بستن
کد خبر: ۱۰۲۲۲۴۲

سینما شغل نیست بلکه یکجور زندگی است

سینما شغل نیست 
بلکه یکجور 
زندگی است

به مناسبت روز ملی سینما و در ادامه سلسله نشست‌های تاریخ شفـــاهی «موزه‌‌سینما» با «تورج منصوری» از پیشکسـوتان عرصه فیلمبرداری سینما گفت‌وگویی تفصیلی داشته است. تورج منصوری با بیان اینکه اقوامش خراسانی هستند، گفت: در تهران به‌دنیا آمدم و بزرگ شدم. پسر خاله‌ام از مشهد به تهران برای تحصیل آمده بود. او در خانه‌اش عکاسی و در آنجا عکس ظاهر می‌کرد و من هم در همان کودکی علاقه‌مند شده بودم تا ببینم او در آن تاریک‌خانه چه کاری انجام می‌دهد و این کاغذ سفیدی که زیر نور قرمز تاریک‌خانه کم‌کم تبدیل به عکس می‌شد جادویی بود که من را ربود. وی با بیان اینکه اولین کار حرفه‌ای خود را در سینمای ایران به‌عنوان دستیار کارگردان انجام داده است، افزود: در اولین کار سینمایی‌ام دستیار زنده‌یاد یدا... صمدی برای فیلم «مردی که زیاد می‌دانست» بودم. من با فرامرز معطر فیلمساز قدیمی سینمای ایران هیچ‌وقت کار مستقل نداشتم و همیشه دستیار او بودم. یک پسر جوان، عاشق این کار بودم که عکاسی می‌کردم و اشتیاق زیادی داشتم تا کارهایی که او انجام می‌داد را یاد بگیرم و هیچوقت به‌عنوان دستیار از او طلب دستمزد نکردم و او هم با من طوری برخورد می‌کرد که شاگرد او هستم. خیلی دوران طولانی نبود اما دینی که به او دارم تا پایان عمر همراه من است. منصوری عنوان کرد: یادم می‌آید وقتی قرار بود با دوربین دیجیتال کار کنم خیلی با آن آشنایی نداشتم زیرا تازه به ایران آمده بود. به دانشجوی خودم تورج اصلانی مراجعه کردم و از او کار با دوربین دیجیتال را آموختم. جالب است که یک روزی من به او آموزش دادم و یک روز از او چیز بهتری را یاد گرفتم. این اتفاق خیلی قشنگ و فرآیند شیرینی است که یک روز به دانشجویی فیلمسازی را آموختم و یک روزی فیلمبردار فیلمش شدم و با افتخار هم کار کردم. وی با بیان اینکه اولین فیلمی که به‌عنوان مدیر فیلمبرداری کار کرده «جاده‌های سرد» بوده است، اظهارکرد: در آن فیلم محمود کلاری هم حضور داشت و شیرین‌ترین دوران‌ کاری من ۲ فیلمی است که با محمود کلاری کار کردم؛ فیلم‌های «آن سوی مه» و «جاده‌های سرد». همچنین همراه با علی نصیریان که به‌عنوان استاد و برادر بزرگ‌تر می‌شناسمش و عزت‌ا... انتظامی که بسیار دوستان خوب و آدم‌های فوق‌العاده حرفه‌ای بودند. منصوری درباره همکاری خود با مسعود جعفری جوزانی نیز توضیح داد: جوزانی از من خواست فیلم «با من حرف بزن» را با او کار کنم. آقای آقاجانیان صدابردار را از تلویزیون آوردیم، ایرج شهزادی که آن زمان با من کار می‌کرد به‌عنوان دستیار بود من مدیر فیلمبرداری، محمد آلادپوش به‌عنوان فیلمبردار و محمود کلاری عکاس فیلم و علیرضا رئیسیان دستیار بود. فیلم «با من حرف بزن» به‌عنوان دومین فیلم کوتاه جشنواره فجر شناخته شد که فیلم فوق‌العاده موثری بود و بسیار در بین مخاطبان درخشید.
کاویانی بازیگر درخشانی است
