اخيرا احتمال حــضور يک نــامزد خانم در انتخابات 1400 از زبان برخي مسئولان شوراي نگهبان مطرح شده است. اين احتمال را چطور ارزيابي ميکنيد؟
ما از حضور يک نامزد خانم در انتخابات حمايت ميکنيم. خانمهايي که احساس ميکنند، ميتوانند در يک جايگاه مديريتي کلان کشور حضور داشته باشند، حضور پيدا کنند. به اين صورت جامعه احساس دوگانگي از جهت مرد يا زن بودن نامزدها نخواهد داشت اما در حال حاضر با توجه به وضعيتي که شوراي نگهبان دارد، بعيد ميدانم که اجازه اين کار داده بشود، خصوصا با تعريفي که اين شورا از رجل سياسي در قانون اساسي دارد.
اظهارنظر اخير سخنگوي شوراي نگهبان مبني بر احتمال زن بودن نامزدهاي انتخاباتي، به معناي تغيير تفسير اين شورا از رجل سياسي نيست؟ آيا اين اظهارنظرها براي افزايش مشارکت مردم در انتخابات است؟
اگر در اين موضوع فتح بابي صورت بگيرد، خوب است. اگر شوراي نگهبان نظر خود را در خصوص رجل سياسي تغيير داده باشد و گذشته از جنسيت به کسي رجل سياسي بگويد که سابقه فعاليت سياسي داشته باشد، گشايشي براي حضور بانوان در جايگاه رياست جمهوري خواهد بود. با اين حال، درمورد اينکه تاييد صلاحيت خانمها براي افزايش حضور مردم باشد، بايد گفت، اگر ما مقدمات ديگر افزايش مشارکت را فراهم نکنيم، صرف اينکه يک نامزد خانم حضور داشته باشد، سبب افزايش حضور مردم پاي صندوقها نخواهد بود. مشکلات ديگري در خصوص انتخابات وجود دارد که مردم را نسبت به حضور حداکثري دچار مشکل کرده است. مخصوصا اگر ما در 1400 تدابير خوبي نينديشيم، مشارکت مدنظر محقق نخواهد شد. شاهد اين موضوع نيز انتخابات دوم اسفند 98 بود. ما حس و حالي را در مردم شاهد هستيم که اگر تغيير نکند و مردم حس نکنند که با حضور در پاي صندوقهاي راي بخشي از مطالباتشان برآورده ميشود، چيزي تغيير نخواهد کرد. بياعتنايي مردم که براي کشور نيز بسيار خطرناک است، احساس ميشود. فلذا مردم بايد حس کنند که ميتوانند بخشي از مطالباتشان را از طريق صندوق راي دنبال کنند. اين مشکل بايد حل بشود. زماني که انتخابات برگزار ميشود، همه اقشار بايد حس کنند، نامزدي وجود دارد که با منظر و نگاه آنها هماهنگي دارد. به هر حال زماني که کار به انتخابات ميرسد و حتي پس از آن، مردم به خيلي از نکات، پس از انتخابشان نيز بياعتماد هستند. ميشود بخشي از مشکلات کشور را به شکل محدود، مربوط به آقاي روحاني دانست اما بخش عمده مشکلات به رئيسجمهور ارتباطي ندارد. شرايط ما به مسائل ديگري نيز وابسته است. مردم انتخاب ميکنند اما عدهاي اجازه تحقق خواست مردم را نميدهند. به اين صورت مردم شخص را انتخاب ميکنند و از نتيجه کار راضي نخواهند بود. تا زماني که ما اين مقدمات را حل نکنيم ، بعد از 40 سال نبايد انتظار داشته باشيم که مردم به ما اعتماد کنند، حضور پيدا کنند و بعد ببينند که مشکلات روز به روز انباشته ميشود. بالاخره زن يا مرد بودن حلال مشکلات نيست. صرف حضور زنان يک قدم رو به جلو است اما اگر تلقي اين باشد که با اکتفا به همين نکته مشکلات ما حل شده و مشارکت افزايش پيدا ميکند، چون يک خانم حضور پيدا ميکند، اين تلقي را غلط ميدانم.
