اصلاحطلبان بــــراي مـــعرفي کانديداهاي خود در انتخابات 1400 با اختلافهاي زيادي روبهرو هستند. اما آخرين خبرها حـــاکي از آن است که بزرگان آنان توانستهاند به اجماع سازي جديدي برسند که هــمه 30 احــزاب اصلاحات در آن حضور دارند. فکر ميکــنيد اصلاحطلبان ميتوانند به يک وحدت جامع براي انتخابات 1400 برسند؟
جبهه شوراي عالي اصلاحطلبان با استعفاي آقاي عارف در حالت بلاتکليفي آمده بود. من کاملا احساس ميکنم که براي تنظيم حرکات اصلاحطلبان بايد برنامهريزي مدوني انجام شود و فقط هم هدف حمايت از کانديداي خاصي نيست. ببينيد چه شوراي عالي اصلاحطلبان تصميم بگيرد يا چه اين اجماع جديدي که درست شده مورد حمايت همه بزرگان قرار بگيرد و اشکالي هم ندارد، البته بحث جديدي که براي اين اجماعسازي جديد اصلاحات شکل گرفته هنوز به صورت قانوني و متعارف شکل نگرفته و بيشتر يک فعاليت خودجوش درون سازماني در جبهه اصلاحات ميباشد. اصلاحطلبان نبايد جاي همچون مرجعي را خالي بگذارند. چه شوراي عالي اصلاحطلبان باشد و چه اجماعسازي جديد اصلاحات نبايد ما کمبود يک گروه و تصميمگيري مستقل داشته باشيم. به اين نکته توجه کنيد که وظيفه تاسيس نهاد اجماعساز جديد اصلاحات در انتخابات فقط براي انتخابات و کانديداها نميباشد و بايد فعاليتهاي سياسي و تحرکاتي را که انجام ميدهند مشخص شود و از همه مهمتر خط مشي را که در فکر دارند بايد مشخص شود. اين نهاد اجماعساز جديد بايد تصميم بگيرند که ميخواهند خاموش باشند و يا قصد دارند تا به شرايط جامعه معترض باشند. يا اصلا اين نهاد قصد دارد به صورت فعال حرکت کند و در پشت سر يکي از کانديداها حرکت کند. اينها همه بحثهايي است که بايد با همديگر اجماع کنند و تکليف عدهاي که به هر حال جايگاههاي سياسي را اشغال کردند، مجاب کنند که به وظيفه سياسي خود عمل کنند. اگر بخواهند که در جايگاه خود هيچ تحرکي نداشته باشند يا موضعي نسبت به شرايط کشور نداشته باشند، آن زمان بايد در برابر مردم پاسخگو باشند. اما اگر صرفا اين اجماعسازيها صرفا در حمايت از يک کانديداهاي خاصي باشد، قطعا بحث هاي مبنايي که در کشور داريم مشخص نشود در آينده اصلاحطلبان تاثيري نخواهد داشت.
به نظر شما مانيفست اصلاحطلبان در انتخابات 1400 ميتواند آنها را به يک اجماع بر سر کانديداي موفق و مورد حمايت مردم برساند؟
قطعا مهمترين مسألهاي که بايد مورد بررسي قرار بگيرد، مانيفست اصلاحطلبان است و هر مانيفستي که ارائه مي شود بايد در برگيرنده نظراتي باشد که امروز براي مردم مهم است. مطالبات مردم در اين مانيفست بايد در نظر گرفته شود. اتفاقاتي که در اين چند سال در کشور رخ داده است و نگرانيهايي که آنها از شرايط کشور دارند را بايد اين مانيفست بتواند پاسخ دهد. با توجه به سابقه سالهاي گذشته ما کاملا متوجه اين موضوع شدهايم، فردي که سکاندار دستگاه اجرايي ميشود به تنهايي قدرت کامل را ندارد و نميتواند تصميمگيري کند. به هر حال مواضع افراد بايد شفاف، روشن و شجاعانه اعلام شود و اگر اين مواضع صادقانه نباشد به مشکل خواهيم خورد. اگر عزم و اراده در بين فعالان سياسي اصلاحطلبان و حتي مستقلان وجود داشته باشد و يا حتي کساني که به دنبال هويتهاي متعارف غيرسنتي هستند و در چارچوب کشور و مردم ايران ميخواهند فعاليت کنند، به نظر بنده اين مانيفست موثر خواهد بود و مفيد حساب ميشود. اگر اين شرايط وجود داشته باشد بيشک ميتواند در شکل گيري اين مانيفست کارساز باشد.
به نظر شما با توجه به شرايطي که در جامعه رخ داده اصلاحطلبان چگونه بايد به دنبال اعتمادسازي در جامعه باشند و مردم را دعوت به انتخابات کنند؟
مردم اساسا به سرنوشت خود علاقه دارند و به دنبال حل مشکلات خود هستند و اگر بدانند که مسير روشني در انتظار آنها است حتما در انتخابات شرکت ميکنند. البته ميزان مشارکت در حال حاضر جاي بحث فراواني دارد و ممکن است که مشارکت مردم در انتخابات بالا هم برود. اما اگر حضور مردم در انتخابات بالا هم برود شايد اصلا مشارکت سياسي نباشد. ما در سال آينده انتخابات شوراي اسلامي شهر و روستاها را خواهيم داشت که قطعا به صورت محلي و طايفهاي بسياري به کانديداهاي خود راي ميدهند و ما براي شناخت مشارکت مردم بايد حضور آنها را در انتخابات رياستجمهوري در نظر بگيريم که مردم به برنامهها، وعدههايي که کانديداها ميدهند و البته طرز تفکر و بينش سياسي آنها راي ميدهند. ده ها هزار نفر از نامزدهاي شهر و روستا و هزاران نفر کانديداهاي مختلف ديگر انتخاب ميشوند که اکثريت اين عزيزان يک گرايش خاصي دارند و حتما راي ميدهند. مشارکت هوشمند و سياسي ما در جامعه متاسفانه فعلا وضعيت خوبي ندارد و هيچ چيز هم مشخص نيست. درباره تحرکاتي که در مجلس وجود دارد هم من معتقد هستم که بسيار جانبدارانه است و بر اساس يکسري پيش فرضها انجام مي شود و من معتقدم که نمايندگان هم بايد شأن و شخصيت خودشان را حفظ کنند.