رهبر معظم انقلاب در هفته گذشته رمزگشايي بزرگي کردند. از جام زهر امام و پايان جنگ. حرفهاي صريح ايشان درباره پذيرش قطعنامه 598، اهداي دوباره نشان فتح به هاشمي بود که بعد 8 سال دفاع مقدس، سي سال هم مقابل مغالطه تندروها درباره پايان جنگ، ايستاد. همان مغالطهاي که اصرار دارد امام، مجبور به نوشيدن جامزهر براي پذيرش قطعنامه 598 شد! درست مثل مغالطه امروز تندروها که ميگويد پذيرش برجام کار دولت روحاني است نه نظام. تا بتوانند به خيال خودشان با تکرار اين گزاره ثابت کنند پذيرش پايان جنگ هم کار دولت وقت بود نه امام. لطفا حرفهاي رهبر انقلاب را دوباره مرور کنيد. چه کسي نزديکتر از ايشان به مشکلات سالهاي پايان جنگ بوده. ولي ايشان بعد سي سال، نهتنها حرفي از تحميل و اجبار امام در آن روزهاي سخت نميزنند، بلکه از درايت و تدبير امام در پذيرش پايان جنگ ميگويند؛ آن هم با تاييد تعبير جام زهر. چرا؟ براي آنکه برخيها بفهمند در تمام اين سالها، هيچ نفهميدهاند از ماجراي پايان جنگ جز «ما ادراک ما جام زهر!». رمزگشايي رهبري از پذيرش قطعنامه و جام زهر امام. کلاس درس مصلحت براي انقلابيها بود. تا بدانند پيروزي هميشه در جنگ نيست. توئيت ايشان هم درباره امام حسن(ع) هم همين را ميگويد که گاهي شجاعت «صلح»، بالاترين شجاعتهاست. درست به مصداق سوره فتح که نه براي جنگها، بلکه براي صلح پيامبر(ص) نازل شد! از همين جا ميشود آدرس پيروزيهاي اخير ديپلماتيک نظام را هم پيدا کرد که با سرداري همچون ظريف کاري کرده که ترامپ هم مثل صدام در دنيا تنها شده. يعني مذاکره با گرگها نتيجه داده که آمريکا در شوراي امنيت، متحدي نمييابد! وگرنه روزگار امروز ما هم در نيويورک مثل زمان احمدينژاد ميشد که دوستان ما هم در سازمان ملل به نفع ما، راي نميدادند! روشنگري تاريخي رهبري از جام زهر امام اشاره ظريفي هم به برجام داشت که اگر امروز رهبري از تصميم سي سال قبل ديپلماتيک امام، دفاع راسخ ميکنند، يعني امروز هم کسي حق ندارد به نام دفاع از رهبري، تصميمات ديپلماتيک نظام را زير سوال برده و با ادامه روش احمدينژاد، به تضعيف عمود خيمه انقلاب بپردازد. با اين وجود هر کسي در هر جايگاهي تاکنون چنين کرده، اگر بازهم به جدا کردن تصميمات رهبري و دولت در ساحت جمهوري اسلامي، چه به نام جام زهر چه به نام برجام بپردازد، نامش هر چه باشد قطعا انقلابي نيست!