ادامه از صفحه يک
دلواپسان بدون آسيب شناسي و بررسي عميق و در عين حال دقيق عملکرد و کارنامه وزارتخانه ها و دولت روحاني و همچنين ارائه برنامه پيشنهادي درست و کاربردي به منظور اصلاح برخي عملکردهاي غلط دولت، صرفاً و صرفاً تمرکز خود را تخريب رئيس جمهور و بهخصوص رويکرد وي در خصوص مذاکره با آمريکا قرار دادهاند؛ منتقدان دولت در اين راستا مستمر بر اين نکته تاکيد دارند که «مذاکره»، يعني «سازش» و «سازش» يعني «تسليم کشور» و بر همين مسير ريلگذاري خود ميکوشند که اين گزاره را به مردم بقبولانند.
اما به راستي دلواپسان و منتقدان دولت از اين مشي و منش سياسي خود به دنبال چه هستند؟ به واقع اين جريان از چه چيزي نگران است؟ دلواپسان چه چيزي هستند که بعد از يک هفته تخريب، توهين و هتاکي به دولت و شخص رئيسجمهور دست به برگزاري همايشي براي تکميل اين تخريبها و توهينها زدهاند؟ پاسخ اين سوال چندان دشوار نيست. چرا که مروري بر عملکرد اين جريان در استفاده از پارهاي از مقدسات مذهبي و ديني و استفاده از شعار مرگ بر آمريکا و استکبار ستيزي در جهت تخريب و کنار گذاشتن رقباي خود در عرصه سياست و بهخصوص در آستانه انتخابات رياستجمهوري 1400، ميتواند به روشنتر شدن ابعاد دلايل و اهداف پشت پرده اين نگرانيها و تکاپوهاي دلواپسان و منتقدان دولت کمک کند. لذا ميتوان اينگونه برداشت کرد که اين دلواپسان نگران احياي برجام و رونق مجدد گفتمان مذاکره طي هفتههاي بعد از برگزاري انتخابات ايالات متحده آمريکا هستند. دلواپسان به خوبي ميدانند که رئيسجمهور در استفاده از فرصت پيروزي جو بايدن به منظور مذاکره مجدد با آمريکا و احياي برجام براي لغو تحريمها، تعديل مشکلات کشور به خصوص در حوزه معيشتي و اقتصادي و در نهايت بهبود وضعيت مردم درنگ نخواهد کرد. چراکه همين منتقدان دولت به خوبي مي دانند دولت حسن روحاني به شدت نگران بغرنج تر شدن وضعيت معيشتي و تشديد چالشهاي اقتصادي ملت است؛ رئيسجمهور به عنوان رئيس قوه مجريه در جريان آمار و ارقام درآمدهاي مردم است؛ در جريان مطالبات مردم براي بهبود وضعيت کشور است؛ در جريان بحرانهاي اجتماعي و امنيتي ناشي از تداوم اين شرايط و هزاران مسئله ديگر است. بنابراين حسن روحاني با درک اين شرايط و چالشها به دنبال يافتن راهي براي برون رفت از اين مشکلات است. پس شک نکنيد که روحاني در صورتي که فرصتي پيش آيد از آن نهايت استفاده را براي بهبود وضعيت کشور خواهد کرد. چون دلواپسان ميدانند که پيروزي حسن روحاني در انتخابات رياست جمهوري سال 96 مديون بهبود وضعيت اقتصادي و معيشتي ويران شده کشور توسط دولت دهم و شخص محمود احمدينژاد بود که در سال هاي 94 و 95 با استفاده از ابزار مذاکره و برجام ترميم پيدا کرد. پس اين منتقدان بر اين واقعيت غير قابل انکار و غير قابل کتمان آگاهند که اين برجام و توافق هستهاي بود که باعث استمرار و تداوم دولت حسن روحاني در دوره دوازدهم رياست جمهوري شد. لذا براي جلوگيري از پيروزي مجدد گزينهاي از همين جريان با استفاده از ابزار مذاکره و احياي برجام دست به کار شدند تا بتوانند با به کارگيري تريبون هاي خود و همچنين بهره گيري از توان و ظرفيت نهاد مجلس که اکنون در اختيار آنان است، استيضاح و برکناري رئيس جمهور را در دستور کار قرار دهند. دلواپسان سعي دارند از رسانههاي متبوعشان استيضاح روحاني را به يک مطالبه و خواست عمومي بدل کنند. از اين جهت منتقدان حتي از موجسواري بر مسائلي مانند افزايش بهاي ارز، بيارزش شدن پول ملي و هزاران مسئله ديگر براي پيگيري استيضاح روحاني باکي ندارند. کما اين که اين جريان پيش از اين هم حتي از به کارگيري ابزارهاي معنوي و ديني هم براي حذف رقباي خود درنگ نکرده است. دلواپسان به واقع بهدنبال آن هستند که ارکان قدرت را در مقابل خواستي قرار دهند؛ خواستي که همين جريان با ابزارهاي گوناگون خود و نيز با به کارگيري تريبونهايشان وانمود ميکنند که در سطح جامعه عموميت پيدا کرده است. اين در حالي است که به موازات تکاپوهاي اين داواپسان در داخل کشور براي تخريب دولت، ذيل احتمال احياي گفتمان مذاکره در صورت پيروزي جو بايدن ما شاهد تحولات معناداري در سطح منطقه و جهان هستيم. کما اين که هفته گذشته رژيم صهيونيستي و عربستان سعودي هم از احتمال پيروزي جو بايدن، بازگشت آمريکا به برجام و لغو بخشي از تحريمهاي ايران ابراز نگراني کردهاند. حال تو خود حديث مفصل بخوان از اين مُجمل که چرا دلواپسان و منتقدان دولت در داخل کشور به اندازه صهيونيستها و سعوديها از پيروزي جو بايدن و احتمال بازگشت آمريکا به برجام به يک اندازه دلواپس و نگرانند؟! آيا اين نگراني همزماني داخلي، منطقهاي و جهاني اتفاقي است؟!