رئيسجمهور در نشست خبري اخير خود برخي از مشکلات امروز کشور را به عملکرد دولت گذشته ارتباط دادند و بر اين باور بودند که دولت در يک سال گذشته تلاش کرده نابسامانيهاي باقيمانده از دولت گذشته را ساماندهي کند. ارزيابي شما از اظهارات رئيسجمهور در اين زمينه چيست؟
اين موضوع که دولت گزارش عملکرد يک ساله خود را در معرض افکار عمومي قرار داده و تلاش ميکند نسبت به عملکرد خود پاسخگو باشد اتفاق خوبي است. با اين وجود دولت بايد عملکردي که از خود ارائه ميدهد دقيق و ملموس باشد و مردم آن را درک کنند. دولت بايد گزارشي که ارائه ميکند براي افکار عمومي جامعه سنجشپذير باشد. سنت اشتباهي که در جامعه ما وجود دارد اين است که دولتها تلاش ميکنند مشکلات جامعه را به گردن دولتهاي گذشته بيندازند. دهههاي اخير مرسوم است که مشکلات را به گردن دولت قبلي مياندازند. واقعيت اين است که دوران مقصر جلوه دادن دولتهاي گذشته به پايان رسيده و در شرايط کنوني مردم از دولت پاسخگويي ميخواهند. کسي که در انتخابات رياستجمهوري شرکت کرده اين واقعيت را پذيرفته که کشور در زمينههاي مختلف با چالش مواجه است و به همين دليل با داشتن راه حل وارد رقابتهاي رياستجمهوري شده است. چنين فردي به مردم قول داده که بحرانها را حل کند و وضعيت را بهبود ببخشد. به همين دليل بهتر است در گزارشي که به مردم ميدهيم به اين موضوع اشاره کنيم که به چه ميزان به وعدههاي انتخاباتي خود عمل کردهايم و به چه ميزان مشکلات مردم حل شده است. در شرايط کنوني مهمترين مشکل مردم گرانيها و تورم است. امروز مردم براي تأمين نيازهاي اصلي خود با مشکلات جدي مواجه هستند. مردم نيز به خوبي به اتفاقاتي که در يک سال گذشته رخ داده واقف هستند و به خوبي عملکرد دولت را رصد ميکنند. به همين دليل آقاي رئيسي بايد عملکرد دولت را به صورت دقيق براي مردم توضيح بدهد و آمارهايي به مردم بدهد که مردم آن را در زندگي خود لمس کرده باشند.
دولت عنوان کرده که در شهريور1400 ميزان تورم در کشور60 درصد بوده است. اين در حالي است که براساس اطلاعات مرکز آمار ايران تورم در اين مقطع زماني45 درصد بوده است.دليل اين اختلاف عددي چيست؟
در اين زمينه بايد به مراجع رسمي مراجعه کرد و آمارهايي که مراکز رسمي در اين زمينه دادهاند. آمارهايي که به صورت رسمي در ايران داده ميشود مستند است و براساس واقعيتها اعلام ميشود. يکي از مراکز رسمي که آمار ارائه ميکند نيز مرکز آمار است. اين موضوع کارشناسي و اقتصادي است و اقتصاددانان بايد در اين زمينه ديدگاههاي خود را مطرح کنند. آمارهايي که در گذشته اعلام شده با آمارهايي که امروز اعلام ميشود قابل مقايسه است. نکته مهم در اين زمينه اين است که مردم توجهي به اين آمارها نميکنند و آنچه براي آنها حائز اهميت است وضعيت اقتصادي و سفره آنهاست. مردم به سفره خود نگاه ميکنند نه آمار. در حالي که يک سال از عمر دولت گذشته مردم اين سوال را از خود ميپرسند که در يک سال گذشته قدرت خريد آنها پايين آمده يا بالا رفته و عملکرد دولت در اين زمينه به چه ميزان موثر بوده است. آنچه براي مردم اهميت دارد قيمت کالاهايي است که در زندگي روزمره آنها نقش دارد. مردم به آماري که ارائه ميشود مبني براين که ميزان تورم در طول يک سال گذشته در چه شرايطي قرار داشته اهميت نميدهند و آنچه براي آنها مهم است اين است که در واقعيت چه تغييراتي در وضعيت اقتصاد کشور رخ داده است. مديران دولت هنگامي که قصد دارند آمار و ارقام ارائه بدهند بايد به مردم عادي توجه کنند که منظور آنها را متوجه شوند. اينکه موضوع را به عدد و رقم و کلي گويي بکشانيم چيزي نصيب مردم نميشود و مشکلات آنها حل نخواهد شد. مردم تنها به دستاوردهايي توجه ميکنند که پيامدهاي آن را در زندگي خود مشاهده کنند.
