بازنشستگي در هر نظام سازماني و اجرائي يعني پايان دوران خدمت اداري و سرآغاز استراحت و خانهنشيني. مفهوم ظاهري اين ترمينولوژي، يعني فرد بعد از 30 سال کار مستمر و فعاليت (که اين مدت در تمام کشور با يکي دوسال اختلاف يکسان و مشابه است) فرد به درجه بازنشستگي نائل شده و دوران استراحت را آغاز ميکند، اما اين دوران که بايد زماني براي استراحت بازنشستهها باشد، به دلايل مختلف به روزهاي سخت تبديل شده است. سالهاست که پايينبودن ميزان حقوق بازنشستگي که مصادف با سنين سالمندي است از سه محور باعث آزار وحتي افسردگي و انزواي فرد ميگردد. الف: در اين مقطع سني، اغلب بيماريها بروز داده شده و حتي رشد ميکنند، سبک نادرست زندگي، تغذيه بدون برنامه در دورههاي قبل از سالمندي و... باعث بيماريهايي مثل ديابت، چربي، فشار خون، بيماريهاي پروستات و... ميگردد که باتوجه به گراني دارو وکمبود آن مشکل اساسي و جدي را در راه تندرستي سالمندان بهوجود ميآورد. ضعف عمومي بدن همراه با تحليل رفتن قواي جسمي باعث تحرک کمتر و ساکن شدن سالمندان ميگردد و آن فرد نميتواند براي تامين معاش خانوادهاش به کار ديگري روي بياورد. ب: اين دوران سخت براي بازنشستگان مصادف با رشد و تکميل زندگي فرزندان شده که هرکدام از آنها همراه همسر و فرزندان، خانه والدين را تنها سراي اميد خود ميدانند و با مراجعه بهخانه والدين موجب شادي آنها ميشوند. البته با توجه به گراني اقلام خوراکي و کمبودهاي مالي والدين، براي آنها وضعيت دشواري را رقم زده و موجب غصه مضاعف آنها ميشود. ج : بيش از سي سال بيدارشدن صبح زود و ترک منزل و بازگشت غروب بهشکل يک رفتار ثانويه و نهادينه والدين است که در دوران بازنشستگي، اقامت در خانه و کمک در کار منزل تنها سرگرمي آنها ميشود. همچنين رفتن به پارک درصورت مساعدبودن حال و اوضاع جوي به تنها شغل و سرگرمي سالمندان تبديل شده و همين احساس بيهودگي و بلااستفاده بودن، اصليترين مباني افسردگي آلزايمر و بروز سکتههاي مختلف ميشود. در اکثريت کشورها بازنشستگي سرآغاز استراحت و تمديد قواست، اما در کشور ما شوربختانه بازنشستگي آغاز دوران دوم تلاش و دوندگي است. اگر فرد انرژي و توانايي کار و کوشش داشت که بازنشسته نميشد و حالا که به اين مرحله رسيده ديگر محلي براي کار و کوشش مجدد ندارد. تامين هزينههاي زندگي اجاره و مخارج دارو و درمان حدود 60درصد از بازنشستگان به اشتغال مجدد دست ميزنند. بازنشستگان که معدن تجارب سودمند و مفيد هستند، ميتوانند بهعنوان مشاور در کنار نيروهاي جوان خدمت نمايند تا هم تجارب آنها هدر نرود و هم نيروهاي جوان آموزشهاي تجربي کسب نمايند؛ اما زندگي و وضع معيشت بازنشستگان در جامعه ما بهجاي مشوق براي ورود جوانان به مشاغل دولتي براي آنها درس عبرت ميگردد که بهدنبال کار عاقبت دار بگردند. تنها قدم مفيد و بهظاهر سودمند در اين رابطه ارائه کارت منزلت به بازنشستگان بود که باوجود اسم پر طمطراق آن فايدهاي براي اين عزيزان نداشت و سازمانهاي متولي هيچگونه برنامه نشاطانگيز و سرگرمکننده براي سالمندان ندارند. انگار با نگاه به آيندهاي نامعلوم، سالمندان در انتظاري تلخ قرار دارند.