صنايع خودروسازي وابسته به واردات هستند و اين صنعت قادر به توليد همه قطعات يدکي مورد نياز خودرو نيست و همين موضوع عاملي براي عقبماندگي اين صنعت است، يکي از علل آشفتگي در صنعت خودرو وجود مديريت دولتي است. برخي امروز آزادسازي واردات و رهاسازي خودروهاي مانده در گمرک را راهحلي براي ايجاد رقابت در صنعت خودروسازي ميدانند، اما دقيقا اينطور نيست. يعني اگر تنها واردات آزاد شود و انحصار در بازار داخلي از بين نرود يا اگر فقط واردات آزاد شود بهمفهوم اينکه بخواهند سازندههاي داخلي را از بين ببرند، اين کار اقدام بسيار نادرستي محسوب ميشود، بهنظرم واردات نه به اين مفهوم که بايد آزاد شود، يعني بايد دورهاي را فراهم کنند تا سرمايهگذاران بخش خصوصي وارد صنعت خودرو شده و رشد کنند و اين تعامل را با کشورهاي خارجي داشته باشند تا بتوانند اين کار را انجام دهند، بعد از ايجاد رقابت بعد از مدتي درها کشور را براي واردات باز کنند. نبايد اين بازار به صورت رايگان در اختيار ديگران قرار داده شود چراکه اين بار ارزشمند است و اين بازار، صرفا بازار 80 ميليون نفري نيست و با مجموع جمعيت کشورهاي اطرافمان، يک بازار نيم ميلياردي ارزشمند محسوب ميشود. به جاي اينکه در واردات را براي ورود خودروهاي خارجي بهويژه خودروهاي چيني بيکيفيت باز کنيم که همين الان همه کشور پر شده از اين دست خودروها، بايد اجازه داده ميشد خودروسازهاي خارجي حتي چينيها وارد و در کشور سرمايهگذاري کنند، کاري که خود چين و ترکيه و خيلي از کشورهاي اين شکل، انجام دادند. چند سال پيش بود که مذاکراتي با خودروسازي رنو و پژو فرانسه صورت گرفت، اما نتيجهاي براي صنعت خودروسازي ايران نداشت دليلش هم اين بود که دست و پاي اين شرکتها را بستند. پژو قصد داشت که در کشورمان سرمايهگذاري کند که با تحريمهايي که شد دوباره عقبنشيني کرد و دست طرف ايراني را خالي گذاشت. وقتي رنو در بازار ايران سرمايهگذاري ميکند و يک باره قيمت ارز چهار برابر ميشود، مفهوم ديگر آن اين است که ثروت آن شرکت خارجي يکباره به يکچهارم کاهش و داراييهايش کوچک شده است. در اين وضعيت انگيزهاي براي سرمايهگذاري باقي نخواهد ماند. همه موارد اين موضوع بايد با هم هماهنگ باشد و نميتوان يک بعدي به قضيه نگاه کرد. تمام سازوکارهاي اقتصاد بايد با هم همخواني داشته باشد. بهنظرم ارائه طرحهاي مختلف عرضه خودرو به مردم هيچ تاثيري در بازار و قيمت آن ندارد و صرفا براي اين است که مردم سرگرم شوند و تصور کنند که آقايان در حال کار کردن هستند. اين کار درستي نيست و اگر قرار است کار کنند بايد اقدامات تاثيرگذار داشته باشند.