بستن

اصلاح‌طلبان در پیچ 1400

اصلاح‌طلبان در پیچ 1400

آرمان ملي- اميد کاجيان: تا انتخابات 1400 فرصت زيادي نمانده است. اصولگرايان سرمست از پيروزي در انتخابات اسفند 98 خود را براي پيروزي ديگر آماده مي‌کنند، آنگونه که برخي کارشناسان اساسا انتخابات رياست‌جمهوري را رقابت درون‌جناحي اصولگرايان مي‌دانند. در اين ميان اما سرنوشت اصلاح‌طلبان بيشتر از هرزمان ديگري در هاله‌اي از ابهام قرار دارد. اصلاح‌طلباني که انتخابات 98 را با شکست پشت‌سر گذاشتند و امروز تنها سازوکار انتخاباتي آنها به‌عنوان شوراي‌عالي ‌سياستگذاري نيز در وضعيتي نامعلوم به سر مي‌برد، نه به‌واسطه آنچه در دولت گذشت دست پري براي دفاع دارند و نه به خاطر مجلس دهم و فراکسيون اميد.

خودزني بي‌سابقه

با چنين شرايطي بايد خود را براي رقابت‌هاي رياست‌جمهوري هم آماده کنند، آن هم با توجه به تجربه تلخ اسفند 98.

انتخابات 98 اما نتيجه يک نوع بلاتکليفي در جناح اصلاح‌طلب هم تلقي مي‌شد. اصلاح‌طلبان در آن برهه عملا به چند دسته تقسيم شدند؛ گروهي که معتقد بودند به‌جاي توجه و تلاش براي بقا در قدرت، بايد به بطن جامعه توجه کرد و از اين رو نه‌تنها نبايد در انتخابات به رقابت پرداخت بلکه به‌صورت کلي راهي جز تحريم نيست، اما گروه دوم کساني بودند که حضور مشروط در اين انتخابات را بر سر زبان‌ها انداختند؛ به اين معنا که اگر چهره‌هاي شاخص اصلاح‌طلبي تاييدصلاحيت شوند در انتخابات مشارکت مي‌کنند. دسته سوم کساني بودند که تحت هر شرايطي بر مشارکت و رقابت براي کرسي‌هاي مجلس تاکيد داشتند. اين دستپاچگي البته که در شوراي عالي سياستگذاري اصلاح‌طلبان به‌عنوان سازوکار انتخاباتي اصلاح‌طلبان نيز عيان بود به نحوي که شوراي عالي در اقدامي عجيب ضمن تاکيد بر مشارکت در انتخابات اسفند 98، از ارائه ليست انتخاباتي امتناع کرد تا با اين کار عملا در زمين رقيب بازي کند. شوراي‌عالي اولا با تاکيد بر مشارکت مردم درحالي‌که خود ليستي ارائه نداده بود عملا گويي به مردم مي‌گفت که «بياييد و به اصولگرايان راي بدهيد (!)» و به نوعي ليست اصولگرايان را تبليغ کرد، از طرفي با اجازه دادن به احزاب اصلاح‌طلب براي ارائه ليست‌هاي متعدد هم به رقابت ناعادلانه با محافظه‌کاران اصولگرا رسميت بخشيد و هم به تشتت و چنددستگي درجريان خود آن هم در اوج کم‌اقبالي مردم به اصلاح‌طلبان دامن زد. استراتژي اصلاح‌طلبان در آن انتخابات آن‌قدر عجيب و غريب و مستاصل بود که رئيس و نايب‌رئيس شوراي عالي را به استعفا واداشت. از آن‌موقع خيلي‌ها براين نکته تاکيد داشتند که جريان اصلاحات عملا براي 1400 نه تنها نبايد کانديدا داشته باشد بلکه فعلا به ترميم رابطه خود و مردم اقدام کند .

سه راهکار

آيا استيصال 98 در 1400 نيز قرار است تکرار شود؟ اصلاح‌طلبان چندي است که از واژه‌هاي مختلفي استفاده مي‌کنند، از تحول در اصلاح‌طلبي مي‌گويند و پوست‌اندازي در جريان اصلاحات. تغيير در سازوکار انتخاباتي اصلاح‌طلبان را لازم مي‌دانند و پارلمان اصلاح‌طلبي را مطرح مي‌کنند و بعضا به تقليد از نئواصولگرايي قاليباف موضوع نئواصلاح‌طلبي را هم پيش کشيدند. اين جريان تا 1400 چند راهکار پيشرو دارد‌؛ نخست تکرار تجربه 98 که طبيعتا نمي‌تواند چشم‌انداز روشني براي آن متصور بود. دوم اينکه متحدالشکل با علم به وضعيت و نگاه مردم به خود اعلام کنند که در اين انتخابات مشارکت نخواهند کرد، موضوعي که قطعا برايشان بي‌هزينه نخواهد بود و آنها را از ساختار قدرت دورتر و محدودتر مي‌کند. اصلاح‌طلباني که معتقدند بايد در قدرت بود و خود را به بدنه حاکميت نزديک‌تر کرد، با غيبت، عملا شانس داشتن همان چند چهره‌اي را که ممکن است براي انتخابات‌هاي آينده مجلس و رياست‌جمهوري تاييد صلاحيت شوند هم از دست خواهند داد. به عبارتي اصلاح‌طلبان مي‌دانند اگر بناست در 1400 راه تحريم را در پيش بگيرند احتمالا بايد قيد حضور در ساختار کشور را يا براي هميشه يا لااقل براي مدت‌زمان قابل‌توجهي بزنند و اصولگرايان مسئولان بلامنازعه حتي در قوه مجريه باشند. سومين راه اين است که جريان اصلاح‌طلب يکدست بگويد در انتخابات تحت هر شرايطي حضور مي‌يابد. نتيجه اين کار آن است که مجموعه حاکميت با آنها مهربان‌تر خواهد بود.

ادامه صفحه 6

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی