بستن

مردم! خشونت منجر به مرگ،خنده دار است؟

مردم! خشونت منجر به مرگ،خنده دار است؟

آرمان ملي- اميد کاجيان: بار ديگر تصاوير خشونت پليس با يک متهم آن هم در ملاعام اين‌بار در مشهد. با اين تفاوت که متهم زير شکنجه‌ها جان باخته است. اين اتفاق در حالي صورت مي‌گيرد که طي روزهاي گذشته تصاوير مشابه ديگري که روح هر انساني را بايد جريحه‌دار کند، نيز جنجال‌هاي زيادي به پا کرده بود، از دختر آباداني بر زمين افتاده و مامور حراست پا روي او گذاشته تا تصاوير اصطلاحا اوباش‌گرداني. اگرچه در حادثه مرگ مهرداد سپهري متهم مشهدي و پخش تصاوير او دادستاني وارد عمل شده اما آنچه آشکار است اينکه اين اتفاق نخستين مورد از رفتار با متهمان نيست و نخواهد بود. پيش از اين نيز نمونه‌هاي زيادي از اين ماجراها به لطف شبکه‌هاي اجتماعي به تصوير کشيده شده‌اند که هريک در گذر به باد فراموشي سپرده شده يا به سمت‌وسوي ديگري رفته است. حوادثي مانند آبادان، برخورد با افرادي که در حال اجراي موسيقي خياباني بودند و...، تا حکم سعيد مرتضوي مسئول حوادث تلخ کهريزک تا حادثه آبان 98 بخشي از وقايعي است که هم در دوربين‌ها به ثبت رسيده و هم در خاطرات مردم. اما تا پيش از اين معمولا در اين مواقع هر بار با توجيهي ورق برمي‌گشت و حتي کار به جايي مي‌رسيد که فرد خاطي عذرخواهي هم نمي‌کرد و درعوض جوانان کتک‌خورده با اين عنوان که در سناريوي ديگران گير افتاده‌اند، بازخواست هم مي‌شدند و مرتب در تلويزيون پخش مي‌شد و احتمالا بشود(!) گاه رفتارها در ملأعام به حدي است که بسياري از خود مي‌پرسند چرا در مقابل چشم مردم اينگونه عمل مي‌شود.

مردم نظاره‌گر هميشه در صحنه

اما در حادثه اخير مشهد، خشونت منجر به مرگ يک فرد شده، بيش از هميشه يک معضل اجتماعي و البته غمبار به چشم مي‌آيد که به اندازه همان خشونت و رفتار مشمئزکننده تلخ و اندوهناک است و آن سکوت مردمي است که به نظاره چنين رفتاري نشسته‌اند و گاه خنده‌هاي چندش‌آوري نيز دارند. همانطور که در دورگرداني چندي پيش خلافکاران شاهد جمعيتي بوديم که به تماشاي اين صحنه‌ها مشغول شدند. مردمي که در قبال رفتارهايي نيز اين کار مشابه را مي‌کنند‌. اما بدتر از همه در اين ميان هستند کساني که به حمايت از اين روش مي‌پردازند و اين‌گونه رفتارها را براي تنبه جامعه لازم مي‌دانند. کساني که البته بعد از مرگ اخير همين نظر را با چاشني محافظه‌کاري بيشتري مطرح مي‌کنند. اين عده اکنون انگشت اتهام را به سمت شبکه‌هايي گرفته که چرا اين فيلم را پخش کرده‌اند و امروز در مرگ سپهري هم مي‌گويند اين اتفاق امري عادي در تمام دنياست. اما در همه اين سال‌ها همين توجيه‌گران خشونت و البته ساکنان و تماشاگران اين صحنه‌ها بودند که شايد کار را امروز به چنين جايي رسانده‌اند. توجيه‌گراني که شوربختانه بخش عمده آن از همان مردمي هستند که در ماجراي درگذشت مهرداد سپهري نيز مانند فيلم سينمايي نگاه کردند.

روش‌هاي توجيه‌گران

توجيه‌گران در همه اين سال‌ها، براي آنکه بگويند مثلا حق دارند چند استراتژي را دنبال مي‌کنند، نخستين راهکار آنها تغيير دادن جاي شاکي و متهم است. استعمال موادمخدر، مشروب، هنجارشکني، ناراحتي مردم، سلب آسايش با نواختن موسيقي در خيابان و... از جمله مواردي هستند که در اين راستا به کار رفتند تا کتک زدن دختر نوجواني را عملي منطقي و معقول جلوه دهند. از سويي، در اين مراحل گاه صداوسيما نيز به کمک اين توجيه مي‌آيد و با ساختن جمله‌هايي از سوي بازداشت‌شدگان، سعي در کنترل افکار عمومي دارد که البته در بسياري از مواقع نيز در انجام اين کار موفق مي‌شود. غافل از اينکه تحت هيچ شرايطي باز هم رفتار خشونت‌آميز اينچنيني توجيه‌پذير نيست. روش نخ‌نماي بعدي در اين راستا پيدا کردن فيلم‌هايي از ماموران در کشوري ديگر است که برخورد خشن دارند، توجيه‌گران، با پخش اين فيلم‌ها سعي دارند اينگونه جلوه دهند که اينگونه برخوردها امري طبيعي است. عذري بدتر از گناه که تلاش دارد يک رفتار در ايران را با نمايش رفتار در جايي ديگر تميز جلوه دهد. راهکاري ديگر، آن است تا بگويند اين برخي از مردم هستند که بدرفتاري مي‌کنند و نتيجه‌اش برخورد با آنهاست اما آيا اولا رفتار ناصحيح يک فرد، مي‌تواند اين رفتارها توجيه کند. روش ديگر توجيه‌گران، تمرکز آنها بر رفتار خشن جلوگيري از بسط دادن اين روش ميان سايرين، در افکار عمومي است. به گونه‌اي که نشان دهند اين مورد تنها اتفاق روي داده و خشن از اين جنس بوده. درحالي‌که همه مي‌دانيم در طي اين سال‌ها چه تصاوير و فيلم‌ها و چه رفتارهايي که به چشم ديده‌ايم و اما در گوشي‌ها ثبت نکرديم. اما اي‌کاش به خود بياييم و ببينيم که به‌راستي چه بر سر ما آمده که اينگونه دست به توجيه مي‌زنيم تا کار به اينجا برسد و چه مي‌شود که در برابر اين رفتار سکوت کرده و به نظاره نشسته و حتي خنده هم بکنيم؟

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی