بستن

تلاش برای استعفای نشدنی !

تلاش برای استعفای نشدنی !

آرمان ملي - اميد کاجيان: اين روزها يک‌بار ديگر جريان اصلاح‌طلب پيشنهاد استعفاي حسن روحاني را به زبان مي‌آورد. اين موضوع درحالي رخ مي‌دهد که طي يکي دو سال گذشته، نيز بارها اين جريان چنين مطلبي را بيان کرده است. استعفاي روحاني وقتي که هنوز دلار 30هزار توماني و سکه پانزده‌ميليون توماني و مشکلات اقتصادي بدينسان گريبان مردم را نگرفته و هنوز آبان 98 فرانرسيده بود به عنوان يک راه‌حل مطرح شد. «کدام اصلاح‌طلبي؟ کدام بقاء؟» عنوان مقاله‌اي بود از سعيد‌ حجاريان همان تئوريسين معروف جريان اصلاحات، ارديبهشت‌ماه 98. او به نوعي درآن مقاله موضوع نياز به استعفاي روحاني را مطرح کرد آن هم با اين استدلال که چون نهادها و افرادي نمي‌گذارند او کاري از پيش ببرد پس بهترين کار استعفاست و حضور رئيس‌جمهوري همسو با ساير ارگان‌هاي کشور بعد از اين استعفا، مي‌تواند باعث کمک به کشور باشد چراکه در برابر آن رئيس‌جمهور مطلوب بدنه حاکميت، ديگر سنگ‌اندازي نخواهد بود. وي دليل خواسته استعفاي روحاني را رفع تعارضات دانست. بعد از آن نيز ساير چهره‌هاي سياسي اصلاح‌طلب از جمله عباس عبدي مدام براين موضوع تاکيد مي‌کنند به‌خصوص در اين روزها. جالب آنکه چندين بار شايعه خبر استعفاي حسن روحاني در شبکه‌هاي اجتماعي و برخي رسانه‌ها نيز به صورت جسته و گريخته منتشر شد. 21دي‌ماه 98 خبرگزاري فارس نوشت: «از شب گذشته شايعاتي پيرامون استعفاي حجت‌الاسلام حسن روحاني رئيس‌جمهور منتشر مي‌شود که پيگيري‌ها از بي‌اساس بودن آن حکايت دارد.» اين موضوعات به بعد از داستان تلخ هواپيماي اوکرايني بازمي‌گردد؛ زماني که برخي مدعي اين بودند که روحاني و اختلافات با برخي بخش‌ها درباره اطلاع‌رساني پيرامون واقعيت اين هواپيما باعث مطرح شدن چنين شايعه‌اي شده است. قبل از اين، در ابتداي دي‌ماه98 نيز موضوع استعفاي روحاني به طريقي ديگر مطرح شد. در آن زمان نصرا... پژمان‌فر نماينده اصولگراي مجلس دهم گفته بود که در جلسه رئيس سازمان برنامه و بودجه با کميسيون تلفيق، نوبخت نمايندگان را به استعفاي رئيس‌جمهوري در صورت تصويب نشدن کليات لايحه بودجه تهديد کرده است. يکبار ديگر هم اعلام شد که روحاني به درخواست معاونش يعني اسحاق جهانگيري قرار است استعفا دهد. شايعه تا اندازه‌اي جدي شد که علي ربيعي سخنگوي دولت در 25 آذر 98 گفت: که به هيچ عنوان بحث استعفاي رئيس‌جمهور مطرح نيست. او در پاسخ به سوال خبرنگاري درباره طرح برخي اصلاح‌طلبان براي استعفاي رئيس‌جمهور به پيشنهاد اسحاق جهانگيري گفت که آقاي جهانگيري نه چنين ايده‌اي دارد و نه اين موضوع صحت دارد. در آستانه 22 بهمن سال پيش هم موضوع اينکه رئيس‌جمهور ممکن است قصد استعفا داشته باشد مطرح شد تا جايي که مسئول رسانه‌اي او وادار به واکنش شود و بگويد که خير استعفا داده نشده است. حسن روحاني خودش هم يکبار در نشست خبري پيرامون اينکه تاکنون به استعفا فکر کرده يا نه تلويحا اينکه لااقل دوبار موضوع استعفاي خود را مطرح کرده است را تاييد مي‌کند و دراين‌باره بيان داشت: حالا که مطرح کرديد مي‌گويم که در ماه‌هاي اوليه که انتخابات برگزار شد، مساله‌اي در ذهن من بود و به همين دليل به خدمت رهبري معظم مطرح کردم. هنوز مراسم تحليف و تنفيذ انجام نشده بود، گفتم اين دولت آمده است و مي‌خواهد کار کند، اگر شما به هر دليلي که فکر مي‌کنيد دولت و فرد ديگري بهتر مي‌تواند خدمت کند، آماده‌ام که به‌راحتي کنار بروم؛ ايشان به‌شدت اين را رد کردند و گفتند که دلم مي‌خواهد تا روز و ساعت آخر به خدمت خود ادامه دهيد. روحاني اظهار داشت: يک‌بار ديگر در سال 97 اين موضوع را خدمت رهبر معظم انقلاب مطرح کردم و ايشان گفتند من حتي اجازه نمي‌دهم دولت يک ساعت زودتر - ÈÍË ãÇå æ åÝÊå äíÓÊ- ãÓÆæáíÊ ÎæÏ ÑÇ ÊÑک کäÏ.

