در موضوع همکاريهاي ايران با آژانس اينطور که آقاي اسلامي اعلام کرده گروهي از بازرسان در ايران هستند و دارند موضوع اخير را بررسي ميکنند. آقاي کمالوندي نيز توضيح دادند اين آلودگيها بهطور ناخواسته قبلا هم بوده و بين ايران و آژانس حل شده است. مثلا در شير مربوط به سانتريفيوژ اورانيوم 84 درصد تشخيص دادند ولي ملاک آژانس محصول نهايي است که سانتريفيوژ توليد ميکند يعني سوخت هستهاي حاصل، 60 درصد بيشتر نبوده و آن ملاک عمل است. در واقع ايران سوخت 84 درصدي توليد نکرده بلکه آنطور که توضيح دادند در شير مربوط به سانتريفيوژ اين آلودگي مشاهده شده و بعد از توضيحات ظاهرا طرف بازرس قانع شده ولي چرا اينجور خبرها منتشر ميشود يک مساله است و طبيعي است که اسرائيل و آمريکا و ديگران دنبال بهانه هستند و چند ماه پيش هم مساله ترتيبات چينش سانتريفيوژها مورد اشکال آژانس قرار گرفته بود و اکنون هم موضوع 84 درصد که در محصول مشاهد نشده. ظاهرا به نظر ميرسد که بازرسان بايد درباره اين موضوع به جمعبندي برساند. اجلاس شوراي حکام پانزدهم اسفند برگزار ميشود و بايد منتظر گزارش آقاي گروسي باشيم که آيا اين مورد خاص در گزارش قيد ميشود يا نه که حل شده يا اينکه بهانه جديدي است که در اينصورت دور جديدي از فشار بر ايران به اين بهانه خواهد بود. واقعيت اين است که قطعا اين جور کارها سياسي و سوءاستفاده است ولي در عين حال بايد مراقبت بيشتري کنيم و اجازه ندهيم که سوژه دست دشمنان ايران بيفتد و اينگونه ترويج و تبليغ و ترويج بکنند که ايران دنبال غنيسازي نزديک به بمب هستهاي است چون مسائلي که مطرح کردند بيشتر در اين چارچوب است. چون غني سازي لازم براي ساخت بمب 90 درصد است و 84 درصد نزديک است و روي اين موضوع تبليغات زيادي صورت گرفته است. از آنطرف هم بحث سفر آقاي گروسي ظاهرا هنوز در حال بررسي و کنکاش است براي اينکه اگر به تهران ميآيند، طرح يا موضوع مشخصي را به توافق برسند يعني صرفا سفر آقاي گروسي يک سفر توريستي نباشد بلکه يک سفر کاري نتيجه بخش باشد. با اينکه تاريخ دقيق مشخص نيست ولي سفر قطعي است و اميدواريم که قبل از پانزدهم اسفند باشد تا قطعنامه جديدي در شوراي حکام عليه ايران صادر نشود. يعني اگر با آقاي گروسي به يک مدل همکاري براي پاسخ دادن به سوالات و توافق برسيم قاعدتا از صدور يک قطعنامه عليه ايران جلوگيري ميشود و در غير اينصورت ممکن است کار به ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت برسد. يعني شاهد يک نوع امنيتي سازي مناسبات ايران و آژانس هستيم و اين سطحي که اسرائيليها بهشدت دنبال ميکنند. اميدواريم که اين مساله در جريان ديدار بازرسان آژانس در تهران حل شود. از طرفي مکانيسم ماشه نقض فاحش برجام است. اکنون اتحاديه اروپا و کشورهاي آلمان، فرانسه و انگليس با توجه به اينکه از برجام خارج نشدند، ميتوانند مکانيسم ماشه را فعال کنند اما نميکنند چون به نفعشان نيست. نه به نفع ايران، نه اروپا، نه آمريکا و نه آژانس است و فقط به نفع اسرائيليهاست چون دنبال اين هستند که دامن بزنند به تبليغات ساخت بمب هستهاي توسط ايران و بايد حمله نظامي شود و فضاسازي اينگونه را دنبال ميکنند، به اين مساله دامن ميزنند وگرنه اروپاييها دنبال اين هستند که مساله را حل کنند و اجازه ندهند کار به مکانيسم ماشه برسد. چون ميدانند اين اقدام ايران را به انجام متقابل تحريک ميکند و اوضاع به مراتب پيچيدهتر خواهد شد. بنابراين نقشه صهيونيستها و اسرائيليهاست که دارند اين تحريکات را انجام ميدهند ولي بعيد به نظر ميرسد که مورد توجه اروپاييها واقع شود.