بستن
کد خبر: ۱۰۰۴۳۶۴

مخالفت با شادی مردم در خانه!

مخالفت با شادی مردم در خانه!

آرمان ملي - اميد کاجيان: عذرخواهي مي‌کند، مقابل دوربين‌هاي تلويزيون. آدم را به شک فرو مي‌برد که مگر چه اتفاقي افتاده که مجري را مجبور کرده تا امروز اينگونه ابراز پشيماني کرده و البته با صدايي لرزان توام با استرس سخن بگويد. حتي اسم کارشناسي را که روز قبل در برنامه آمده را هم مي‌آورد و از قول او حرف مي‌زند، بدتر از آنکه مجري نه‌تنها از قول کارشناسي که به برنامه دعوت شده بود نظر سران صداوسيما و شايد برنامه‌سازان را القا مي‌کند، بلکه از قول مردم هم حرف مي‌زند و نظر مي‌دهد. او مي‌گويد: کارشناس محترم ما دکتر... اشتباه لفظي کرده و کلمه‌اي را به کار بردند که در شان برنامه و در شان شما بينندگان عزيز نبوده است و شما دوست نداشتيد بشنويد(!) قطعا قصد و غرضي در کار نبوده و اشتباه لفظي بوده و من به‌عنوان مجري وظيفه داشتم اين موضوع را همان موقع در برنامه اصلاح کنم اما چون زمان برنامه اندک بود فرصت نشد. گفتم امروز از اين طريق از شما عذرخواهي کنم. اما مگر اين مهمان تحصيلکرده و دکتر چه گفته بود که اينگونه مجري و صداوسيما را برآشفته کرده؟ کارشناس تنها در برنامه قبل به مردم توصيه مي‌کند که خانواده‌ها در شب يلدا شعر بخوانند و شاد باشند. زيرا علاوه بر کاهش استرس در روزهاي کرونايي باعث مي‌شود شادتر باشند و شب سبک‌تر بخوابند. اما لفظ رقصيدن و شادي باعث عذرخواهي روز بعد مجري شده . عذرخواهي او کاملا بيانگر اين موضوع است که آنچه از او خواسته‌اند تکرار مي‌کند؛ آن هم به چند دليل. نخست اينکه او در روز برنامه با به کار رفتن لفظ رقص و شادي از سوي کارشناس، نه‌تنها دچار کمبود وقت نبوده و اين مثلا اشتباه لفظي(!) را تصحيح نکرده است، بلکه با خنديدن بعد از اين لفظ نشان مي‌دهد که اتفاقا او هم ناراحت نشده است، اما احتمالا بعد از تاکيدات و تذکرات، در روز بعد عذرخواهي مي‌کند و اين واژه را اشتباه لفظي مي‌خواند و از کمبود زمان برنامه در آن روز مي‌گويد و اينکه به خاطر اين مسائل نتوانسته دخالتي کند. دوم اينکه برخلاف عذرخواهي اين مجري، اظهارات اين کارشناس به هيچ عنوان اشتباه لفظي نبوده است، چرا که کارشناس مذکور چندين بار اين واژه را تکرار مي‌کند و وقتي مجري خنديد، به او با اندکي تم شوخ‌طبعي مي‌گويد چرا مي‌خنديد؟ و بعد با جديت دوباره از اهميت آن در اين دوران سخت سخن مي‌گويد. سوم اينکه در حالي مجري مي‌گويد که مردم اين اظهارات را دوست نداشته‌اند که بعد از اين عذرخواهي او، واکنش‌هاي مردم در شبکه‌هاي اجتماعي مشخص مي‌کند که اين طور هم نبوده است.

