در جديدترين آپديت خوابيدن در کشور ما، برخي در نواحي جنوبي ايران روي ستون ميخوابند! در يک نگاه اجمالي به تاريخچه خوابيدن در ايران متوجه ميشويم که ما به يک خودکفايي و پيشرفت در اين مورد رسيدهايم، جوري که در مدت کوتاهي از فرش يعني کارتنخوابي و گورخوابي به عرش يعني پشتبامخوابي و ستونخوابي آمدهايم. احتمالا در آپديت بعدي هم يک نانخور از سر مسئولان کم خواهيم کرد! البته فعلا ميخواهيم نقد را به جاي نسيه بچسبيم و در اين يادداشت به يکسري اصطلاحات در زمينه ستون خوابي بپردازيم.
از اين ستون به اون ستون فرجه، اين جمله زماني به کار ميرود که يک مادر ميخواهد پسرش را براي گرفتن پياز يا سيبزميني به ستون بغلي بفرستد.
ستون به ستون مي گه روت شکاف، اين اصطلاح وقتي استفاده ميشود که دو همستون با يکديگر دعوايشان شده باشد.
قربون ستون برم، اين تعارف زماني کاربرد دارد که دو همستون با هم آشتي کرده باشند و بخواهند به همديگر عرض ارادت کنند.
تو ستون و زندگي نداري؟ اين جمله وقتي استفاده ميشود که يک پدرزن ميخواهد نامزد الاف دخترش را از ستون خود بيرون بيندازد.
ستونِ گنگ، به ستوني که از ستونهاي اطرافش بلندتر و قطورتر است گفته ميشود.
جِر ستون، به ستوني که از وسط شکاف برداشته گفته ميشود.
جار ستون، به ستوني که اجاره داده شده اطلاق ميشود.
ستون سلطان، همانطور که از اسمش پيداست به کسي گفته ميشود که ستونهاي زيادي احتکار کرده است.
پيستون، به جواني که در پي ستون خالي براي جمع شدن با دوستانش ميگردد، گفته ميشود.
بوستون، به ستونهاي وارداتي و خارجي گفته ميشود.
ستوان، به ستونهاي درجه يک و اکازيون گفته ميشود.
بيستون، به ستون خالي اطلاق ميشود.
ستونسور، به ابزاري گفته ميشود که با آن از ستون بالا ميروند.