زوجين لازم است به اين بينش برسند که چه عواملي باعث شده رابطه عاطفي و هيجاني آنها کم شود و يا حتي از بين برود.جمال فيض آبادي روانشناس باليني اظهار داشت: بزرگ ترين خطا در شروع زندگي مشترک، داشتن نگاه فانتزي، عشق محور و رويايي است، اگر چه براي مقوله ازدواج، عشق لازم است ولي کافي نيست و زندگي جدي تر از آن چيزي است که دختر و پسرها تصور ميکنند.وي تصريح کرد: بيشتر زوج هاي جوان بعد از ازدواج تازه متوجه مي شوند که تفاوت ها و تعارضاتي که در بينش، جهان بيني و سلايق وجود دارد ممکن است ارتباط آنها را به سمت گسسته شدن سوق دهد و حتي زندگي مشترک را در معرض خطر جدايي قرار دهد چون عشق به تنهايي ضعيفتر از آن است که بتواند از رابطه و زندگي آنها در برابر اين تفاوتها و تعارضات و نيروي مخرب اختلافات حل نشده که جز رنجش، خشم، نفرت و سردي نتيجه و حاصلي ندارد محافظت کند.فيضآبادي، درک افراد از صميميت را متفاوت و ناشي از دوران کودکي دانست و افزود: صميميت در ازدواج امري مهم، کاربردي و با ارزش است و صميميت حاصل تجربه روابط ابتدايي هر فردي با والدين خود است که در روانشناسي اين الگوي ارتباطي با والد را دلبستگي مي گويد، درواقع دلبستگي هر فرد به صورت کلي و هميشگي در چگونگي روابطش تأثيرگذار است و اگر دلبستگي در فردي نا ايمن باشد موجب بروز تعارضات و عدم رضايت در روابط عاطفي خواهد شد.
تعهد و مسئوليتپذيري
اين روانشناس باليني ادامه داد: صميميت در روابط زوجين باعث افزايش تعهد و مسئوليتپذيري در رابطه خواهد شد و بهطور مثبتي با سازگاري و رضايت زناشويي همراه است، مشکلات مربوط به صميميت اغلب دليلي براي روابط شکست خورده به شمار ميرود ولي در بسياري از موارد آنچه مراجعين به عنوان مشکل اصلي خود در رابطه با همسر عنوان مي کنند وجود فاصله، سردي، عدم درک متقابل، تعارضات، سليقه و حتي نوع نگاه متفاوت به مقوله دوست داشتن و عشق است. وي با بيان اينکه کنترل هيجان طرف مقابل مهمتر از عشق اوست، افزود: بيشک همه ميدانند که در حل تعارضات زوجين پرخاشگري، توهين، تحقير يا سردي، قهر و فاصله گرفتن نه تنها کارآمد نيست بلکه مخرب و آسيبزاست ولي باوجود اين آگاهي همچنان برخي همچنان همين رفتار را از خود نشان ميدهند چون رفتار آدمي پيش از اينکه تحت تأثير افکار و باورهايش باشد از الگوي هيجاني او نشأت ميگيرد و هرچه مديريت هيجاني در فردي ضعيفتر باشد رفتار و تصميمگيريهاي تکانشي و لحظهاي بيشتر به چشم ميخورد.فيضآبادي اضافه کرد: زيربناي رفتاري که ما انجام ميدهيم بر مبناي هيجانات و عواطف است و زماني که اين هيجانات تحريک شوند ديگر تفکر و منطق مانند حالت عادي توانايي کنترل رفتار را ندارد به عبارتي وقتي فردي در اختلاف با همسر خود دچار خشم مي شود عدم ظرفيت و ناتواني در مديريت هيجان است که باعث ميشود با تمام علاقهاي که به همسر خود دارد رفتارهايي از قبيل پرخاشگري، لجبازي، قهر و... داشته باشد.وي گفت: آنچه باعث حل نشدن اختلافات و تداوم تعارضات زوجين مي شود بيشتر از آنکه ناشي از رابطه معيوب و الگوي ناکارآمد ارتباطي باشد به دليل آسيبهاي درون فردي و شخصيتي فرد است که منجر به عدمشناسايي و مديريت هيجانات است.
چرخه معيوب روابط زوجين
فيضآبادي با بيان اينکه چرخه معيوب روابط زوجين بايد از بين برود، افزود: آنها بايد دريابند که با دقت به تعاملات خود بنگرند تا متوجه شوند که در اين چرخه معيوب چگونه از صميميت اجتناب مي کنند زوجين بايد قادر باشند که عواطف خود را بشناسند تا بتوانند آنرا اصلاح و مديريت کنند توانايي بيشتر در مديريت هيجانات پيامدهاي زيادي در رابطه و خلق فردي دارد مانند کاهش اضطراب، افسردگي؛ تکانشگري و...، که هرکدام مي تواند نحوه درک و همدلي فرد را در رابطه تحتتاثير قرار دهد و منجر به فاصله عاطفي زوجين شود و در نتيجه در کيفيت روابط زوجين تاثير بگذارد.وي خاطر نشان کرد: زوجين لازم است به اين بينش برسند که چه عواملي باعث شده رابطه عاطفي و هيجاني آنها کم شود يا حتي از بين برود تا بتوانند تغيير الگوي رفتاري و پاسخدهي هنگام تعارضات و فاصله عاطفي که ايجاد شده است را کاهش دهند و مشکلات را نه تنها تشديد نکنند و يا بلاتکليف نگذارند؛ بلکه آنها را حل کنند و اين مستلزم اين است که در ابتدا خلقي متعادل داشته باشند تا نظام فکري و الگوي رفتاريشان تحتتاثير هيجانات به رفتار و گفتاري آسيب زننده مبدل نشود.