اين احتمال که جريان اصلاحات يک نامزد خانم را معرفي کند، تا چه حد قوي است؟
جنسيت نامزدها براي ما مهم نيست. مهم اين است که با توجه به مشکلات فراوان کشور، فردي روي کار بيايد که بتواند مطالبات مردم را نمايندگي کند و براي پيش برد اين مطالبات قدم بردارد. اگر چنين فردي خانم بود، چه بهتر، اگر آقا باشد هم مسألهاي نيست. مسأله اين است که توانايي پيگيري و حل و فصل مطالبات مردم در اين نامزد وجود داشته باشد. معتقديم در عرصه عمومي تفاوتي ميان زن و مرد وجود ندارد. اگر خانمي اين توانايي را داشت، بايد به او ميدان داده شود. با توجه به وضعيت فرهنگي ما در کشور، معتقدم اگر خانمي صلاحيت لازم را داشت، بايد در شرايط برابر در توانايي، اولويت نيز داده شود. البته اين در شرايط مساوي بودن در تواناييها است. اين رويداد کمکم نوعي از خودباوري را در خانمها ايجاد ميکند تا بانوان توانمند، حضور موثر داشته باشند. اين خانمها کمکم از در حاشيه بودن خارج ميشوند. خانمهاي ما اکثرا تحصيلکرده هستند. اين خانمها ميتوانند وارد عرصه مديريت کشور شوند. به هر صورت چيزي که اهميت دارد، اين است که افراد بتوانند از پس مشکلات کشور بربيايند.
اين بياعتمادي که مردم به صندوق راي دارند،تا چه حد مربوط به شرايط اقتصادي است و تا چه حد به مسائل سياسي و مشکلات پيش آمده در سال 98 مربوط است؟
من 90 درصد مشکل را سياسي و 10 درصد آن را اقتصادي ميبينم. همچنان نظر من اين است، تا زماني که به يک شفافيت سياسي نرسيم، به ساماندهي اقتصادي مناسب نخواهيم رسيد. عمده مشکلات اقصادي ما به مشکلات سياسي بازميگردد. تا زماني که ما به صورت کامل شفافسازي سياسي نداشته باشيم، مشکلات اقتصادي ما به مراتب افزايش پيدا خواهد کرد. به همين دليل، من عمده مسائل را سياسي ميدانم.
حکومت براي حل مشکلات سياسي بايد از چه مسيري عبور کند؟
الان همه صحبت از اقتصاد ميکنند، زيرا فشار مستقيم اقتصادي بر زندگي مردم، بسيار سنگين است ولي به نظر من آنچه که حکومت امروز به عنوان منشا مشکل به مردم نشان ميدهد، آدرس غلط دادن است. حواس اهل سياست به اين آدرس غلط جمع باشد. اگر ما نتوانيم ريلگذاري سياسي خود را اصلاح کنيم، نميتوانيم مشکلات اقتصادي را حل کنيم. هرجا که فساد و اختلاس وجود دارد، يک پس زمينه سياسي نيز وجود دارد. مقدمه شفافسازي اقتصادي، شفافسازي سياسي است. بخشي از اين نيز به سياست خارجي ما بازميگردد. با اين شرايط گذشته از حسن روحاني، هيچ شخص ديگري نيز توان حل مشکلات را نخواهد داشت. کساني که از جناح مقابل بحثهاي اينچنيني را مطرح ميکنند و به آقاي روحاني حمله ميکنند، ميدانند که خودشان هم نميتوانند با اين وضعيت، مشکلات کشور را حل کنند. انتقاداتي به رئيس جمهور دارم اما با نگاهي که در حال حاضر وجود دارد، هيچکس نميتواند مشکلات را حل کند. طبيعتا بايد بدانيم که اگر در عرصه سياسي به يک ساماندهي درست نرسيم، طبيعتا نميشود به وضعيت اقتصادي کشور، آنطور که بايد رسيدگي کرد. اينها علت و معلول است.