ادامه از صفحه 2
آنچه اسدا... بادامچيان نماينده سابق مجلس ميگويد نيز بيانگر همين موضوع است. او از اين خبر ميدهد که اصلاحطلبان بناي حضور در انتخابات را دارند او اظهار داشت: اصلاحطلبان برخلاف مواضع خود پس از انتخابات مجلس يازدهم که بيشتر در مورد عدم حضور در انتخابات 1400 سخن ميگفتند، فعاليتهاي خود را تجديد کردهاند. اينکه آنها در صحنه اجتماع فعال باشند به نفع آنهاست، زيرا عدم حضورشان در انتخابات 1400 مهر پاياني بر آنها خواهد بود. وي پيشنهاد کرد: اصلاحطلبان اصلاح را از خود شروع کنند و اگر تحولي در خود پديد نياورند جز رفتن به موزه تاريخ راه ديگري ندارند. اما پرسش اينجاست که آيا الزاما شرکت در انتخابات 1400 ولو منجربه شکست اصلاحطلبان شود هم تضمينکننده بقاي آنهاست يا شکست دوباره اين جريان اينبار براي رياستجمهوري همان مهر پايان خواهد بود؟
آنچه اصلاحطلبان بايد روشن کنند
محمدصادق جواديحصار فعال سياسي اصلاحطلب دراينباره به «آرمان ملي» ميگويد: البته هنوز اين گزاره که اصلاحطلبان تا چه اندازه آمادگي براي انتخابات 1400 دارند را نميتوان اظهارنظر رسمي يک جريان دانست. ممکن است کسي آرمانهاي خود را اينگونه بيان کرده باشد. به صورت کلي مقوله انتخابات عرصه بيان نظرات و ديدگاهها و برنامهها و مطالبات سياسي، اجتماعي و فرهنگي است، بنابراين ازاين موقعيت نميتوان چشمپوشي کرد اما پاسخ به اين سوال نيز مهم است که اساسا چه نوع انتخاباتي؟ اصلاحطلبان بايد بدانند که حضورشان در انتخابات به چه ميزان ميتواند آزاد و تضمينشده و برانگيزاننده باشد. اصلاحطلبان اگر ميخواهند در انتخابات حضور داشته باشند حتما بايد رصد کنند که اين رقابت و اين مشارکت در عرصه انتخابات برآورنده کدام يک از حاجات مطروحه در اصلاحطلبي و حوزه مناسبات ملي است؟ وي ادامه ميدهد: اگر انتخاباتي برگزار شود و سپس در پناه اين برگزاري اميد مردم نسبت به گشايشها کمتر شود قطعا اين حضور موثري نخواهد بود. جواديحصار ميافزايد: بنابراين اينکه بگوييم اصلاحطلبان حتما به انتخابات ميآيند گمانهزني در فصل انتخابات است که يکي از شگردهاي ترغيب رقيب به حضور در عرصه و ايجاد عمل و عکسالعمل به شمار ميآيد. من تصور ميکنم اصلاحطلبان پيش از هرچيز بايد بدانند چه نقش جديدي در مناسبات قدرت خواهند داشت؟ ديگر کسي از آنها نميپذيرد که ندانند تنگناهاي مديريتي کجاست. اصلاحطلبان همه اين تنگناها را ميشناسند و از همين رو بايد پاسخگوي چرايي دوباره حضورشان در انتخابات باشند. ديگر کسي نميتواند بگويد ناآشنا به اين مطالب وارد انتخابات شدم. جواديحصار ادامه ميدهد: ضروريترين نکته براي اصلاحطلبان در حوزه انتخابات اين است که خودشان يک گفتوگوي برآيندي و تعاملي ايجاد کنند. روي توافق نهايي مکانيسمي را تعريف کنند که بتواند قدرت انسجام دروني و اتحاد بيروني براي آنها داشته باشد. از سويي آنها بايد توانايي تعامل با جريان رقيب بدون اينکه از هويت خويش دست بردارند، را در خود ايجاد کنند. اين فعال سياسي ميگويد: به گمان من آنها بايد به سمت ديگر جريانهاي عدالتخواه نيز بروند و از توان فکري و مديريتي آنها بهره ببرند تا کشتي مديريت کشور در اين درياي متلاطم را هدايت کنند. قطعا اين موضوع کار سخت و پيچيدهاي است. اينکه فقط بگوييم انتخابات بايد پرشور برگزار شود چارهکار نيست. جواديحصار افزود: مجموعه مسئولان نيز دراين ميان نقش تعيينکنندهاي دارند و بهتر است شرايطي فراهم کنند تا گشايشها آشکار و روشن شود، وگرنه تا 1400 تتمه اعتباري هم که اصلاحطلبان ميتوانند در شرايط سخت بيافرينند از دست خواهد رفت و آن هنگام تنها اصلاحطلبان نيستند که لطمه ميبينند.