آيا منظور از رجل سياسي جنسيت است و مراد مرد سياسي است؟
آن موقع که در متن مذاکرات قانون اساسي بحث بوده است، گفته شد که منظور از رجل سياسي، شخصيت سياسي است و نه مرد و زن اما برخي نظري مخالف داشتند و گفتند که منظور فقط مرد است. بنابراين، اين بحث، بحثي جدي نيست و اصلا حتي معلوم نيست که زنان پا به عرصه انتخابات بگذارند يا خير. همچنين بنابر اظهارات سخنگوي شوراي نگهبان، مشخص نيست که زنها به خودشان راي بدهند يا خير. بنابراين، بحثي جدي در اين مورد نداريم. بهتر است که اين بحث را باز نکنيم. باز کردن اين بحث چه فايدهاي دارد؟ امروز زني هست که بخواهد رئيسجمهور شود، اما قانون مانع او شده باشد زيرا در مذاکرات اوليه قانون اساسي، مطرح شد که منظور «مرد سياسي» است اما برخي چنين نظري نداشتند و ميگفتند که منظور از «رجل سياسي» شخصيت سياسي است، بنابراين بحث مهمي نيست. کسي را هم از بين زنان نداريم که بخواهد بيايد.
برخي اعــتقاد دارند که مردم بياعتماد شدهاند و در اين ميان، بي اعتماديشان به اصلاحطلبان در رده نخست قرار دارد. آيا اين بياعتمادي را ناشي از عملکرد دولت ميدانيد؟
اثبات اينکه مردم به اصلاحطلبان بياعتماد شدهاند، خودش يک مسأله بسيار مهم است.
برخي به عدم مشارکت مردم در انتخابات مجلس اشاره ميکنند ...
خير، در انتخابات گذشته که اصلا اصلاحطلبان به ميدان نيامدند. شوراي عالي سياستگذاري اصلاحطلبان به دلايلي تصميم گرفت که بهتر است در اين دور، اصلاحطلبان به ميدان نيايند. برخي خودشان براي انتخابات ثبتنام کردند. من مطمئن نيستم که بي اعتمادي مردم ناشي از عملکرد روحاني باشد.
با توجه به سياست حذفي که نسبت به اصلاحطلبان در پيش گرفته شد، فکر ميکنيد اگر کانديداي اصلاحطلبان ردصلاحيت شود، اصلاحطلبان از انتخابات کنارهگيري ميکنند يا اينکه کانديداي ديگري معرفي ميکنند؟
ظاهرا هنوز در اين مورد هيچ بحثي شکل نگرفته است و فکر ميکنم هنوز براي داغ شدن فضاي سياسي براي انتخابات پيش رو زود است. بهتر است که اين بحث ها کم کم از اسفند ماه آغاز شود. بهتر است که کمي صبر کنيم. به دليل شيوع کرونا در کشور، فضاي سياسي کشور به شکلي است که نمي توان به اين بحثها وارد شد و بايد صبر کرد تا به انتخابات رياست جمهوري نزديک تر شويم.
با اين اوصاف، فکر نميکنيد که دقيقه نودي تصميم گرفتن، به ضرر کشور باشد؟
چرا مسلما به ضرر کشور است اما منظور من از ديرتر آماده شدن براي انتخابات، حدودا ماههاي بهمن و اسفند است. بايد صبر کرد و ديد که فضاي سياسي کشور با شرايط کرونايي، به چه اوضاعي ميرسد. آن وقت ميتوان تصميم گرفت. چرا؟ زيرا اگر آن موقع اصلاحطلبان به ميدان بيايند، سريعا ميتوانند جاي خود را در فضاي سياسي کشور پيدا کنند. الان با ورود فضاي مجازي، امکان اي که صداها به گوش مردم برسد وجود دارد. بايد ديد که فضاي سياسي آن موقع به چه صورتي درميآيد. اکنون زود است. اين را هم به دليل وجود کرونا در کشور ميگويم وگرنه اگر وضع عادي بود که اکنون زمان مناسبي براي اين صحبتها بود.
برخي اعتقاد دارند که عملکرد مجلس يازدهم بسيار روي نتيجه انتخابات رياست جمهوري 1400 تاثير ميگذارد ...
بله ميتواند تاثيرگذار باشد.
به نفع اصلاحطلبان تاثيرگذار است يا به نفع اصولگرايان؟
اصولگرايان که برايشان نفعي ندارد. اصلاحطلبان هم به دليل برخي مشکلاتي که پيش پايشان قرار گرفت، نتوانستند عملکرد خوبي در مجلس دهم داشته باشند، براي همين هم در انتخابات مجلس يازدهم حضور پيدا نکردند. بهتر است بگذاريم مجلس به اصولگرايان مزه بدهد، بعد راجع به اينها صحبت کنيم.
رقباي انتخاباتي سال 96، هر کدام رياست يک قوه را به دست گرفتهاند. با اين اوصاف، يک سري تقابل بينشان اتفاق افتاده است که خودشان هم به اين تقابل اذعان کردند. اين تقابل ها چه ضرري براي کشور دراد و آيا اساسا بر اساس اصل تفکيک قوا، نبايد با يکديگر همکاري داشته باشند؟ اين همکاري چطور ميسر ميشود؟
طبق دستور مقام معظم رهبري، آنچه که مهم است، همکاري سه قوه است. اگر هر يک از سه قوه بخواهند از اين اصل سرپيچي کنند، با فرموده مقام معظم رهبري مخالفت کرده و در مقابل آن ايستادهاند، در حالي که ادعاي پيرو بودن دارند. مسأله دوم هم اينکه بسيار مهم است، بحث کرونا و بحث تحريمهاست. کدام آدم عاقلي در اين شرايط دعواي سياسي راه مي اندازد؟ اکنون همه بايد عقلشان را روي هم بگذارند و براي يافتن بهترين راه حلها تلاش کنند. طبق دستور رهبري، سران قوا بايد با يکديگر جلسه برگزار کنند. براي چه؟ براي يافتن راهحلها، نه براي اينکه يکي در مجلس عليه ديگري صحبت کند و ديگري عليه او. اصلا چنين کاري نه مقبول نظام است و نه مقبول جامعه. اکنون کشور با بحرانهاي اقتصادي، تحريم، کرونا و... روبهرو است. در اين شرايط اگر کسي دعواي سياسي راه مياندازد، در واقع ناآشکارا به مملکت ظلم ميکند. اکنون زمان حال گيري نيست. اگر قرار به همچين کاري باشد، هر کسي ميتواند مچ بگيرد. حتي اگر مقام معظم رهبري برايشان وظيفهاي مشخص نميکرد هم باز وظيفهشان همکاري براي يافتن بهترين راهحلها بود. اکنون بايد بينديشند که با معضلاتي که در کشور هست، چه کاري ميشود کرد. اگر واقعا ميگويند که خدمتگزارند، اين کار را انجام بدهند؛ نه که دعوا کنند. دعواي سياسي به معناي ضربه به کشور است.