویتی بخشی از سرزمین پهناور ایران بر دوش چنین حوزهای است لذا در بین همه انتصابات معاونتهای ادارات کل این انتصاب یا تغییر باید مهم باشد.در ایران شرایط حساسی پیش روی بناهای تاریخی است لذا ذکر چند مورد را یادآور میشوم؛ «سید محسن حسینی» برای دومین بار معاونت میراث فرهنگی را برعهده گرفت. وی کارشناس باستان شناسی و بیش از بیست سال کارمند اداره کل میراث فرهنگی خوزستان است. لذا او نمیتواند مدعی شود که تازه آمده و در جریان امور نیست دلیل هر تغییر و تحولی هم بهبود وضعیت است. پس انتظار میرود که به سیاست گذاری و برنامه ریزی در خصوص حفظ، مرمت اصولی احیای ساماندهی و مدیریت بناها، مجموعه بناها، محوطه ها و بافتهای تاریخی و نظارت بر اجرای طرحها و برنامه های مربوط با دقت صورت بگیرد.اجرای ضوابط لازم در خصوص حفاظت از میراث فرهنگی غیرمنقول و نظارت بر حسن اجرای آن ضروری است. البته انتظار می رود به بخش ثبت آثار معاونت تکانی داده شود. بی شک برنامه ریزی به منظور شناسایی آثار و بافتهای ارزشمند فرهنگی-تاریخی و پیشنهاد ثبت آنها در فهرست آثار ملی مقوله مهمی است و تنها مجرای قانونی برای حمایت از آثار است.
*مجتبی گهستونی
فعال میراث فرهنگی