شيخ صباح الاحمد الجابر الصباح امير کشور کويت در سن 91 سالگي از دنيا رفت. شيخ صباح الاحمد امير و حاکم متفاوتي بود. به او حکيم عرب ميگفتند و واقعا هم يک سر و گردن بالاتر از همتايان عرب خود داشت. در سياست داخلي اهل مدارا و در سياست خارجي اهل وساطت و آشتي بود و هر چند خود وي در سال 2006 بر مسند اميري نشست، اما سياست خارجي کشوش را در طول چهار دهه تصدي وزارت خارجه بر مبناي «توازن راهبردي» و دوري از تنش بنيان نهاد. از اين رو بود که همه طرفهاي درگير در منطقه از عربستان، ايران، ترکيه و قطر و ديگر کشورها و قدرتهاي فرا منطقهاي براي مرگ او اظهار تاسف و اندوه کردند. شيخ صباح از بنيانگذاران اصلي شوراي همکاري خليج فارس بود و حضور کويت در اين شورا الزامات خاص خود را داشته و دارد، اما در سياست خارجي نسبتا مستقل عمل ميکرد؛ ولي بلندپروازيهاي امراي امارات و قطر را نداشت. در بحران ميان قطر با عربستان، امارات و بحرين، نه در جبهه قطر و ترکيه ايستاد نه در محور طرف ديگر. در سه سال گذشته هم وساطت زيادي براي حل بحران ميان اعضاي شوراي همکاري انجام داد؛ اما مثمر واقع نشد. با وجود اختلافات و تنشهايي که کويت در مقاطعي با ايران پيدا کرد، اما همواره بر گفتگو تاکيد داشت. البته کويت تنها يک امير متفاوت نداشت، بلکه نظام سياسي متفاوتي هم نسبت به بقيه نظامهاي عربي دارد و چيزي شبيه نظام سلطنتي مشروطه است. پارلمان نسبتا قدرتمندي دارد که در کنار ديوان اميري دو نهاد قدرت در اين کشور را تشکيل ميدهند. برآيند آن هم دموکراسي نيم بندي است که در اين کشور وجود دارد. در ميان کشورهاي عربي حوزه خليج فارس، کويت جامعه مدني پويا و رسانههاي آن آزادي عمل بيشتري دارند. کما اين که کويت در رابطه با جريان اسلامگراي اخوان المسلمين نيز که حضور پررنگي در عرصههاي سياسي و اجتماعي اين کشور دارد، رويکرد متفاوتي نسبت به عربستان و امارات دارد و مبتني بر تعامل دو سويه است. در اقتصاد هم کويت يک کشور مرفه است. خلاصه اين که در کويت هم حاکم و هم مردم راضي هستند و هر کسي سرگرم کار خود است و اگر مفروض دموکراسي مطلوب با معيارهاي استاندارد را رضايتمندي عامه مردم بدانيم که اين مهم بدون آن شرط و شروط و الزامات اوليه در اين کشور کوچک عربي تا حدود زيادي تحقق يافته است. چنين وضعيتي مديون سياست خردمندانه شيخ صباح است و گر نه، قدرت و توان آن را داشت که رفته رفته يک نظام اقتدارگراي مستبد ايجاد کند. اما کويت قبل از شيخ صباح و در وهله نخست وامدار شيخ عبدالله السالم الصباح است که در سال 1950 و قبل از اعلام استقلال به قدرت رسيد. شيخ عبدالله انسان منور الفکري بود. پس از اعلام استقلال از تحت الحمايگي انگليس، اولين پارلمان را ايجاد کرد و به توسعه آموزش و بهداشت بهاي زيادي داد. نسل قديم خاندان حاکم را به حاشيه سياست راند و نسل جوان خاندان را براي تصدي مسئوليتها جهت آماده کردن کشور براي استقلال از انگليس پيش فرستاد. شيخ صباح الاحمد از چهرههاي بارز اين نسل بود. پس از درگذشت شيخ صباح احتمالا اين پرسش ذهن ناظران را قلقک دهد که کويت بعد از او و در دوران جانشينش شيخ نواف، چه سياستي را در داخل و خارج در پيش خواهد گرفت. شيخ نواف طبعي خونسرد و آرام و بيسر و صدا دارد و زياد اهل تجملات و پروتکل هم نيست و به همين خاطر در يکي از محلات متوسط کويت ساکن است. هر چند اين سالها وليعهد بود، اما با وجود حضور قوي شيخ صباح در اداره امور کشور نقش عملي چنداني نداشت و بيشتر در مناسک تشريفاتي حضور داشت، اما مسئوليتهاي متعدد وي از جمله تصدي وزارتخانههاي حساس کشور و دفاع به ويژه در دو دهه پرحادثه (80 و 90 ميلادي)، احتمالا از وي اميري با تجربه براي آينده کويت ساخته است به هر حال، با شناختي که از شيخ نواف هست، دور از ذهن است که سياست کويت نسبت به دوره شيخ صباح دچار چرخش شود و اين کشور رويکرد ديگري در پيش گيرد. البته نبايد از نظر دور داشت که هر حاکمي معمولا سعي ميکند در دوره زمامداري خود راه و روش خاص خود را داشته باشد. از اين رو، احتمالا شيخ نواف در اداره امور شيوه خاص خود را در پيش گيرد، اما در هر صورت، تغيير ماهوي سياست کويت در دوره وي دور از ذهن است و چندان محتمل نيست.