منصوری با اشاره به بازی‌های درخشان فردوس کاویــانی نیز گفت: فردوس کاویانی از بازیگرانی بود که در چند کار درخشان از جمله «بانو» و «در مسیر تندباد» و «یادودیدار» با او کار کردم. یکی از بازی‌های خوبی که از او در ذهن من مانده است «اجاره‌نشین‌ها» بود. وقتی فیلم «اجاره‌نشین‌ها» را دیدم هنوز با او کار نکرده بود و دائم در ذهنم این بود که داریوش مهرجویی از این نقش عمله در فیلم چه بازی خوبی گرفته است. فردوس کاویانی را نمی‌شناختم و نمی‌توانستم باور کنم که او فردوس کاویانی بازیگر است و عمله نیست. بسیار خوب بازی کرده بود و در باورم نبود که یک بازیگر می‌تواند تا این اندازه خوب بازی کند.
آشنایی با مهرجویی و شکیبایی
وی درباره آشنایی خود با داریوش مهرجویی ادامه داد: داریوش مهرجویی را خیلی تحسین کردم که برای فیلمبرداری که به نسبت او نام و نشانی ندارد و جوان است و تا به‌حال با او کار نکرده است فیلمنامه می‌فرستد. از فیلمنامه «هامون» بسیارخوشم آمده بود. باهم برای این فیلم صحبت نسبتا طولانی داشتیم و در همان‌جا زنده‌یاد خسرو شکیبایی را دیدم که پیش داریوش مهرجویی آمد. منصوری یادآور شد: یادم می‌آید آخرین پلان فیلم «هامون» را که می‌گرفتم سوار ماشین مهرجویی بودیم و هامون پشت ماشین نشسته بود و صحنه معروفی که می‌گوید «یک کم به راست یک کم به چپ خدایا یک معجره نشان بده» را می‌گرفتیم. در آن صحنه یک اتوبوس از کنار او رد می‌شود و می‌خواهد به دره برود و پاهایش می‌لرزد. کلوزآپی که از او گرفته می‌شود دوربین روی شانه من است و من جای پای شاگرد در پیکان نشسته بودم و پلان و برداشت آخر از فیلم «هامون» را با حضور خسرو شکیبایی گرفتم. مهرجویی گفت بس (هیچوقت نمی‌گفت کات) و من کات کردم. از من پرسید چطور بود و من گفتم خوب بود و او در پاسخ گفت برای ما هم خیلی خوب بود. یادشان نبود که پلان آخر فیلم است. اصغر شاهوردی هم پشت‌سر هامون نشسته بود. وی درباره همکاری خود با مسعود کیمیایی افزود: وقتی با مسعود کیمیایی کار می‌کنیم کارکردن با آدم‌های دیگر سخت است زیرا می‌داند چه می‌خواهد و به هیچ وجه گروه را اذیت نمی‌کند.
جلوی دوربین بازیگر محدود نمی‌شود
منصوری در ادامه بیان کرد: من یک ویژگی دارم که فکر می‌کنم اگر فیلمبردار ماندگاری شدم علتش همین یک ویژگی است. من تنها آدمی هستم که دوربینم به صحنه محرم است یعنی به هیچ وجه دوربین من نفر اول جلوی دوربین را اذیت نمی‌کند و بازیگر را محدود نمی‌کند. وی در پایان صحبت‌هایش متذکر شد: من معتقدم سینما یک شغل نیست، بلکه یکجور زندگی است. کسانی‌که می‌خواهند وارد آن شوند باید متوجه باشند وارد عرصه‌ای می‌شوند که شکل زندگی بیرون نیست، یکجور دیگری است. وقتی پشت دوربین هستیم و کلید را که می‌زنیم دیگر فرزند پدرمان نیستیم، دوستی نداریم، آن لحظه تمرکز یکپارچه فقط روی موضوعی داریم که دارد خلق می‌شود و این یعنی یک نوع اعتیاد که هیچ لذتی بیشتر از آن نیست.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی