زماني که معاون محيط طبيعي سازمان حفاظت محيط زيست بودم به شهرهاي مختلف سفر ميکردم. در «عسلويه» و «نخل تقي» گوگردي که از بنزين جدا ميشود را کنار جاده ريختهاند و باعث تصادفهاي بسياري ميشد. در بندر امام خميني (ره) گوگردها را با بيل به کشتي منتقل ميکردند!. بخشي از اين گوگردها در بندر و خليجفارس ريخته ميشد. آب اينقدر اسيدي شده بود که يک ماهي پيدا نميشد و مرغابيها از بين ميرفتند. درخواست کرديم که تجهيزات مورد نياز را بهکار گيرند اما تحريمها اجازه بهکارگيري تجهيزات را نميداد. کارگران کارخانههاي عسلويه با ماسک کار ميکردند، اما کارگران زيادي فوت ميکردند، چون ماسکها بايد فيلتردار ميشدند اما تحريمها مانع ورود فيلتر به کشور ميشد. به کارخانه سيماني رفتم که لوح 2500ساله کنار آن بود، اين لوح مالامال از سيمان بود و داشت از بين ميرفت. چون کارخانه فيلتر نداشت و تحريمها اجازه ورود فيلتر را نميداد. به همين دليل نامهاي به «بان کيمون»، دبيرکل سازمان ملل نوشتم و در آن قيد کردم شما نميدانيد اين تحريمها چه ظلمي به مردم، محيط زيست، خاک، آب، گياهان و جانوران کرده است. در 13دسامبر 2013 بان کيمون جواب نامه من را داد و نوشت: «بهدليل آن که از طرف ان جي اُها صحبت ميکنيد، جواب شما را ميدهم. در گزارشهاي در شوراي حقوق بشر و سازمان ملل اعلام کردم که تحريمها عليه ايران به عموم مردم از جمله تورم شديد، افزايش قيمت کالا و انرژي، نرخ بيکاري و کمبود اقلام ضروري است. در همين راستا توافق موقتي بهدست آمد در 23نوامبر 2013 که براي کمک به مردم ايران است، استقبال ميکنم. بار ديگر تکرار ميکنم که اميدوارم دولت ايران و شش عضو درگير در شروع دلگرمکننده عمل کنند. شما را به استقامت در کارها در جهت ارتقاي توسعه پايدار و شتاب در دستيابي به توسعه هزاره تشويق ميکنم». در حقيقت ايشان اعلام کرده که از دست ما کاري ساخته نيست. اين موضوع مربوط به سالها قبل است و حالا ببينيد چه مشکلاتي گريبانگير کشور است. تحريمها تمام جنبههاي زندگي ايرانيان را در بر گرفته است، هر کجا که مشکل و مسالهاي درباره سوخت، سيمان و حتي انبار کردن روغن و تجهيزات بيخطر و بيضرر ميخواهد که ما به خاطر تحريمها از پس آن برنميآمديم به همين دليل شبانه آن را وارد خليج فارس ميکردند و 200باله دلفين از بين رفتند. تمام اين بلايا سر ما آمد بهدليل آنکه در تحريم بوديم. پسابهايي که در شهر تهران جاري است بدون فيلتر وارد رودخانهها ميشود. رودخانهها در شهرري و ورامين پاي بوتههاي گوجه فرنگي، سبزي خوردن، صيفيجات ميرود که خوراک مردم تهران را تشکيل ميدهند. به اين ترتيب تحريمها حيات را بر روي زمين در کشور ما محدود ميکند. مديران کارخانهها شبها فيلترها را خاموش ميکنند براي آنکه عمر فيلترها کم نشود. در نتيجه کارخانههايي که نيرو توليد ميکند مانند کارخانه برق نکا از سوختهاي غيربهداشتي و غيراستاندارد استفاده ميکنند که در روز بهدليل استفاده از فيلتر مشکلي ايجاد نميشود، اما در شب فيلترها را از کار مياندازند تمام اطراف نکا (با آنکه ميانکاله پناهگاه حيات وحش است) بوي شديد سوخت مانند بنزين يا واسکازين را متحمل ميشوند. تمام برگهاي نکا سياه است، چون فيلترها در شب خاموش ميشود و سوخت روي برگ مينشيند و درخت را ميکشد. به وضوح ميبينيم که تحريمها حيات را از بين ميبرند.