مثل ویدئویی که اخیرا از رئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در فضای مجازی دستبهدست شد در حالی که بسیار خشمگین بود، به سمت دانشجوها میرفت و با صدای بلند به آنها میگفت که «امروز اومدم دعوا کنم، برید بیرون!» اما انتقادها از حرکات و رفتار و گفتارِ غلامرضا جمشیدیها که بالا گرفت، او را وادار کرد که روز گذشته واکنش نشان دهد و دلیل رفتارش را اینطور توضیح بدهد که «بنده وقتی برای ادای فریضه نماز ظهر به محیط دانشکده رفتم رفتار نامناسبی از دو تن از دانشجویان دختر و پسر مشاهده کردم» و باقی ماجرا را که در ادامه گزارش به آن اشاره میشود.
اما این رفتار واکنش برخی کارشناسان در زمینه حقوق و آسیبهای اجتماعی را برانگیخته با این توضیح که بهتر است وقتی رئیس دانشگاه فرصت کافی و مناسب برای پاسخگویی پیدا کرده است، دانشجویان مورد نظر هم که سوژه دعوا و درگیری با او بودهاند و نیز کسانی که در آن مکان حضور داشته و شاهد بحث بودهاند هم زمینه برای بیان صحبتهای خود داشته باشند. از طرفی مسائل این چنین و تذکر دادنهای در خصوص روابط و تعاملات همواره به عهده حراست دانشگاهها بوده و این برای روسای دانشگاه و دانشکدههای آن تا حالا تعریف نشده است!
جمشیدیها میگوید رفتار دانشجوها او را متاثر کرده است
روز گذشته، غلامرضا جمشیدیها، رئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در خصوص جزئیات حواشی اتفاق اخیر دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، ماجرا اینطور توضیح داد که «ما در دانشکده علوم اجتماعی یک حسینیه داریم که در آنجا نماز برگزار میشود؛ بین نماز ظهر و عصر چشمم به بیرون از فضای نمازخانه افتاد و دیدم که متاسفانه دختران و پسران رفتارهایی انجام میدهند که درشأن دانشگاه نیست. دانشجویان با یکدیگر دست میدهند، روبوسی میکنند و… انگار که محرم هستند و اینجا دانشگاه نیست. دیدن این رفتارها برای من خیلی سخت بود و واقعاً متاثر شدم.»
خبرگزاری ایلنا که اولین بار این به اصطلاح جوابیه رئیس دانشکده علوم اجتماعی را منتشر کرده، از قول جمشیدیها افزود: وقتی که نماز تمام شد و از حسینیه بیرون آمدم فکر میکردم که حتما این وضعیت تمام شده، اما متاسفانه دیدم که همچنان جمع دانشجویان به همان شکل وجود دارد. از آن دانشجوی متخلف خواستم کارتش را به من بدهد این کار را هم کرد و بعد با من به دفتر آمد. وقتی این دانشجو به دفترم آمد سایر دانشجویان جلوی در دفتر تجمع کردند و حرفهای بیربطی زدند که من هم به هر حال عصبانی شدم.
رئیس دانشکده علوم اجتماعی اینطور ادامه داد که شاید من هم در عصبانیت چیزی گفته باشم و دانشجوها از من میخواستند که از آنها عذرخواهی کنم! و گفتم من عذرخواهی به شما ندارم. دانشجویی که تخلف کرده بود اتفاقاً بحثی نداشت، اما سایر دانشجویان به عنوان حامی ادامه دهنده این وضعیت بودند. آنها جلوی دفتر تجمع کرده بودند و به نشانه اعتراض شعارهایی هم میگفتند.»
او ادامه داد: در آن شرایط من هم واقعا به لحاظ روحی منقلب شده بودم و دوستان خواستند که به دفترم بروم و گفتند که خودشان مسئله را حل میکنند. حراست آمد، اما واقعا بین آنها و دانشجویان درگیری ایجاد نشد و فقط بحث کردند.
به گفته رئیس دانشکده علوم اجتماعی: واقعا دانشجویان در برخی موارد ملاحظات را رعایت نمیکنند. دانشجویی که ادعا میکند این محیط آکادمیک است آیا قوانین این محیط دانشگاهی را رعایت میکند؟ آیا این درست است که دختر و پسری که هیچ نسبتی با هم ندارند در حیاط و محوطه دانشکده با یکدیگر دست بدهند و روبوسی کنند؟! این رفتارها در کشور جمهوری اسلامی واقعاً درست است؟! دانشجویان قاعده را رعایت نمیکنند و از من میخواهند که قوانین و قواعد را رعایت کنم و تازه تذکر میدهند که اینجا محیط دانشگاهی است.
جمشیدیها تصریح کرد که «من به لحاظ سنی کسی هستم که انقلاب اسلامی را دیدهام، جنگ تحمیلی را دیدهام و از نسل انقلابیون بودم و حالا میبینم چند تا دانشجو و اصلاً چند تا بچه میخواهند چه کارهایی انجام دهند و مدام تکرار میکنند که دنبال فضای آکادمی هستند. کسی میتواند ادعا کند که ما قواعد را رعایت نکردهایم که خودش تمام قواعد دانشگاه را رعایت کند.»
او با بیان اینکه رعایت قواعد یک اصل است، گفت: دانشجویان اگر میخواهند ما قواعد را رعایت کنیم، آنها هم باید قواعد را رعایت کنند. چرا ما با سایر دانشجویان کاری نداریم؟ مگر ما در دانشکده علوم اجتماعی جلوی هر دانشجویی را میگیریم؟ از هرجایی میخواهید از سوابق کاری من سوال کنید و ببینید آیا جمشیدیها تا به حال با کسی بدرفتاری داشته است؟ من تا به حال به کسی حرف بدی نزدم و بدرفتاری با دانشجویان نداشتم. شما هم جای ما باشید وقتی چنین صحنههای ناراحت کننده را در محیط علمی میبینید، عکسالعمل نشان میدهید. کسی که قواعد دانشگاه را رعایت نمیکند باید پاسخگو باشد.
او گفت که «نسبت به رفتارم پاسخگو هستم و اصلاً میتوانیم به دادگاه برویم، من هم میآیم و همه چیز را توضیح میدهم. من همه مسائل را قبول دارم، اما هر جایی یک قاعدهای دارد. شما یک بار به دانشکده علوم اجتماعی بیایید. میبینید که دختران و پسران راحت سیگار میکشند، روی چمنها میخوابند، ولی خب مدارا و صبوری و حوصله ما هم اندازهای دارد.»
و در نهایت اینکه به گفته او «ما از کسی جز خدا نمیترسیم. توکل ما به خداست. با کسی کاری نداریم و به روش دین خودمان عمل میکنیم. بنابراین اتفاقی که در دانشکده افتاده است، مربوط به روابط دختران و پسران است که نباید اینگونه باشد.»