چند روز پيش آماري را از بازيکنان قديمي باشگاه پرسپوليس ديدم که مبلغ قراردادشان صفر بود، يعني هيچ پولي از باشگاه دريافت نميکردند. اين موضوع نشان ميدهد قديميها تعصب بيشتري نسبت به بازيکنان جديد داشتند. البته اين موضوع را بايد در نظر گرفت که در آن زمان شرايط کمي متفاوت بود و فوتباليست در کنار فوتبال بازيکردن شغل ديگري نيز داشت. در آن زمان هفتهاي 3 روز تمرين ميکردند و زمان کافي براي شغل دوم وجود داشت. آن نفراتي که شغل دوم نداشتند و اکنون بازنشسته شدهاند، با مشکلات مالي مواجه هستند. الان بازيکنان 6 روز تمرين ميکنند و يک روز مسابقه ميدهند و همه آنها ادعاي حرفهاي بودن نيز دارند. يعني هر روز بازيکن در اختيار باشگاه و تيم است و شغلش فوتبال است. اما در اين روزها بايد همه چيز را در نظر گرفت. در وضعيت اين روزها حقوق يک کارگر و يا کارمند زير 3 ميليون تومان است. مشکلات اقتصادي موجود را بايد در نظر بگيريم که کرونا هم به آن اضافه شده است. در خيلي از کشورهاي دنيا بازيکنان به باشگاه پيشنهاد دادهاند که با توجه به شرايط موجود از مبلغ قراردادش کم کنند. اما در کشور ما اين موضوع کاملا برعکس شده و رقابتي بهوجود آمده است که مبلغ قرارداد بازيکنان چندين برابر شود. بازيکني از يک باشگاه معمولي ليگ که قراردادش با آن تيم 500 ميليون تومان بوده، به يک باشگاه مطرح آمده است و قرارداد 3.5 ميليارد توماني امضا کرده است. اين روزها ديگر تعصب به تيم و عشق به پيراهن معنايي ندارد و فقط پول ملاک است. بازيکنان بايد شرايط را درک کنند. نميگويم اين افراد از حق فني خودشان کمتر بگيرند، اما در اين فوتبال ورشکستهاي که ما داريم و اکثر باشگاههايمان بدهي دارند و پروندههاي قطوري در فيفا داريم، چرا مديرعامل يک باشگاه بايد چنين قراردادي امضا کند. يک بازارگرمي و رقابت نيز بين بازيکنان بهوجود آمده است. در اين ميان مديربرنامهها و دلالها که مبالغ بازيکنان را بالا ميبرند، بسيار تاثيرگذار هستند. بازيکنان به يک باشگاه ميروند و با آنها عکس مياندازند، در شرايطي که هدفشان يک باشگاه ديگر است. با اين کار در سايتها و فضايمجازي بازارگرمي ميکنند تا مبلغ قرارداد خود را بالا ببرند. بعداز اين اتفاق مديرعامل ميآيد و ميگويد اين بازيکن را من از دهان شير در آوردم. بازيکني که نهايتا 2 ميليارد ميارزد، قرارداد 4 ميلياردي امضا ميکند. در نقلوانتقالات هميشه رقابت وجود دارد و باشگاهها بهدنبال اين هستند که بهترين نفرات را جذب کنند. دراين مورد نيز مديربرنامهها نقش کليدي دارند. بهنظرمن مديربرنامهها اين روزها حاکمان فوتبال هستند. در اين فوتبال ورشکسته قرارداد يک بازيکن نبايد بالاي 3 ميليارد تومان باشد که آن هم زياد است. اين يک ظلم به تمام ملت ايران است. شرايط جامعه را خود بازيکنان متوجه هستند، يک کارمند اگر خانه نداشته باشد، نصف درآمدش را بايد براي کرايه خانه بدهد. اما بازيکنان فوتبال ما وضع مالي خوبي دارند و با چنين مشکلاتي روبهرو نيستند.