آرمان ملي: هنوز يک هفته از خبر خودکشي سيد محمد موسويزاده، دانشآموز 11 ساله در شهرستان دير استان بوشهر نگذشته است که روز گذشته خبر خودکشي يک دانش آموز 11 ساله ديگر خبرساز شد. حسن خانجاني، دادستان استان همدان اين موضوع را تاييد کرده و گفته است: «پدر و نامادري کودک 11 ساله اعتقاد دارند ممکن است خودکشي بر اثر تأثير گرفتن از چالش مومو باشد اما اين ادعا هنوز محرز نشده است.» او همچنين افزود که «طبق گفتهها نوجوان خود را حلقآويز کرده و اين ادعا نيز بايد بررسي شود». بعد از مرگ محمد موسويزاده نيز، دو مقام استان بوشهر از خودکشي يک نوجوان که به دليل فقر و زنداني بودن پدرش ترک تحصيلکرده و به کار در يک سنگفروشي مشغول بود به عنوان دومين مورد از خودکشي کودکان و نوجوانان در اين استان در کمتر از يک هفته خبر داده بودند. همانطور که مجيد خورشيدي، معاون استاندار بوشهر، از خودکشي اين نوجوان در جنوب اين استان و اينبار در شهر کنگان خبر داده و اين موضوع را نگرانکننده خوانده است. خانواده اين نوجوان ساکن کنگان، بهدليل حبس پدر با محکوميت قتل عمد، از فقر اقتصادي و آسيبهاي اجتماعي رنج ميبردند. به گفته خورشيدي، خانواده اين نوجوان درحالي که بومي شهرستان کنگان نبودند در يک خانهباغ در اين منطقه سکونت داشتند و پدر خانواده نيز در يکي از استانهاي همجوار بوشهر زنداني و در حال تحمل کيفر بوده است. خورشيدي سن دومين قرباني خودکشي در جنوب بوشهر را 15 سال اعلام کرد و گفت که اين نوجوان از دو سال پيش و در پي زنداني شدن پدر ترک تحصيل کرده بود و در يک کارگاه سنگفروشي کار ميکرد.
تبعات کاهش سن خودکشي
با توجه به اين روند خودکشي دانشآموزان و نوجوانان در حال تبديل شدن به يکي از معضلات مهم اجتماعي است، در حاليکه بسياري از جامعهشناسان معتقدند که بزرگترين تهديد و خطر خودکشي جنبه يادگيري و آموزشي آن را براي افراد ديگر دارد. همانطور که سيد حسن موسوي چلک، رئيس انجمن مددکاران اجتماعي ايران از کاهش سن اقدام به خودکشي در کشور ابراز نگراني شديد ميکند و به «آرمان ملي» ميگويد: يکي از مشکلات ما در اقدام به خودکشي، جنبه يادگيري آن در جامعه است که باعث ميشود که هر فردي که ناراحتي برايش به وجود ميآيد، دست به خودکشي بزند، به اين دليل است که ميگويند اگر در محيطي فردي اقدام به خودکشي کرد، اطرافيان آن فرد و کساني که در آن محيط قرار داشتند بايد برنامههاي پيشگيرانه در مورد آنها انجام شود، چون ريسک خودکشي در چنين خانوادهها و محيطهايي در حالت معمول بيشتر از ساير نقاط است. وي براي تاييد اين ادعا به خودکشي چند دانشآموز و نوجوان در هفته گذشته اشاره ميکند و ميافزايد: شيوع کرونا زشتيها و مشکلات جامعه را نمايان کرد. به عنوان مثال نوجوانان 10 تا 15 سالهاي که به دليل نداشتن گوشي هوشمند و فقر خانوادهشان اقدام به خودکشي ميکنند و اين امر نشانگر مشکلات اقتصادي جامعه است که اين روزها کودکان را نيز درگير کرده است. بيشک خودکشي راه برونرفت از مشکلات نيست و براي فرد مشکلات بسياري را بر مشکل قبلي ميافزايد و اصلا نميتواند راهگشا باشد. اينها را بايد آموزش و پرورش به دانشآموزان آموزش دهد و از تابوهاي کهنه و نخنماي خود دست بردارد. طبيعتا آموزشوپرورش و رسانهها نقش اساسي در بالابردن سواد اجتماعي دارند و مجموعه دانشگاهها در اين رابطه ميتوانند موثر عمل کنند. نکته بعدي نقش مشاوران و روانشناسان در اين رابطه است و بايد نگاه جامعه نسبت به روانشناس تغيير پيدا کند، چون قرار نيست حل همه مشکلات برعهده خود فرد باشد. بهتر است که از ظرفيت منابع و متخصصان اجتماعي مانند روانشناسان، مددکاران، مشاوران و روانپزشکان استفاده کنيم.