اتفاقاتي که امروز در منطقه خاورميانه رقم ميخورد دو وجهي هستند. برخي از اين تحولات ريشه در داخل منطقه خاورميانه دارند به اين شکل که ارکان قدرت در منطقه حول محور آن حضور دارند و منشا آنها همين ارکان قدرت منطقهاي هستند. اين وجه ريشه تاريخي دارد و ادامه روند قبلي و گذشته است. اين تحولات براساس راهبردهايي است که از گذشته هم کشورهاي منطقه و هم کشورهاي فرامنطقهاي براي خاورميانه ترسيم کرده بودند و براساس آن ائتلافها و اتحادهايي شکل داده بودند و در حقيقت در همان منازعه سنتي و دوقطبي سازش - مقاومت، اين فعل و انفعالات صورت ميگيرد. بر اساس اين نگاه، مواضعي که رژيم صهيونيستي بعضا اتخاذ ميکند و رفتارهاي تندي که از خود نشان ميدهد از جمله بمباران لبنان، سوريه و تحرکاتي که در عاديسازي روابط خود با کشورهاي حاشيه خليجفارس دارد و تهديداتي که امروز عليه ايران مطرح کرده و نخستوزير اين رژيم عنوان کرده است که ممکن است در حمله به ايران پيشدستي کنند و اگر ايران نيروهاي خود را به نزديکي اين رژيم بياورند آنها را مورد حمله قرار ميدهد و رجزخوانيهاي که انجام ميدهد، در حقيقت همگي ابعاد جديدي از شکلگيري معادلات قدرت در منطقه هستند که همگي ريشه منطقهاي دارند و هم در روابط دوجانبه و هم در روابط چندجانبه اثرات آن را مشاهده ميکنيم. وجه ديگر تحولات در خاورميانه ريشههاي فرامنطقهاي دارد به اين شکل که در حال حاضر يکي از مهمترين اتفاقات که صدر اخبار نيز وجود دارد بحث انتخابات رياستجمهوري ايالاتمتحده است که تا يک ماه ديگر برگزار خواهد شد. با توجه به شرايط داخلي آمريکا و کشمکش دو حزب اصلي به شکلي هر دو تلاش ميکنند تا افکار عمومي آمريکا را به سمت خود جلب کنند. به صورت سنتي در جامعه آمريکا گروههاي فشار و لابيهاي صهيونيستي و مجتمعهاي بزرگ صنعتي و نظامي و چندين مجمع ديگر در سازمان دادن افکار عمومي رايدهندگان نقش اساسي را ايفا ميکنند. اين گروهها بهشدت فعال هستند و اگر اين اظهارات و تحولات را از وجه فرامنطقهاي مشاهده کنيم خوراک داخلي براي انتخابات آمريکا دارد و تبعا ترامپ نياز دارد به جامعه آمريکايي و تندروهاي مسيحي و گروههاي صهيونيستي نشان دهد که تمام کشورهايي را که در مقابل آنها ايستادگي ميکنند تحتفشار قرار داده است که در راس آنها جمهوري اسلامي ايران است. امروز در منطقه تهديداتي که عليه ايران ايراد ميشود نيز چندين هدف دارد که در وهله نخست مسائل داخلي آمريکاست به اين شکل که ميخواهند نشان دهند در مقابل کشوري که در مقابل سياستهاي رژيمصهيونيستي ايستاده است کوتاه نيامدهاند و بر آن فشار وارد ميکنند. هدف آنها در مرحله بعد شکستن قدرت ايران در منطقه است که با توجه به اتفاقهايي که رقم خورده است ناکام مانده است و به دنبال آن هستند تا متحدين منطقهاي ايران را با چالش مواجه کنند و در آخرين مرحله نيز به نحوي رجزخواني ميکنند تا شرايط رواني را براي عاديسازي رابطه خود با ساير کشورها عربي مهيا کنند.