آرمـان مــلي - عليرضا پـورحـسين: نگاهي از سوي برخي افراد وابسته به کشورهاي غربي در منطقه ايجاد شده است که بر اين باور هستند که کشورهاي عربي بايد خود را آزاد کرده و نگذارند گروگان فلسطينيها باشند و بايد از هر فرصتي براي صلح با رژيم صهيونيستي استفاده کنند و کشورهاي عربي بايد منافع خود را در اولويت قرار دهند. در همين راستا رئيسجمهوري آمريکا روز جمعه از عاديسازي روابط ميان رژيم صهيونيستي و بحرين خبر داد. اخيرا نيز امارات و اين رژيم به توافق صلح دست يافتند. بحرين چهارمين کشور در اعلام عاديسازي روابط با رژيم صهيونيستي است و پس از موضع خيانتکارانه اتحاديه عرب و استقبال از عاديسازي روابط به عنوان تصميم حاکميتي براي کشورهاي بدون حاکميت، صف عاديسازي روابط، طولاني خواهد شد، زانو زدن مقابل نتانياهو ديگر غافلگيرکننده نخواهد بود و هزينه سنگيني به سبب خيانت خود پرداخت خواهند کرد. اين اقدام به قدري سخيف بوده است که حتي وزير خارجه دولت مستعفي يمن در واکنش به عاديسازي روابط ميان بحرين و رژيم صهيونيستي تاکيد کرد که تنها پس از احقاق حق و حقوق ملت فلسطين روابط خود را با رژيم صهيونيستي عادي خواهد کرد و موضعي برخلاف اقدامات بحرين و امارات گرفته است. اتفاقاتي که همگي اين موارد را در ادامه سلسلهفشارها بر ايران در منطقه ميدانند. در راستاي بررسي اين مسائل «آرمان ملي» گفتوگويي با امير موسوي، رايزن پيشين سفارت ايران در الجزاير داشته است که در ادامه ميخوانيد.
عاديسازي روابط ميان رژيم صهيونيستي و بحرين ريشه در چه اتفاقاتي دارد؟
تقريبا همزمان با انقلاب اسلامي ايران عاديسازي روابط در دستور کار کشورهاي عربي قرار گرفت و حدود 40 سال پيش بود که مصر قدم پيش گذاشت تا روابط خود را با رژيم صهيونيستي عادي کند. بنابراين اين اقدام بحرين و امارات سابقهدار است. در همان سالها برخي کشورهاي ديگر نيز قصد عاديسازي روابط را داشتهاند که با وقوع انقلاب اسلامي در ايران اين امر به تعويق افتاده و به نحوي سبب شده يک بيداري اسلامي شکل گيرد؛ بنابراين جبهه مقاومت تقويت شد و مناسبات جهاني را تغيير داد. انقلاب اسلامي با پشتيبانياي که از جريان مقاومت داشت، اتفاقات و آينده منطقه را به صورت کلي متغير کرد. از همان سالها جرياني در منطقه ايجاد شده که انقلاب اسلامي را تضعيف کند تا عاديسازي روابط با رژيم صهيونيستي تحتتاثير اين انقلاب به تعويق نيفتد. در همين راستا در ابتدا به جنگ مستقيم با ايران پرداختند و پس از آن جنگهاي نيابتي با ايران را به راه انداختند و در ادامه آن دست به ترورهاي مختلف زدند. آنها با مجموعه اين اقدامات دست به کاري زدند تا مردم منطقه خسته شوند. در گذشته هرگاه يک مقام عربي با يک مقام صهيونيستي ديدار ميکرد شاهد وقوع تظاهرات ميليوني چند روزه بوديم و تمامي کنفرانسها و مجالس اسلامي عليه اين اقدام موضعگيري جدي ميکردند؛ اما امروز آب از آب تکان نميخورد و کشورهاي عربي يکي پس از ديگري روابط خود را با رژيم صهيونيستي عادي و تقويت ميکنند. دولتهاي عربي امروز سازش با رژيم صهيونيستي را نماد صلح و امنيت تعريف کرده و جريان مقاومت را بدنام کردهاند. امروزه امت عربي ديگر به يک کالبد بدون روح تبديل شده است.
آيا چنين اتفاقاتي نهادينه خواهد شد و شاهد تداوم عاديسازي روابط با رژيم صهيونيستي در منطقه خواهيم بود؟
مردم بهزودي بار ديگر بيدار خواهند شد و اين شرايط موقتي است. در اين ميان محور مقاومت سياست سکوت را انتخاب کرده است و شاهد هستيم با وجود اينکه رژيم صهيونيستي به برخي مناطق سوريه حمله ميکند واکنش درخوري به اين حمله داده نميشود. امروزه به جز فلسطين ساير کشورهاي محور مقاومت عملا در مقابل تجاوزگريهاي رژيم صهيونيستي سکوت کردهاند و اين امر سبب شده است آنها پا را از خطقرمزها فراتر بگذارند. فشار آمريکا عامل ديگري است که سبب شده است اين عرصه بر ايران تنگتر شود. در روزهاي آينده نيز توافق امارات و رژيم صهيونيستي رسمي ميشود، اما هيچکس هيچ واکنشي نشان نميدهد. بايد توجه داشت که نخستين همکاري امارات و رژيم صهيونيستي يک همکاري امنيتي است و تبعات اين همکاري مستقيما متوجه ايران است.ايران هيچگاه براي کشورهاي منطقه خطرآفرين نبوده است؛ در صورتي که امارات خاک خود را در اختيار دشمن ايران قرار داده است. امروزه دولت هاي ضعيف و ذرهبيني در حال دهنکجي به امت اسلامي هستند و پا را از خطوط قرمز فراتر گذاشتهاند. امروز حتي صداي افرادي که قرارداد اسلو را امضا کردهاند درآمده و محمود عباس سفراي خود را از بحرين و امارات فراخوانده است. متاسفانه ايران در اين حد نيز اقدام نکرده است.
عاديسازي روابط بحرين و رژيم صهيونيستي به نفع چه کشورهايي خواهد بود؟
ايالات متحده نخستين کشوري است که از توافق ميان بحرين و رژيم صهيونيستي سود ميبرد و دونالد ترامپ از اين اتفاقات به نفع خود در عرصه انتخابات رياستجمهوري استفاده ميکند. نتانياهو نيز اوضاع داخلي خود را به واسطه اين اتفاق سروسامان ميدهد؛ توافقي ديگر که برگ برندهاي براي ترامپ در انتخابات خواهد بود. اين توافقات را به يک هياهو تبديل خواهند کرد تا براي خود امتياز کسب کنند. در گذشته مصر و اردن اگر با رژيم صهيونيستي توافق کردند از اين توافق به منافع مالي دست پيدا ميکردند و در اقتصاد آنها اتفاقات خوبي رقم ميخورد اما امروزه بحرين و امارات از اين توافق سود مالي و اقتصادي کسب نخواهند کرد و برعکس سرمايهگذاريهايي را نيز انجام خواهند داد. بنابراين سود اصلي را رژيم صهيونيستي و ايالات متحده خواهند برد. امارات فاصله زيادي با رژيم صهيونيستي داشت و حتي امنيت اين کشور نيز در خطر نبود که بخواهد به واسطه آن امنيت خود را تامين کند. امارات کشوري دستدراز است که در سوريه، ليبي، يمن و عراق نيز اقدامات نظامي انجام ميدهد. اين دست درازيهاي امارات مقدمهسازيهايي براي وضع امروز بود.