دکتر حتي وقتهايي که شام آش نداريم هم ادامه خواب ميهماني را ميبينم. آن شب مايکل جکسون داشت وسط مجلس با آهنگ who's bad حرکات موزون انجام ميداد. يک گوشه مجلس هم دکتر انوشه ميگفت: «ازدواج، تعهد به عشق است، رنگ ندارد. ازدواج سفيد يعني من توانايي پذيرش مسئوليت ندارم و به قدر کافي عاشقت نيستم.» آگاتا کريستي گفت: «عشق چيز خطرناک و پيچيدهاي است. ميتواند آدم عوضي را به يک انسان خوب تبديل کند و آدمي شريف و صادق را تا پايينترين درجات انساني نزول دهد.»
سيموندوبوار رو کرد به ژانپل سارتر و گفت: «واژه عشق به هيچوجه براي هر دو جنسيت حس يکساني ندارد، و اين يک دليل سوءتفاهمهاي جدي است.» سارتر گفت: «تصميمهايي وجود دارد كه هيچكس نبايد ناگزير به گرفتنشان شود.» سيمون گفت: «آره خاک بر سر من که اون همه خواستگار رو رد کردم زن تو شدم!» سارتر گفت: «وقتي تنهاييم، دنبال دوست ميگرديم. پيدايش که کرديم، دنبال عيبهايش ميگرديم. وقتي که از دستش داديم، در تنهايي، دنبال خاطراتش ميگرديم. مراقب قلبها باشيم، هيچ چيز آسانتر از قلب نميشکند.»
دوستم گفت: «همين شماهارو ميبينيم که سخت ازدواج ميکنيم ديگه. چيه اين رنگها ديگه؟ آدم خم بشه زير بار جهيزيه و عروسي و خونه با اين قيمتها، که آخرش به سرنوشت تام و جري دچار بشه؟!»
شکسپير گفت: «زمان ما کسي را که دوست داشتيم آزاد ميگذاشتيم، اگر قسمتمان بود برميگشت. الان کسي را آزاد بگذاري يک ثانيه هم روي زمين نميماند.» محمود دولتآبادي گفت: «دوست داشته شدن از سوي معشوق حالي است که در واژه عام و عادي خوشبختي نميگنجد.» دوستم گفت: «بالاخره ازدواج کنيم يا نه؟» آرتور شوپنهاور گفت: «با مصلحت ديگران ازدواج کردن در جهنم زيستن است.» باربارادي آنجليس گفت: «هر انتخابي که ميکنيد فقط به آن پايبند باشيد.» دوستم رو کرد به من و گفت: «مشاهير هم اعصاب ندارن ها!»