علت تاکيد چيست؟

همه مي‌دانند مطرح شدن استعفاي روحاني حتي در صورتي که توسط خود او تقديم شود، به سرانجام نخواهد رسيد، از همين رو برخي اين سوال را مطرح مي‌کنند که پس از چه روي است که جريان اصلاحات دائما در اين يکي دو‌ساله چنين موضوعي را به‌عنوان مطالبه مطرح مي‌کند؟ دراين‌باره چند استدلال مي‌توان داشت. اصلاح‌طلبان با مطرح کردن چنين موضوعي درصدد القاي اين هستند که بگويند شرايط فعلي به‌وجودآمده در کشور به واسطه روحاني نيست و چه بسا اين بخش‌ها و افراد ديگري هستند که در آنچه امروز مي‌بينيم مقصرند و بخش‌ها و افرادي که حتي، جلوي تلاش‌هاي رئيس‌جمهور براي حل برخي از مشکلات را نيز مي‌گيرند. اصلاح‌طلبان با اين استدلال که رئيس‌جمهور تتمه پايگاه اجتماعي و اعتبار خود را تا پايان 1400 نبايد از دست بدهد با پيش کشيدن کناره‌گيري او ولو نمايشي يا به شکلي که فقط خبر استعفا دادنش رسانه‌اي شود و مورد مخالفت قرار بگيرد، مي‌خواهند اندکي از فشارهايي که صرفا بر سر او آوار شده را بکاهند و اذهان را به سمت و جاي ديگري که باعث و باني اصلي اين مشکلات هستند ببرند. از سويي ديگر عده‌اي معتقدند که اتفاقا در شرايط فعلي اگر روحاني در قوه اجرائي نباشد و ساير چهره‌ها و بخش‌هايي که در برابرش سنگ‌اندازي مي‌کنند زمام امور را به دست بگيرند آن هنگام مشخص مي‌شود که مشکلات امروز کشور به‌واسطه اصلاح‌طلبان و روحاني نيست و از همين‌روست که اصرار به واگذاري قدرت اجرائي کشور به رقيب اصولگرا دارند.

