اگر بخواهيم بر سر حــل اخــتلاف و چالشهاي اساسي نظام سخن بگوييم ضروري است هر اقدامي در راستاي برگرداندن اعتماد مردم را تقويت کنيم تا اتفاقي که در دو مرحله انتخابات مجلس رخ داد در رياستجمهوري تکرار نشود و وضعيت از اين نيز بدتر نشود و با ريزش آرا بيشتري مواجه نشويم چون وضعيت انتخابات رياستجمهوري بسيار خطرناک است و فارغ از اينکه چه جرياني و چه حزبي و چه شخصيتي راي بياورد، مشروعيت نظام مهمترين دغدغه مسئولان و جريانات سياسي ما خواهد بود. بنابراين کاهش مشارکت که در اسفندماه شاهد آن بوديم به عنوان يکي از چالشهاي پيش رو است و اين مساله مهمتر از نتيجه انتخابات است. احزاب يکي از پايگاهها و مراجعي هستند که اگر از سوي مراجع و دستگاههاي مرتبط فضاي مناسبي بگيرند، ميتوانند مجددا اعتماد مردم را برگردانند. بنابراين مساله از اين منظر بيروني است و بايد احزاب به منظور بازگرداندن مردم به پاي صندوقهاي راي تقويت شوند. بحث ديگر مسائل دروني احزاب سياسي است. اين وضعيت احزاب يکي کميت بالا و کيفيت پايين درخور نظام سياسي نيست. در هر دو جبهه اصلاحطلب و اصولگرا بيش از 60 تا 70 حزب وجود دارد و اين به يمن قانون انتخاباتي بود که توسط وزارت کشور اجرا شد و احزاب خود را تطبيق دادند. اين مساله نشانگر اين است که احزاب ما به سطح مطلوبي از تعريف حزب نرسيدهاند بنابراين احزابي که به لحاظ کارکرد داراي کيفيت پاييني هستند خروجي مطلوب و اثربخشي مناسبي ندارند و نميتوانند مشکلات کشور را حل و فصل کنند. بنابراين احزاب بايد از درون به بلوغي برسند و از تعدد رهايي پيدا کنند و کشور با يکي دو حزب کار کند، امروز اين وضعيت در کشور ما وجود ندارد. اگر از احزاب بخواهيد اختلافات بين خود را به شکل مکتوب بنويسند قطعا توان آن را نخواهند داشت. چون در بسياري از مواضع با هم اشتراکنظر ندارند و مشخص نيست اين تعدد و شکلگيري اين همه حزب و گروه چه مبنايي دارد. اين وضعيت در هر دو جبهه راست و چپ ديده ميشود و بزرگترين آفت در فضاي سياسي ايران است. به عقيده من برطرف شدن اين دو نکته ميتواند فضاي انتخابات را بهبود ببخشد اگرچه ساماندهي احزاب امري نيست که بهسرعت محقق شود ولي حمايت حاکميت و دستگاههاي امنيتي از کارکرد و فعاليتهاي احزاب ميتواند هزينه کار حزبي را پايين بياورد و مردم را به حزبي بودن تشويق کند. حزبي بودن مردم ميتواند اعتماد عمومي را نسبت به حاکميت احيا کند و در نتيجه اقبال مردم به صندوقهاي راي برگردد. درواقع اگر به اين موضوع منطقي نگاه کنيم متوجه ميشويم که بازگشت احزاب به سياستهاي کلان کشور هم به نفع نظام است و هم مردم و تاثير آن در جهت مثبت تمام ارکان کشور ديده خواهد شد.