به نظر ميرسد بخشي از اردوگاه اصلاحات فعاليت خود را براي انتخابات رياستجمهوري سال 1400 آغاز کرده است. آيا ميتوان اميدوار بود تحرک شکل گرفته به تمامي بخشهاي جريان اصلاحات تسري پيدا کند؟
آن چيزي که در شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات درحال وقوع است، بيشتر طرح مباحث، برنامهها، راهکارها و همچنين انسجام در کار جمعي، سياسي و انتخاباتي است اما تا به حال در جريان اصلاحات، کسي مصداقي صحبت خاصي نشده است و بيشتر بحثي که مطرح است، بحث مطالبات و تدوين برنامه هستند تا مصداق. يعني در حال تدوين برنامههاي انتخاباتي براي انتخابات رياست جمهوري 1400 هستند و هنوز جريان اصلاحات وارد مصداق نشده است. هنوز در مورد مصداق هيچ صحبتي به ميان نيامده است. بحث موجود، بحث حضور و مشارکت مردم در انتخابات است که آن هم مستقل از جريانهاي سياسي به نهادهاي حاکميتي بازميگردد که بايد شرايطش را فراهم کنند. اسامي اي هم که مطرح ميشود، بيشتر جنبه گمانهزني دارد تا اينکه در جريان اصلاحات در مورد آن مباحثي شروع شده باشد.
با توجه به همين گمانهزنيها، کدام يک از اصلاحطلبان قدرت اجماع رأي را براي سال آينده دارد؟
ما پيش از مصداق بايد به سراغ برنامه برويم و مطالباتي وجود دارد که ما بايد به آنها بپردازيم و در واقع مردم بايد نسبت به آن مطالبات و برنامههايي که جريانهاي سياسي ارائه ميکنند، اقبال نشان دهند، نه بر اساس مصداقها. و الا اگر ما تنها بخواهيم به سراغ مصداق برويم، به نظر نميرسد که مردم استقبالي نشان دهند. به هر حال آن چيزي که در جريان اصلاحطلبي وجود دارد، قاطبه احزاب و شخصيتهاي سياسي هستند و در راس آن هم اشخاصي مثل رئيس دولت اصلاحات حضور دارند و ميتوانند تعيينکننده باشند.
اخيرا آيتا... موسويخوئينيها بيانيهاي ارائه کردند مبني بر تشويق مردم به حضور پاي صندوقهاي راي. برخي گمانهزنيها حاکي از آن است که ايشان به دنبال رهبري جريان اصلاحات هستند. شما اين گزاره را تا چه حد صحيح ميدانيد؟
آقاي خوئينيها جايگاه خودشان را دارند و رئيس دولت اصلاحات هم جايگاه خودشان را دارد. موسويخوئينيها بيشتر نگرانياش از بابت حضور مردم در انتخابات 1400 و آمدن آنها پاي صندوق هاي راي است. ايشان هشدار دادند زيرا نگران وضعيت هستند و براي همين هم به صحنه ورود کردند. او به هيچ عنوان به دنبال گرفتن جاي رئيس دولت اصلاحات و گرفتن رهبري جريان اصلاحات نيست. هر کدام از اين بزرگواران جايگاه خاص خودشان را دارند و مورد احترام جريان اصلاحطلب هم هستند.
ممکن است که در آستانه انتخابات سال 1400 برخي گشايشهاي سياسي در قبال اصلاحطلبان صورت گيرد؟
اگر کلا نسبت به رفتارهاي گذشته که خروجي آن انتخاباتهاي اخير باشد نظري بيفکنيم به نظر ميرسد اين انتخاباتها آنطور که بايد و شايد به انجام نرسيده است. لذا اگر برخي نهادهاي نظارتي تجديدنظر کرده و گشايشي هم فراهم کنند، قطعا ما شاهد آسيبهاي جديتري نخواهيم بود و حتي به مشارکت حداکثري هم کمک خواهد شد.
جامعه در حال حاضر چه ديدگاهي نسبت به جريان اصلاحات دارد؟
من فکر ميکنم که جامعه از جريانهاي سياسي عبور کرده است و درون اين جريانهاي سياسي، جريان اصلاحطلب هم قرار دارد. و الا اينکه ما بگوييم جامعه نسبت به جريان اصلاحطلب، ديگر آن حس گذشته را ندارد، درست نيست. جامعه از سياستها و رفتارهايي که شاهد بوده، دلزده است و ما نميتوانيم اين دلزدگي را تنها منتسب به جريان اصلاحطلب بدانيم.
تا چه ميزان موافق حضور زنان در قامت کانديداتوري انتخابات 1400 هستيد؟
به هر حال اگر اين ظرفيت وجود داشته باشد، اين زمينه براي زنان فراهم شود و زنان به انتخابات ورود کنند، حتما ما استقبال ميکنيم. از طرفي نميتوان گفت که در ميان زنان فردي که قابليت اداره قوه مجريه را داشته باشد وجود ندارد اما بايد هم خود آن فرد و هم جريانات سياسي به يک اجماعي برسند و زمينه را در جامعه مهيا ببينند که چنين گشايشي ميتواند فراهم شود يا خير. با احتساب اينها، ميتوانند بروند به سمت مصداقي که مورد نظر است. بسياري از زنان توانمند وجود دارند که فرصتي در اختيارشان قرار نگرفته و اگر فرصتي فراهم شود، حتما خواهيم ديد که زنان قابلي در اين زمينه داريم.