- دکترجان چند جلسه ديگر بايد براي مشاوره مزاحم شما بشوم؟ دوايي نيست که از ديدن خواب ميهماني جلوگيري کند؟
+نه جانم روشهاي جلوگيري مرسوم روي رويا و کابوس جواب نميدهد؛ بايد ريشهيابي کنيم.
-دکتر ديشب خواب ديدم باز هم در ميهماني کذايي هستيم. داشتم به نوستراداموس ميگفتم که من هر شب خواب همين ميهماني را ميبينم. نوستراداموس گفت: «خوابهات رو به کسي نگو. خصوصا اينجا که حق کپي رايت رعايت نميشه. من خودم يکبار خواب ديدم پادشاهي داره با تاج و تختش وداع ميکنه. براي يکي از دوستام تعريف کردم. فکر ميکني چي شد؟ رفت از روي خوابم سريال گيم آو ترونز رو ساخت».
همه آنهايي که اطرافمان ايستاده بودند يکصدا گفتند: «نوچ نوچ نوچ.» حميده خيرآبادي گفت: «حرف ناصردوموسرو گوش نکني وا! البته که من به اين چيزها اعتقاد ندارم ولي خوابت رو به آب رَوون بگو.»
بزرگعلوي گفت: «مــال فــکر و خــياله. بعضي از فکرها تــوي ســر آدم خــيلي ديرتر از پلاستيک تجزيه ميشن.» هدايت گفت: «بزرگ تو ديگه چرا؟ توي صنف مــا هــمه ميدونن اينکه توي زندگيش زخمهايي هست که داره مثل خوره روحشرو در انزوا ميخوره و ميتراشه مال چيه!» دوستم پرسيد: «مال چيه؟» فهيمهرحيمي گفت: «مال اينهکه طبق اعتقاد نويسندهها احتمالا کتاب اميرارسلان نامداررو کامل خونده. بايد يک صفحهاش رو جا مينداخته. البته من به اين چيزها اعتقاد ندارمها!» جي.کي.رولينگ گفت: «من هم اعتقاد ندارم اما ديدم سيزدهتا دونه انار خوردي. ميگن اين طلسمه. يه آشناي حاذق دارم فال تاروتش حرف نداره، اگه خواستي بگو وقت بگيرم».
آلبرکامو گفت: «نه بابا هرشب که ميري باغبون داره محوطه رو آبياري ميکنه. لابد آب ميريزه پشتت که دوباره مياي. البته من اعتقاد ندارم، کلي گفتم.» نستراداموس گفت: «نگفتم تعريف نکن؟ جيمز کامرون اون طرف سالن به من گفت پروژه تايتانيکِ دو رو با الهام از خواب تو کليد زده.»