بستن

باید انتظار کرونا را می‌داشتیم!

باید انتظار کرونا را می‌داشتیم!
سید محمد بهشتی رئیس سابق پژوهشگاه میراث فرهنگی

جوامع در برابر بحران‌ها، چه طبيعي و چه اجتماعي و حتي معنايي، بي‌دفاع نيستند. فرهنگ هر جامعه ضامن حفظ بقاي آن جامعه در بحران‌هاست و فرهنگ است که نشان مي‌دهد يک جامعه بحران‌هاي طبيعي و انساني را چگونه از سر گذرانده است. فرهنگ يک سرزمين هر قدر کهن‌تر باشد مجهز به تدابير بيشتر و پيچيده‌تري براي تاب‌آوردنِ بحران‌هاست. در اين ميان سرزمين‌هايي که بنا به موقعيت طبيعي و تاريخي‌شان، به ناگزير بحران‌هاي بيشتري را پشت سر گذاشته‌اند، فرهنگ غني‌تري در مواجهه با بحران‌ها دارند. ايران را مي‌توان سرزمين بي قراري دانست، شرايط طبيعي ايران به علت وقوع بر تلاقي‌گاه کمربند بياباني و کوهستاني کره زمين، آن را همواره در معرض بيقراري‌هاي اقليمي و زمين‌شناختي قرار داده است. براي مثال در سال 1398 وزارت کشور اعلام کرده که در طول يک سال بيش از پنج هزار رويداد طبيعي در ايران از نوع سيل، زلزله، توفان، رانش زمين و نظاير اين رخ داده است که اسباب خساراتي در نواحي مختلف کشور شد. حالا هم کرونا بحراني است که ايران را نيز تحت تأثير قرار داده است. ايرانيان به تبع همان الگوي حيات هاگي، اين بار هاگ را در مقياس خانه بازآفريده‌اند. لذا مي‌بينيم که اين بحران، معناي تازه‌اي به خانه داده است؛ يعني خانه را دوباره محل زندگي و قرار و آرام کرده است. در همين شرايط هاگي فرهنگ ياريگري به شدت زنده است تا بدان جا که 40 درصد از جامعه به کمک گروه‌هاي آسيب‌پذير آمدند. به واقع در توفان بحران‌ها و بيقراري‌ها فرهنگ ايراني همواره حکم لنگري را داشته که کشتي حيات جامعه را از چنگ مرگ و نيستي نجات داده است. در آنفلوآنزاي سال 1918، چنانکه از نسل‌هاي قبل شنيده‌ايم که مردم در اين شرايط سعي مي‌کردند به جايي بروند که از مرکز بيماري و اپيدمي دور و در امان باشند. حالا هم رفتاري مشابه دارند؛ اين بار مردم به فضاي مجازي پناه برده‌اند. اين يعني هرقدر در خودآگاه بسياري از رفتارهاي جامعه آسيب‌زاست وليکن سازوکار فرهنگي يا همان ناخودآگاه در حال ايفاي نقش براي حفظ بقاست. انبوه سفرها در دوره کرونا با وجود اخطارهاي دولتي، واقعيتي درباره رفتارهاي ارادي و خودآگاه جامعه آشکار مي‌کند و آن اينکه نهادهاي تأديبي جامعه مثل آموزش و پرورش که مهمترين وظيفه‌شان به صلاح آوردنِ خودآگاه جامعه و تنظيم آن با ناخودآگاه فرهنگي است، کارآمد نيستند و نقششان را درست انجام نمي‌دهند. چنين نهادهايي اگر سازوکارشان مقوم فرهنگ نيست، دست‌کم نبايد مخلِ سازوکارهاي فرهنگي باشد. وليکن مي‌بينيم که چنددهه‌اي است که مخل سازوکارهاي فرهنگي هستند. هرچند فرهنگ ايراني آنقدر پرزور و غني است که به‌رغم اين شرايط کشتي جامعه را بالاخره از توفان‌ها نجات خواهد داد. راه‌حل بحراني مثل کرونا نه پيدا شدن واکسن، که تغيير رويه جوامع انساني نسبت به طبيعت است. چون به‌فرض کشف واکسن کرونا باز هم امکان اينکه محيط به طرز ديگري دست به حذف آدمي ببرد وجود دارد. از قضا هرقدر عنصر اخلالگر قدرتمندتر باشد، اکوسيستم نيز زور بيشتري براي حذف آن صرف مي‌کند. کرونا تنها هشداري است در مرتبه طبيعي براي انسان‌ها که آنان را دعوت مي‌کند دست از ايجاد اختلال بردارند و اکوسيستم محيط را در همه مراتبش به رسميت بشناسند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی