آرمان ملي- اميد کاجيان: حسن روحاني، رئيسجمهوري يکبار ديگر دستانش را به سوي ساير سران قوا که روزگاري رقباي انتخاباتي او بودهاند دراز کرده است، او که تحتتاثير نمايشهاي استيضاح و شانتاژهايي که در مجلس يازدهم پيرامون استيضاحش صورت گرفته نيز قرار دارد، واکنشي به اين اقدامات بيثمر هم نشان داده است. او تلويحا با اشاره به طرح استيضاحش اعلام داشت: «در اين اوضاع ممکن است فرد، جناح، حزب يا رسانهاي حاشيه ايجاد کند؛ بايد از آن بگذريم و وارد حاشيه نشويم دو دست بيشتر نداريم؛ با يک دست با تحريم و با يک دست با کرونا مبارزه ميکنيم؛ بنابراين نبايد به جنجالها اعتنا کنيم.» روحاني به بياني ديگر ميگويد به دولت فشار مضاعف وارد نکنيد، به دو دليل بهخاطر تحريم و همينطور کرونا. اما کليدواژه عدم اعمال فشار به دولت بهخاطر کرونا قبلا هم تکرار شده است. رئيسجمهور نخستينباري نيست که ميگويد دعواها و اعتراضات را بايد به زماني بعد از کرونا انداخت، او چند روز پيش از اين نيز گفته بود، که حملات به يکديگر را لااقل به بعد از کرونا موکول کنيد. تعبير روحاني در اين روزها اين است که تا اوضاع کرونايي امروز وجود دارد، درگيريهاي جناحي و اعتراضات مردمي را بايد تعطيل کرد، چرا که مشکلات کشور با کرونا دوچندان شده و در وضعيت حساسي هستيم، اما آيا همه چيز هماني است که به نظر ميآيد؟
ايران قبل و بعد از کرونا از بعد سياسي
در اينکه کرونا در جهان يک اتفاق اسفناک بوده و دنيا را به دردسر انداخته شکي نيست. قطعا اين موضوع در کنار مشکلات فراوان اقتصادي و اجتماعي براي همه دنيا يک دردسر بوده است، اما آيا از حيث سياسي نيز همين اتفاق را براي تمام کشورها بهصورت يکسان داشته است؟ در پاسخ به اين سوال شايد نگاهي به شرايط سياسي ايران قبل و بعد از کرونا بتواند بهدرستي اين موضوع را مشخص کند که آيا کرونا در ايران تاثير منفي داشته؟ ايران اين روزها در کنار شرايط کرونايي يکي از عجيبترين شرايط اقتصادي دنيا را تجربه ميکند. مشکلات عديده اقتصادي، کاهش ارزش پول ملي، افزايش دائمي قيمتها در سال 99 چيزي نيست که کسي را ياراي ايستادگي در برابر آن باشد. اين اتفاقات در حالي رخ ميدهد که بيترديد دوسال گذشته نسبت به سال 99 شرايط بهتري از بعد اقتصادي وجود داشت. اما ديماه 96 را کسي از ياد نبرده است. آن زمان هم مشکلات اقتصادي البته به تحريک عدهاي از اصولگرايان به تجمعي در مشهد عليه دولت منجر شد. اما آن اجتماع، ناگهان از حالت جناحي خارج شد. ديماه 96 رنگ و بويي فراتر از اعتراضات دولتي به خود گرفت. دو سال بعد هم همگي شاهد بوديم که افزايش يکشبه قيمت بنزين به سههزارتومان نتيجهاش وقايع تلخ آبان 98 شد. بحرانهاي اقتصادي سالهاي 96 تا 98 به هيچ عنوان به اندازه 99 و قابل قياس با آنچه اين روزها مردم با آن روزگار ميگذرانند، نبود. اما شاهديم اکنون باوجود مشکلات مردم همراهي و مقاومت ميکنند تا از اين شرايط سخت عبور کنيم. يقينا وجود کرونا در کشور را ميتوان يکي از دلائل دانست. ترس از کرونا و آرزوي رخت برکندن آن در کشور باعث شده تا مردم فعلا به اين مهم بينديشند و حساسيتهاي معمول نسبت به مشکلات اقتصادي را نيز نداشته باشند. آنها اين روزها تنها به روزمرگي و دنبال کردن اخبار فوتيهاي کرونا بسنده ميکنند و براي همين فعلا ناتوانيهاي مالي و مسائل سياسي را به اولويت دوم خود تبديل کردهاند. نتيجه آنکه ساختار کشور در سال 99 و در اوج فشار اقتصادي با ازهمگسيختگي عليه خود، روبهرو نيست.
بعد از کرونا يا بعد از دولت؟
از سويي ديگر اما حسن روحاني از مخالفانش ميخواهد تا مبارزههاي جناحي را به دوراني بعد از کرونا ارجاع دهند، دوران پساکرونا البته که دوراني نامعلوم است اما قطعا که زمان آن به بعد از دوره رياستجمهوري حسن روحاني ميرسد. به عبارتي چه در واکنشهاي مردمي چه در واکنشهاي سياسي موکولشدن هرموضوعي به بعد از کرونا به معناي موکول شدن هر اتفاقي به بعد از دوران رياستجمهوري حسن روحاني است. با اين اظهارنظر رئيسجمهور به همه ميگويد دعواهايتان را به بعد از دولت من حواله دهيد و انتقادهايتان از دولت من را هم به بعد از اين موکول کنيد.
تغيير در آمريکا
اما کرونا اين روزها يک فايده ديگر نيز از نگاه خيليها ميتواند بر وضعيت کنوني داشته باشد؛ موضوعي که سرمنشا آن نه در داخل بلکه در انتخابات آمريکاست. بيترديد يکي از مهمترين دلايلي که موضع ترامپ را تا اين حد نسبت به بايدن در جايگاه ضعيفتري قرار داده است، موضوع کروناست. ترامپ تا قبل از کرونا به گواه حتي مخالفانش اگرچه شايد در سياستهاي خارجه توفيق چنداني نيافته بود اما در عرصه سياست داخلي موفق بود. افزايش رشد اقتصادي آمريکا، افزايش اشتغال مردم اين کشور مواردي بودند که هواداران او را حتي از انتخابات 2016 نيز بيشتر کرده بود. اما ناگهان مهمان ناخوانده کرونا تمامي دستاوردهاي داخلي او را تحتالشعاع قرار داد، از سويي اشتغالزاييهايش ناگهان به ورشکستگيهاي اقتصادي بدل شد و طبيعتا همه آنچه او در رشد اقتصادي آمريکا رشته بود، پنبه شد. در اين ميان اما، مديريت کرونا توسط او نيز مزيد بر علت شد تا انتقادها را از ترامپ دوچندان کند، آمار بالاي مبتلايان و درگذشتگان آمريکا و البته عدم پايبندي شخص خود او به پروتکلها باعث شد تا اين موضوع نيز در جهت تضعيف موقعيت او تاثيرگذار باشد، اکنون کرونا ميتواند به مانند عدو شود سبب خير، ترامپ را از رسيدن به رياستجمهوري بهخاطر همه اين تاثيرات بر جامعه آمريکا منع کند و بيترديد اين نيز يک اتفاق خوب ديگر براي سياسيون ايران خواهد بود.
کرونا راهحل سياسي
ازهمينروست که به نظر ميآيد برخلاف تصورات يا تلاش براي القاي کرونا بهعنوان يک مشکلآفريني سياسي در کشور اين موضوع در ايران از بعد سياسي، حکم خريد زمان و البته مديريت بحران را نيز پيدا کرده است. اين را ميتوان بهخوبي در اظهارنظرهاي حسن روحاني طي روزهاي گذشته نيز بهخوبي درک کرد. کرونا اگرچه مانند ساير کشورها بهعنوان مصيبتي براي مردم ايران به شمار ميآيد اما فوايدي نيز براي سيستم فعلي کشور داشته است؛ فوايدي که قطعا در آدرسهايي که حسن روحاني اين روزها ميدهد ميتوان ردپايش را پيدا کرد.