بستن

درباره کتبِ درسيِ پارسي

درباره کتبِ درسيِ پارسي
دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی استاد دانشگاه، شاعر، نویسنده

مطلقا به تلويزيون و راديو نگاه نمي‌کنم و گوش نمي‌دهم. بسيار طبيعي است اگر از اين رسانه‌ها بي‌خبر باشم. خوشبختانه روزنامه هم اصلا نمي‌خوانم. فقط مي‌دانم که کتاب‌هاي درسيِ فارسيِ ابتدايي و راهنمايي و دبيرستان نمونه درخشان و معجز‌آسايِ «نقضِ غَرَض» است و دشمن‌کام شدنِ زبان فارسي. يعني بهترين راه براي گريزان کردنِ بچه‌ها و جوانان از فرهنگ و ادبيّات ايراني است. با سخنِ من بايد از متصدّيانِ تاليف و توليد اين کتاب‌ها عذرخواهي کنم که حتما از من خواهند رنجيد. برنجند! بعضي از ايشان عزيزان من‌اند. از قديم مي‌گفتند: «عقلِ وزير» چيزي است و «عقلِ وزارت» چيز ديگر است. اينها وقتي خارج از پست اداري‌شان حرف مي‌زنند، ظاهرا معقول و بهره‌مند از ذوق و شعورند، وقتي عمل مي‌کنند حاصلِ کارشان خلاف تمام آن دعوي‌هاست. در مورد کتاب‌هاي دانشگاهي و فارسيِ عمومي متداول، کتابي هست که من آن را تا دو سه سال پيش، که پسرم دانشجوي دانشگاه صنعتي شريف شد، نديده بودم. يک روز، با رفيقش آمدند و چون مجبور بودند از روي آن امتحان بدهند از من پرسش‌هايي مي‌کردند. کتابِ ذوق‌ْکُشِ بي‌فايده‌اي بود. يکي ديگر از مظاهر آن «نقضِ غَرَض» که بدان اشارت کردم، گويي ما هنوز بين آموزشِ ادبيّات و فرهنگ از يک سوي و تعليمِ «اخلاقيّات» و آموزش‌هاي حزبي از سوي ديگر، تفاوت قائل نشديم.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی