خيلي دربسته بخوام بگم، بيمارستانهاي تهران يهجوري شده که شما براي بستري کردن يک بيمار نياز به حداقل پنج ضامن معتبر و آشناي کلفت داريد، ضمن اينکه براي اينکه داروهاي موردنياز براي درمان بيماريهاي خاص واگيردارتان را به قيمت مناسب تهيه کنيد حتما بايد اتصالات مناسبي داشته باشيد. البته شايد دکتر دلش بسوزد و به شما تخفيف دانشجويي هم بدهد. (براساس يک داستان واقعي که همين چند روز پيش اتفاق افتاد).
خيلي دربسته بگم، دلار وارد شاهراه 31 هزار تومان يا دقيقتر بگويم 310هزار ريال پول رايج مملکت شد و خدارو شکر! ما که نه خم به ابرويمان آمده است و نه مقاومتمان دچار شکستگي مفاصل شده است و همچنان وايخواهيم ساد. البته که ما هنوز دسته صد دلاري نديدهايم و بالا و پايين کشيدن دلار اصلا به ما چه؟ برويم نون و ماستمان را بخوريم.... آخ آخ! وسط ماهه و حقوقمان تمام شده و حتي نون و ماست هم نميتوانيم بخريم، اشکال ندارد رژيم ميگيريم. کلاس هم دارد.
خيلي دربسته بگم، ويروس قشنگ و تپلي کوويد ناز هنوز در حدي پيشرفته نشده است که بتواند محل ورود خود را انتخاب کند و از هر منفذي که جــلوي چـــشمش باشد خود را غالب شما خواهد کرد. مثــلا وقتي شمــا مــاکستان را به گونهاي ميزنيد که دماغتان بيرون باشد و دهان و چونه و حتي گردنتان پوشيده زير ماکس، کرونا نميگويد: واي نه دماغ نه!!! من نميتونم! چرا گناه ميکنيد؟! من فقط از دهن بايد وارد شم.
خيلي دربسته بگم، از آنجائيکه ما ميدانيم شما چقدر به شفافسازي و مردمي بودن علاقه داريد لطفا زحمت بکشيد و صرفا جهت تنوير افکار عمومي، گاهي چند مورد از خروجيهاي کار و کار و کار در ساعت 6:30 صبح را به تفصيل و با جزئيات شرح دهيد. خيلي زحمت ميکشيد. ميدانيم! هدف شما فقط خدمتگزاري است، اين را هم ميدانيم. پاستور کجاي دنياست؟ اين را نميدانيم!
خيلي دربسته بگم، طراحان و کارتونيستهاي خيلي با استعداد و زحمتکش ايراني لطف کنند و ديگر هيچ طرحي از هيچ استادي نکشند. مجسمهسازها هم مجسمه درست نکنند. باور بفرماييد در عصر تکنولوژي ديدن چند عدد عکس زيبا خيلي جذابتر از تمام کتابهاييست که شما به زور زير بغل فردوسي زدهايد.