آرمان ملي: با افزايش تورم و کاهش قدرت خريد، بسياري از کارشناسان نسبت به تامين هزينههاي زندگي کارگران ابراز نگراني شديد ميکنند. در اين بين بسياري از جامعهشناسان معتقدند که با کوچکتر شدن سفره کارگران، افزايش آسيبهاي اجتماعي همچون طلاق، خودکشي، افسردگي و گرايش آنها به خريد و فروش مواد مخدر و جرايم ديگر دور از ذهن نيست، کما اينکه اين آسيبها با شيوع کرونا در ميان کارگران بهعنوان يکي از دهکهاي اصلي جمعيتي با بيش از 45ميليون نفر ميتواند نگرانکننده باشد. همانطور که علي بابايي کارنامي، سخنگوي کميسيون اجتماعي ميگويد و در حرفهاي او ميتوان هشدار را احساس کرد: تمامي کارگران زير خط فقر هستند و با توجه به رشد افسار گسيخته قيمت کالاهاي اساسي براي تامين حداقل زندگي با مشکلات زيادي دست و پنجه نرم ميکنند. او معتقد است که «توجه به سرمايههاي انساني و کارگران بهعنوان سربازان خط مقدم عرصه توليد نيز يکي از موارد مهمي است که به آن بيتوجهي ميشود همه ما از شرايط معيشتي کارگران و کوچک شدن روزانه اين قشر زحمتکش که چرخهاي اقتصادي کشورمان را در شرايط کنوني در سايه تحريم به حرکت درآوردهاند مطلع هستيم؛ اگر خط فقر را ملاک قرار دهيم تمام کارگران زير خط فقر هستند و با توجه به رشد افسارگسيخته قيمت کالاهاي اساسي براي تامين حداقلهاي اوليه زندگي با مشکلات بسيار زيادي دست و پنجه نرم ميکنند و لازم است در حمايت از اين قشر و طبقات مزدبگير با اولويت و نگاه ويژهتري نگاه شود».همزمان ابراهيم رزاقي، اقتصاددان نيز معتقد است که: «اکنون مهمترين تهديد ايران فقر شديد، بيکاري گسترده، عدم توانايي بسياري از مردم در پرداخت کرايهخانه و پولدارتر شدن پولدارهاست. در حال حاضر 30ميليون بيکار داريم،60ميليون نفر زير خط فقر قرار دارند و وضعيت اقتصادي کشور در شرايط بسيار بدي قرار دارد.»
سفره خالي کارگران و خطر رواج بيماريها
در اين شرايطي که خط فقري که سال گذشته هشتميليون تومان براي يک خانوار چهار نفري اعلام شده بود و براساس گزارشهاي منتشرشده خط فقر براي يک خانوار (4 نفري) به 9ميليون تومان رسيده، اين در حالي است که همه حقوق و مزاياي کارگران طبق قانون شوراي عالي کار در سال 99، به سهميليون تومان هم نميرسد. در اين بين فعالان حقوق کارگري معتقدند که اين ميزان حقوق کارگران، يک هفته سفره آنها را پر نگه نخواهد داشت. همانطور که فرامز توفيقي، رئيس کميته دستمزد کانون شوراهاي کار معتقد است: وقتي ما توليد ناخالص ملي نداريم، بنابراين خيلي از افراد جامعه و کارگران به شغلهايي روي خواهند آورد که هيچنقشي در توليد ناخالص ملي ندارد؛ پيک موتوري، دستفروشي، ويزيتوري و کارهايي از اين قبيل بهعنوان شغل اول و دوم در ميان افراد جامعه گسترش پيدا کرده است. او همچنين ميگويد: بهدليل افزايش قيمتها و کاهش درآمدها ما به خوددرماني روي آوردهايم. از سوي ديگر ارزانخوردن نيز از پيامدهاي فقر است، در حالي که ارزانفروشيها مانند پيتزاي 9هزارتوماني، کباب 8هزار توماني و... باعث تزريق سم به جامعه ميشود و نتيجه آن بيماريهاي متابوليکي مانند قند خون، چربي، فشار خون، بيماري قلبي و عروقي و... در فرد خواهد شد. جامعه ما بهدليل گراني محصولات، به ارزانخواري روي آورده و اين عوامل در مرتبه اول يقه افراد کمدرآمد جامعه مانند کارگران را ميگيرد. ما در کشور 13ميليونو 430هزار بيمهشده داريم و اگر با ميانگين خانوار 3.3 جمع ببنديم بيش از 45ميليون نفر جمعيت کشور ما را کارگران و خانوادههايشان تشکيل ميدهند، پس سلامتي 60درصد افراد کشور بهدليل خوددرماني و ارزانخواري در خطر است.
افزايش تنشهاي روحي و رواني فقر
توفيقي با اشاره به اينکه 70 درصد از خانوادههاي کارگران دچار مشکلات روحي و افسردگي هستند، ميافزايد: اين استرسها براي جامعه زيانبار است و در نتيجه در جامعهاي که بيشتر آمار آن را کارگران تشکيل ميدهند، تنشهاي عصبي به حد خود ميرسد و درگيريها و بداخلاقيهاي اجتماعي هر روز بالاتر ميرود، چون ضريب تحمل و تابآوري که همان تقوا است در افراد جامعه يکسان نيست. بسياري از کارگران در حاشيههاي شهر و شهرستانهاي اطراف مانند شهريار، کرج، اسلامشهر، رودهن و... زندگي ميکنند و هر روز ترافيک سنگيني در جادههاي منتهي به تهران وجود دارد. نيرويي که صبح در اين ترافيک ساعتها منتظر ميماند تا به سرکار برسد بهدليل خستگي راه، بازدهي و کارايي مناسب را ندارد و وقتي يک کارگر کارآمد نباشد امنيت شغلي او به خطر خواهد افتاد. همان فرد در حالي شبها با تن خسته و پراسترس به خانه ميرود که نتوانسته سبد خانوار و مايحتاج زندگياش را با توجه به گراني و کمبود دستمزد تامين کند، نتيجه آن ميشود که استرسش را به افراد خانواده تزريق ميکند. همه اين عوامل مانند زنجير به يکديگر متصل است و ما نميتوانيم اقتصاد را از اخلاق، و اخلاق را از تبعاتش براي اجتماع و خانواده جدا کنيم و افزايش شکاف بين هزينه خانوار و درآمد در حال دامنزدن به اين موضوعات است.