داستان انتخابات هر چهارسال، بهانهاي براي توجه به سابقه حضور زنان در جايگاه هاي سياسي و مديريتي است. داستاني بدون پايان که تاکنون بي نتيجه مانده ولي اين داستان را فصلي آخر بايد...شايد اينبار به جميع جهات وقتش رسيده باشد که حداقل زني بتواند کانديدا براي رياست جمهوري شود. بگذاريد حداقل مشق کانديداتوري کنيم. شايد نه بار اول ولي بالاخره جوابي که ميبايست گرفتيم و ثابت کرديم اين زن مدير مدبر را بايد در عرصه هاي کلان هم ديد. فراموش نکنيم آنچه که ما براي آن دنبال اثبات حقانيت هستيم در تمام کشورهاي جهان اول الي آخر اتفاق افتاده است. عجبا که ما براي مجلس قانونگذار که رئيس جمهور صرفا عامل اجرا و مجري آن مي باشد نماينده زن داريم ولي براي اجراي قوانين دهه هاست در حال اثبات توانمندي زن هستيم . يك. مثال از اوج بحران مي خواهم گواه بگيريم از کرونا با همه تلخي اش ، وقتي جهان ديد درکشورهايي که روساي جمهور آن زن بودند اين بيماري بسيار بهتر کنترل شد . يک نماينده براي شرکت در انتخاب رياست جمهوري 1400 براي کشوري که طبق آمار49% جمعيت آن را زن تشکيل مي دهد واقعا زياده خواهي نيست - از هزاران زن مدير در عرصه صنعت، در عرصه اقتصاد، ازمديران، از هر بنگاه اقتصادي، علمي و فرهنگي که توانسته اند حوزهاي ذيربط خود را از چالش هاي بيشمار نجات بخشند دعوت کنيد. بگذاريد به رخ تان بکشيم چه بي مهري با اين گنج پنهان جامعه داشته ايم. لطفا پشت هيچ تحليلي و معنان لغوي پنهان نشويد ما قانوني داريم که به استناد آن مي توانيم از همه سدهاي موجود بگذريم ، اگر بپذيريد حق نيمي از مردم جامعه داشتن کانديدا رئيس جمهوري ميباشد. و من ايمان دارم اولين کانديداي زن اولين رئيسجمهوري زن خواهدبود.