مادر الناز روزهاي سختي را پشت سر ميگذارد. در حالي که سعي ميکرد روحيه دخترش را براي مبارزه با سرطان بالا ببرد، همسرش مبتلا شد. او به بهبود سرطان دختر و همسرش اميدوار است.حمايت همهجانبه از کودکان مبتلا به سرطان و خانوادههايشان اصليترين مأموريت محک است. پيش از شيوع ويروس کرونا، حضور روانشناس در کنار کودک و خانواده، ترالي کتاب، معلم داوطلب و اتاق بازي در کنار تأمين هزينههاي درمان کودکان در اين مجموعه نقش مهمي را ايفا ميکرد. اما اکنون توجه به جلوگيري از شيوع اين ويروس در ميان کودکان مبتلا به سرطان، تغييراتي در نحوه ارائه برخي از خدمات حمايتي به کودکان محک ايجاد کرده است. در محک تلاش شده تا با وجود اين تغييرات باز هم توجه به بهبود کيفيت زندگي کودکان مبتلا به سرطان فراموش نشود.«الناز» يکي از کودکان تحت حمايت محک است که مبتلا به رتينوبلاستوم (تومور چشمي) است. او در دوران درمان، دچار عارضه کمشنوايي شده اما با وجود شيوع کرونا در همين دوران، محک توانسته علاوه بر ادامه درمان سرطان، در راستاي کنترل اين عارضه و ارتقاي کيفيت زندگي اين کودک نيز خدماتي ارائه دهد.بيماري الناز بهمن سال 1396 آغاز شد. درست از همان روزهايي که 3 ماه بيشتر نداشت. مادر او نقطه شروع مبارزه با سرطان فرزندش را اين طور توضيح مي دهد: اواخر بهمن سال 96 بود که با گريههاي شديد دخترم روبهرو شدم. چشمهايش انحراف داشت و اطرفيان ميگفتند با گذر زمان و بزرگتر شدن، مشکلش حل ميشود.اما مادر الناز به اين حرفها دل خوش نکرد. نگران حال دخترش بود. به همين دليل اسفند همان سال به يک متخصص چشم مراجعه کرد.«بعد از عکسبرداري از چشم دخترم تشخيص دادند که تومور چشمي است. وحشت زده شدم. به دليل پيشرفته بودن بيماري از تربت جام عازم تهران شديم تا بتوانيم مراحل درمانش را در بيمارستان فوقتخصصي سرطان کودکان محک بگذرانيم. پس از ورودمان به اين بيمارستان بلافاصله فرزندم تحت حمايت و درمان قرار گرفت.»مراحل شيميدرماني الناز تا مهر 97 ادامه پيدا کرد و پس از روزها و شبهاي پر از استرس و نگراني، بالاخره قطع درمان شد. اما در اين ميان عارضه کمشنوايي نيز بروز کرد. مادر الناز ادامه ميدهد: پس از شروع عارضه کمشنوايي در فرزندم، محک سمعک در اختيارمان قرار داد تا عارضه کمتري متحمل شويم.با اين حال اما مادر الناز مشکلات روحي زيادي را متحمل شده بود. غم دوري از خانه و کاشانه اش يک طرف و غم دخترش در طرف ديگر. «در اين مدت مرتب به مددکاران اجتماعي و روانشناسان مجموعه مراجعه ميکردم تا کمي آرام شوم و از نظر روحي خودم را بازيابم تا محکم و قوي در کنار دخترم باشم. حتي در کلينيک روانشناسي محک روان پزشکان برايم دارو تجويز کردند تا بتوانم با مشکلات کمتري مراحل درمان دخترم را سپري کنم.»با همه مشکلات مادر جوان و دخترش با گذراندن مراحل درمان، به محل زندگيشان بازگشتند و اين بار از راه دور تحت حمايت محک هستند. همه مراحل درمان الناز مرتب از سوي مددکاران اجتماعي پيگيري ميشود. همچنين خدمات ديگري مثل بن خريد کالا و پوشاک زمستانه، پرداخت هزينههاي رفت و آمد به مراکز درماني براي درمان عوارض سرطان الناز در اختيار خانوادهاش قرار ميگيرد.اما فرازونشيبهاي زندگي پس از تشخيص و شروع درمان بيماري الناز خانواده او را رها نکرد. در شهريور سال 1398 تومور مغزي پدرش تشخيص داده شد. در همين زمان واحد خدمات حمايتي محک دست به کار شده و با افزايش مشاورههاي حضوري و غيرحضوري خود روحيه مادر خانواده را براي مبارزه دوباره با سرطان تقويت کرد.