این چندمین بار است که خبر آزادسازی داراییهای ایران در کره جنوبی، منتشر میشود ولی همیشه به صورت یک شایعه یا خبر غیرمعتبر باقیمانده. واقعیت این است که غربیها سیاستهای خود را در مورد پرونده هستهای و وضعیت حقوق بشر دارند. در مورد پرونده هستهای آنها دغدغه امنیتی دارند و بابت این ایران را تحت فشار قرار میدهند که فعالیت هستهای خود را شفاف کند و در چارچوب ملاحظات بینالمللی و تحت نظارت آژانس فعالیت کند. تحریمها هم یا تحریمهای حقوق بشری است یا تحریمهای پرونده هستهای که کماکان ادامه داشته و سیاست غرب در این خصوص تغییری نکرده یا حداقل این تغییر را مشاهده نکردهایم. آقای بایدن در چارچوب برنامه حزبی خودش، حزب دموکرات فعالیت میکند و سیاستهایش را در این چارچوب تعریف و اعلام میکند. در سیاست خارجی بایدن، پرونده هستهای آنچنان پررنگ نیست به اضافه اینکه در آمریکا چند دوره است که اولویت با سیاستهای داخلی، وضعیت اقتصادی، بهبود شاخصهای بزرگ اقتصادی، مبارزه با بیکاری و مهار تورم است و کاندیداها بیشتر روی این موضوعات متمرکز هستند و ایران خیلی به آن صورت برجسته نیست که آقای بایدن بخواهد به عنوان بخشی از سیاست خارجی خودش آن را اعلام کند و بعید به نظر میرسد اتفاق خاصی در این چند وقت بیفتد و آقای بایدن بتواند از کارت ایران استفاده کند. اگر منظور از کارت ایران، احیای برجام است که به عنوان یک دستاورد برای دولت بایدن محسوب شود، با اینکه خیلی نمیخواهم ناامیدانه صحبت کنم ولی فضایی را نمیبینم که در آن بشود در آیندهای میان مدت نه کوتاه مدت برجام را دوباره فعال کرد و به هر طریقی دولتها بتوانند به نتیجه برسند. بنابراین به نظر میرسد پرونده هستهای و احیای برجام فعلا از سیاستهای دولت آمریکا کنار گذاشته شده و دولت بایدن دیگر انرژی و وقت کافی صرف این پرونده نمیکند. یک انتظار طولانی در این پرونده برای اینکه دوباره فعال شود، دیده میشود و شخصا خیلی شانسی برای اینکه حداقل برجام به صورت سابق یعنی 2015 احیا شود، متصور نیستم و دیگر امکان ندارد چون آنقدر متغیرها تغییر کردند که قابلیت احیا وجود ندارد. حتی اگر اراده سیاسی وجود داشته باشد درحالی که اراده سیاسی موجود را کافی حتی برای شروع مذاکرات نمیبینم. قطعا اگر ایران سیاست تنشزدایی را در پیش بگیرد و بخواهد شرایط بینالمللی را برای بهبودبخشی اوضاع اقتصادی مساعد کند، برجام یکی از پروندههایی است که باید در اولویت خود برای حل و فصل قرار بگیرد ولی سیاستهای داخلی ایران پیچیده است چون نمیدانیم اصلا تصمیمگیریها چه جهتی دارد و به نظر میرسد مسائلی در داخل برجسته و عمده شده که خیلی در اولویت نیست و بخشهای اقتصادی جایگاه مناسبی در این میان اشغال نکرده. ما اراده لازم برای مهار تورم و شکاف طبقاتی نمیبینیم. دولت به نوعی سیاست روشن و مشخص در امر اقتصادی و حوزه معیشت مردم ندارد که در این چارچوب بخواهد برجام را با سیاستهایی جدید که مورد قبول جامعه جهانی باشد، بتواند فعال کند.