به مناسبت روز جهانيگردشگري
سفر «حال» و «قال» را دگرگون ميسازد
ادامه از صفحه اول- و از لحظهلحظههاي آن در وسعت آفرينش و بيکرانگي هستي را ادراک ميکند. گريزي است از خودبيني و تنگنظري رايج زمانه و معبري براي عبور از تحجر، تعصبهاي جاهلانه و ماندگاري در زمان و مکاني بيحرکت و ساکن و ناديده انگاشتن همه دستاوردهاي بشري در طول ايام دور و نزديک. سفر تنها سيري بيروني نيست، سيري است دروني هم، و حرکت است و شور است و شوراندن دل و جان و بازگشتي به انديشيدن و تفکر و گسستن از عادتهاي فرساينده. پلي است از ديرينه سالهايي که رفته است به آينده. سفر عشق است و شرط نخست آن مجنون بودن. سفر همان جستوجو است و مسافر همان جستوجوگر که در پي ناشناختهها و نادانسته و نايافتهها منزل به منزل روان و يله و رهاست. سفر آغاز راه است، آغاز زندگي، آغاز خود بودن و بازگشت به خود خود. سفر «حال» را و «قال» را دگرگون ميسازد. کشف و مکاشفهاي است، رمز و رازي براي شناخت سره از ناسره و آنچه پنهان مانده است و به زمان قلب و مسخ. راهي است به نقد، سفر همه چيز است اگر مسافر به همان سياق «قل سيروا في الارض» طي طريق کند.