تناقض تلويزيون اينترنتي با خانگي

محدوديت‌هاي صداوسيما از سانسورها گرفته تا عذرخواهي بابت به کار رفتن يک واژه در حالي صورت مي‌گيرد که از سويي ديگر اين روزها در ساخت برنامه‌هاي شبکه خانگي و اينترنتي وضعيت متفاوتي با اين رسانه را شاهد هستيم. تلويزيون‌ها و شبکه‌هاي اينترنتي که اتفاقا صداوسيما چشم طمع به تمام آنها دارد و مي‌خواهد تمام و کمال انحصار همه‌شان را از آن خود کند فضاي بازتر و به نسبت شادتري را تجربه مي‌کنند. در اين برنامه‌هاي اينترنتي مجوزدار به مراتب رويکردي ملايم‌تر را مي‌بينيم که در آن نه موسيقي عيب است و نمايش آلات موسيقي. وجود برنامه‌ها و سريال‌هايي که در نماوا و فيليمو و شبکه‌هاي خانگي ارائه مي‌شود، بيانگر نوعي تناقض عجيب در برنامه‌سازي‌هاي رسانه‌اي در داخل است. اينکه هم رسانه ملي و هم اين برنامه‌ها هردو با فيلترهاي مشخص و مطابق با مميزي‌ها انجام مي‌گيرد، اما خروجي تلويزيون‌هاي اينترنتي با رسانه ملي زمين تا آسمان فرق مي‌کند باعث تعجب است؛ البته که اين روزها تمام هم و غم صداوسيما نظارت بر اين تلويزيون‌هاي اينترنتي نيز شده تا حدي که اين رسانه مي‌خواهد برنامه‌ها و تلويزيون‌هاي اينترنتي نيز از زير فيلترهاي اين سازمان بگذرد. جداي از اين موضوع، پرسش بر سر اين است که مگر ملاک خط‌قرمزها و تعيين آنها چيست که شاهد اين حد از تفاوت و تناقض در برنامه‌سازي‌هاي اينترنتي و خانگي با رسانه ملي هستيم آيا مردم ايران يا فرهنگشان در آن واحد فرق مي‌کند که براي مسئولان يکبار يکسري مسائل کسر شان براي نمايش نيست و يکبار همان مسائل کسر شان است و بايد بابت پخشش عذرخواهي کرد؟ چرا بايد نظر وزارت ارشاد با صداوسيما تا اين حد متفاوت باشد؟ اگر صداوسيما بتواند سيطره‌اش را بر برنامه‌هاي اينترنتي هم افزون کند آن موقع قرار است با اين نظارت، محدوديت‌هايي در برنامه‌هاي اينترنتي را نيز شاهد باشيم؟ درحالي‌که هنوز صداوسيما از نمايش آلت موسيقي پرهيز مي‌کند، شاهد جنگ‌هاي مختلف در شبکه‌هاي تلويزيوني اينترنتي هستيم يا وقتي به کار بردن يک لفظ باعث عذرخواهي مجري مي‌شود در جايي ديگر اساسا در برنامه‌ها برخي از انواع آن هم به نمايش درمي‌آيد. جالبي ماجرا اين است، در اوج شرايطي که بسياري از عدم اقبال و اعتماد به رسانه ملي سخن به ميان مي‌آورند، اين اواخر نظرسنجي‌هايي از سوي خود آنها منتشر مي‌شود. نظرسنجي‌هايي که ادعا مي‌کند تلويزيون بالاي 85درصد مخاطب دارد. يعني چيزي حدود 90درصد مردم برنامه‌هاي سيما را با همين شکل و شمايل فعلي که مي‌بينيد، دوست دارند، درحالي‌که واقعيت کمي چيز ديگري است. اين اظهارات در حالي مطرح مي‌شود که بسياري به بودجه‌هاي اختصاص‌يافته سازمان هم انتقاد دارند و اين بودجه‌ها و تعداد پرسنل مشغول به کار اين سازمان را بسيار بيشتر از خروجي برنامه‌هاي آن مي‌دانند. حتي عده‌اي از اين بابت گلايه کردند که چگونه است يک شبکه ماهواره‌اي شايد با يک‌صدم اين تعداد پرسنل، گوي سبقت را از صداوسيما در جذب مخاطب ربوده؟ و در عوض صداوسيما به فکر انحصار شبکه‌هاي اينترنتي است. در تمام اين سال‌ها بعضا برخي شعارها در زبان معترضان نيز بيانگر همين حس عدم اعتماد به اين رسانه است؛ به‌ويژه سال‌هاي اخير فضاي اين بي‌اعتمادي ظاهرا بيش از قبل هم شده است. اين در حالي است که بودجه صداوسيما در سال 1400 با رشد 35 درصدي مواجه شده و اين رقم برابر با بودجه 20 استان کشور است. حال آنکه با تمامي اين احوال اين رسانه همچنان با شادي مردم فاصله دارد و ديدگاه‌هاي خودش را به نام خواسته‌هاي اصلي مردم روي آنتن مي‌برد. آنچه دو، سه روز پيش در مورد اظهارات کارشناس مذکور درباره شب يلدا رخ داد هم يکي از آخرين حواشي بود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی