تحولات عراق و تحرکات سياسي که آمريکاييها در اين کشور دنبال ميکنند در ادامه همان مديريت بحران ناامني در عراق است که آمريکاييها همواره تلاش کردهاند به نوعي اين منطقه را با ايجاد ناامني و درگيري با گروههاي مختلف، بيثبات کرده و مانع از ايجاد امنيت در عراق شوند و تنش ميان عراق و ايران را به بهانههاي مختلفي همچون هدف قرارگرفتن اهداف ديپلماتيک آمريکا در بغداد بهانهاي براي ايجاد بحرانهاي جديد در عراق کنند. از طرفي گفته ميشد الکاظمي بهدنبال يک نوع توازن در روابط ايران و آمريکا و کشورهاي عربي در منطقه است و اين سياست و هدفي بود که تلاش کرد با سفر به ايران و سپس آمريکا به آن دست پيدا کند. تحرکاتي که در عراق صورت ميگيرد از سوي گروههاي مختلفي که گفته ميشود به ايران نزديک هستند نيز به نظر ميرسد تلاشي در جهت تنشآفريني در عراق و شايد سورپرايزي باشد که به نام سورپرايز اکتبر است و ترامپ بهدنبال رو کردن آن و بهرهبرداري سياسي و تبليغاتي از آن در رقابتهاي انتخاباتي است. اما آمريکاييها هيچ کارتي در عرصه سياست خارجي براي اينکه بتوانند از آن در رقابتهاي انتخاباتي استفاده کنند، ندارند. ترامپ در عرصه سياست داخلي آمريکا عملا هيچ دستاوردي نداشته و شيوع کرونا نيز باعث شد عملا دستاوردهاي اقتصادي که طي سه سال گذشته کسب کرده بود، از دست بدهد و اکنون ميکوشد در عرصه سياست خارجي برگ برندهاي بهدست آورد. بههرحال آمريکاييها ميخواهند و ميکوشند از تنش در ايران و ناامني در عراق و بحرانهاي ديگري که در منطقه وجود دارد، بهرهبرداري سياسي و تبليغاتي کنند. اما با توجه به اينکه عراق، شرايط بيثباتي و ناامني بيش از کانونهاي ديگر در خاورميانه را دارد، قدرت مانور و بازيگري بيشتري در اين کشور دارند و سعي ميکنند با افزايش تنش در عراق و فشار به دولت عراق به نوعي روابط ايران و عراق را تيره کرده تا ايران را وادار به واکنش به اقداماتشان کنند که شايد بهانهاي براي آمريکاييها شود که بخواهند پاسخ دهند. به نظر نميرسد مي ايران در شرايط موجود بخواهد اقدامي عليه آمريکا در عراق انجام دهد چراکه قطعا اين اقدام بازي کردن در زمين آمريکاست. از آنجا که در اولين مناظره بايدن و ترامپ، برخلاف تصورات ترامپ که ميتواند از اين مناظره حداکثر بهرهبرداري عليه بايدن را بکند با توجه به نقاط ضعفي که بايدن داشت و ترامپ به دنبال آسيب زدن به همان نقاط ضعف بود که تصور ميکرد، ميتواند بايدن را به تله خود بيندازد اما اين اتفاق نيفتاد. آنچه نظرسنجيهاي بعد از مناظره نشان ميدهد اين بود که همان نظرسنجيهايي که پيش از مناظره بود بعد از مناظره هم افتاد و عملا وزنکشي ميان نامزدهاي دو حزب جمهوريخواه و دموکرات نشان داد که هيچ تغييري نکرده و هر دو نامزد پايگاه اجتماعي خود را دارند. فاصله بايدن در نظرسنجيهاي پيش از انتخابات با ترامپ بين 5 تا 10 درصد برآورد ميشد و بعد از اين نظرسنجيها هم همينقدر باقي ماند و نشان داد ترامپ نتوانست جمعيت خاکستري را به سمت خود جلب کند. درحقيقت اگر نظرسنجيها و مناظره اول ترامپ و بايدن را براي احتمالاتي که ميتواند در انتخابات سوم نوامبر بيفتد، مدنظر قرار دهيم، شانس بايدن خيلي بيشتر از دونالد ترامپ است.