رئيسجمهور در حالي از شروط چهارگانه درباره برجام سخن گفت که شرايط احياي برجام در دولت حسن روحاني به وجود آمده بود و دولت سيزدهم ميتوانست از مواهب برجام استفاده کند. آيا رويکردي که دولت رئيسي درباره برجام در پيش گرفته به شکلي است که دولت بتواند به واسطه آن مشکلات مردم را حل کند؟
واقعيت اين است که از زمان تصميمگيري درباره برجام زمان زيادي گذشته و اين موضوع وارد يک فرايند فرسايشي شده است. فرسايشي شدن اين موضوع نيز روي زندگي مردم تأثيرگذار بوده است. هنگامي که مردم در انتخابات حضور پيدا ميکنند و به کسي رأي ميدهند که در آينده رئيسجمهور کشور شود اميدوار هستند که وي مشکلات آنها را حل کند و کاري کند که چالشهاي زندگي آنها کاهش پيدا کند. هر مسئولي بايد در مقابل مسئوليتي که نسبت به مردم دارد پاسخگو باشد. صاحبخانه اين کشور مردم هستند. به همين دليل بايد اصل را بر منافع و رفاه مردم گذاشت. برجام درگير گروکشيهاي سياسي شده است. در اواخر دولت آقاي روحاني اين فرصت وجود داشت که برجام احيا شود. اگر اين اتفاق رخ داده بود دولت سيزدهم ميتوانست از مواهب برجام استفاده کند و در همين راستا مشکلات مردم کاهش پيدا ميکرد. مجلس يازدهم با مصوبهاي که تصويب کرد به شکلي دست دولت روحاني را بست. از سوي ديگر با اينکه دست دولت رئيسي را براي برجام باز گذاشته اما هنوز برجام به نتيجه نرسيده است. نکته ديگر اينکه کسي درباره محتواي مذاکرات به مردم گزارش نميدهد که چه اتفاقي در مذاکرات در حال رخ دادن است.
اصولگرايان انتظار داشتند که با حضور ابراهيم رئيسي در پاستور سرمايه اجتماعي و سياسي خود را ارتقا بدهند. آيا اين اتفاق در يک سال گذشته رخ داده است؟
اصولگرايان بايد واقعيتهاي جامعه را نظر بگيرند که آيا در يک سال گذشته ميزان رضايتمندي مردم نسبت به گذشته بيشتر شده يا خير. سرمايه اجتماعي داراي شاخصههايي است که مهمترين آن کاهش آسيبهاي اجتماعي و افزايش رفاه و آرامش در سطح جامعه است. بايد شرايط را مورد سنجش قرار داد که در يک سال گذشته چه اتفاقي در کشور رخ داده و آيا دولتي برآمده از جريان اصولگرايي موفق شده در اين زمينه گامهاي رو به جلويي را بردارد. سرمايه اجتماعي براساس واقعيتها جامعه و ميزان رضايتمندي مردم بالا ميرود. در شرايط کنوني صداوسيما، مجلس و نهادهاي ديگر مرتب از دولت تعريف و تمجيد ميکنند و عملکرد دولت را به شکلي ارائه ميدهند که دولت در يک سال گذشته موفق شده تغييرات زيادي در کشور به وجود بياورد. برخي از مشکلات کشور در يک سال گذشته حل نشده است. امروز هنگامي که با مردم برخورد ميکنيم مشاهده ميکنيم که همچنان نگرانيها و ناراحتيها به خصوص در زمينه مسائل اقتصادي و گرانيها درسطح جامعه وجود دارد. از سوي ديگر آسيبهاي اجتماعي که عمدتا نيز ناشي از مسائل اقتصادي است افزايش داشته است. زماني ما ميتوانيم از ارتقاي سرمايه اجتماعي بگوييم که آمارها نشان بدهد که ميزان رفاه مردم افزايش داشته و از سوي ديگر ميزان آسيبهاي اجتماعي نيز کاهش داشته است.
مهمترين چالشهاي جريان اصولگرايي را در شرايط کنوني چه ميدانيد؟
مهمترين چالشهاي جريان اصولگرايي تناقضهايي است که اصولگرايان با آن مواجه هستند. اصولگرايان در گذشته در بيرون از قوه مجريه قرار داشتند و وعدهها و شعارهايي مطرح کردند که آرمانگرايانه بود. اين جريان هنگامي که قوه مجريه را به دست گرفت متوجه شد که شرايطي به شکلي که آنها تصور ميکردند نيست و برخي چالشهاي جدي در کشور وجود دارد. امروز اصولگرايان در شرايطي قرار گرفتهاند که بايد به اين مسائل پاسخ بدهند. به عنوان مثال در دولت گذشته سخناني را مطرح کردند و امروز سخنان ديگري مطرح ميکنند. نکته ديگر اختلافاتي است که در جريان اصولگرايي پديد آمده و ما مشاهده ميکنيم امروز از درون جريان اصولگرايي انتقادات جدي به دولت وارد ميشود. بدون ترديد اين وضعيت اگر ادامه پيدا کند احتلاف در بين اصولگرايان جديتر خواهد شد. اين موضوع نشان ميدهد که يکدستي قدرت ممکن است در ظاهر اتفاق خوبي باشد اما در عمل باعث بروز مشکلاتي خواهد شد.