ادامه از صفحه اول / هيچ يک از آوازهايش را شبيه ديگري نخوانده است. در يکي از ديدارهايي که به واسطه پژوهشهاي تاليف کتاب «پديدارشناسي محمدرضا شجريان» داشتم به استاد گفتم: «نتيجه پژوهشها و تحليلهاي من از آوازهاي شما اين است که رديف آوازي محمدرضا شجريان به وسعت کل آوازهايي است که خوانده زيرا اين آوازها نهتنها شبيه ساير کارهاي خودشان نيست بلکه با آوازهاي ديگر آوازخوانان متفاوت است». تسلط او بر رديفهاي سازي و آوازي و همچنين روحيه جستوجوگرانهشان باعث شده بود تا کمتر اثر آوازي قديم را نشنيده و به آن توجه نکرده باشد. تمرکز روي موسيقي و ادبيات به اضافه همنشيني و انس با استادان ادب و موسيقي باعث شد تا فرصت بهدستآمده براي پويايياش را به مانايي بدل کند. بر اين باور است: «در کارگاه هستي همه چيز پويشي گوهرين دارد، هر عنصري در کارگاه هستي، سه خصوصيت دارد: ايستناپذيري، ناکرانمندي و بيتکراري و بر همين اساس با روحيه جستوجوگرش توانست مرزهاي آواز و موسيقي را جابهجا کند». شجريان اسطوره هنر ايران در سده اخير است. عشق و معرفت و اخلاق رمز اصلي موفقيت و ماندگاري اوست، عشق به مردم سرزمينش و تعهدش به ميراث زبان فارسي.