مي‌خواهند جهانگيري را جاي روحاني بياورند؟

در اين ميان، برخي از چهره‌هاي سياسي فرضيه ديگري را نيز مطرح مي‌کنند و آن تلاش براي جايگزين کردن اسحاق جهانگيري به جاي حسن روحاني و زمينه‌سازي براي رياست‌جمهوري اوست. اين عده معتقدند که «برخي اصلاح‌طلبان سعي مي‌کنند تا با استعفاي حسن روحاني، مسير رئيس‌جمهور شدن اسحاق جهانگيري هموار شود.» اما آيا فرضيه تلاش براي رياست‌جمهوري اسحاق جهانگيري بعد از استعفاي حسن روحاني را مي‌توان انگيزه اصلي اصلاح‌طلبان دانست؟ براي پاسخ به اين سوال توجه به چند نکته حائز اهميت است. نخست اينکه عملا اصلاح‌طلبان به دنبال خالي کردن شانه از بار مسئوليت کنوني براي پاسخگويي به افکار عمومي به دليل وضعيت بد فعلي در کشور هستند و از اين‌رو بدشان نمي‌آيد تا عملا خود و دولت روحاني را از يکديگر جدا کنند. بنابراين دليلي ندارد که حسن روحاني نيمه‌اصولگرا را وادار به استعفا کنند و به جايش به فکر يک چهره تمام اصلاح‌طلب به نام جهانگيري، در چند ماه باقيمانده به پايان دوران رياست‌جمهوري او (حسن روحاني)، باشند. چراکه اصلاح‌طلبان عملا با اين کار تنها روزنه فرار از مسئوليت و جداسازي‌شان از دولت را نيز از دست داده و تمامي شرايط ناخوشايند امروز را به گردن خويش و جهانگيري مي‌اندازند. از سويي ديگر اينکه تصور کنيم معاون اول رئيس‌جمهور براي چندين ماه اجازه اداره جايگاه رياست‌جمهوري را به دور از انتخابات زودهنگام خواهد داشت هم اشتباه است. به نظر مي‌آيد او به‌عنوان معاون اول رئيس‌جمهور تنها در دوره‌اي موقت يا شرايطي خاص و براي مدت محدود اجازه رياست اجرائي کشور را داشته باشد. پرسش ديگر اينکه بر چه استنادي مي‌توان حضور جهانگيري در مسند رياست‌جمهوري بعد از استعفاي روحاني را زمينه‌ساز و تسهيلگر انتخابات 1400 براي او دانست؟ آن هم درحالي‌که بسياري معتقدند در واقعيت، جريان چپ شانسي براي پيروزي در اين انتخابات ندارد.اصلاح‌طلبان چه بخواهند چه نه، مردم، حساب دولت روحاني را به پاي آنها نوشته‌اند و قطعا اينکه تصور کنيم آنها با اين اوصاف به جاي معرفي چهره‌اي جديد و به دور از روحاني، نزديک‌ترين اصلاح‌طلب به حسن روحاني را براي 1400 معرفي کنند، نيز دور از منطق است. در کنار همه اينها فراموش نکنيم امروز در حالي برخي دليل پيشنهاد استعفاي حسن روحاني را جايگزين کردن اسحاق جهانگيري به جاي او مطرح مي‌کنند که خود جهانگيري نيز موضوع استعفايش مطرح شده است. گاه دليل اين استعفا را اختلافات دروني دولت برمي‌شمرند و گاه به دليل اختلافات و مشکلات فرادولتي. شايعه استعفاي معاون اول رئيس‌جمهور از همان مردادماه96 همزمان با آغاز کار دولت دوازدهم و چيدمان کابينه آغاز شد تا حدي که مي‌گفتند ممکن است به جاي معاون اولي روحاني در دور دوم رياست‌جمهوري او، از اين سمت کناره‌گيري کند و شهردار تهران شود. چند وقت پيش، بعد از حادثه هواپيماي اوکرايني اين‌بارهم موضوع استعفاي يک مقام بلندپايه دولتي عنوان شد که بسياري مي‌گفتند او همان جهانگيري است. هر بار هم که در جلسات هيات دولت غايب بود اين گمانه‌زني مطرح مي‌شد که او ممکن است استعفا داده باشد يا قصد آن را دارد. اينکه بخواهيم پيشنهاد استعفاي روحاني را به دليل جانشين کردن وي بدانيم قابل درک نيست. از سويي فراموش نکنيم در شرايط کنوني نارضايتي‌هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي از دولت روحاني و بار همه وعده‌هاي گفته‌شده و به سرانجام نرسيده روي دوش جهانگيري نيز قرار دارد. دليل اصلي اصلاح‌طلبان براي پيشنهاد استعفاي رئيس‌جمهور هرچه که باشد اما همانطور که گفته شد خيلي واضح است که تحقق نمي‌يابد، حتي اگر خود شخص روحاني خواهان اين استعفا بوده و بر آن اصرار بورزد. از همين رو بيشتر به نظر مي‌آيد که اين اقدام اصلاح‌طلبان را صرفا بازي با افکار عمومي براي کاستن فشارها از دولت يا جريان چپ بتوان تعبير کرد و نه چيزي فراتر از آن.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی