برخي گمانهزنيها حاکي از آن است معتدلان دو جريان اصلاحطلب و اصولگرا با يکديگر ائتلاف کرده و يک کانديداي مشترک معرفي کنند اما اين کار اساسا اشتباه و به نوعي تعيين تکليف براي مردم است. رقابت بايد بين گروههاي سياسي وجود داشته باشد. رقابتي که به دنبال سياستبازي نباشد و سياستورزي را پيشه کند. رقابت بايد بهطوري باشد که پس از پايان آن، تبديل به عناد و انتقامجويي نشود و رقابت باقي بماند. ما نياز به رقابت داريم و همچين فرضيهاي بههيچوجه درست نيست. اينکه دو گروه سياسي جمع بشوند و يک کانديداي مشترک معرفي کنند، يعني تعيين تکليف براي مردم. لذا منطق ندارد. اگر در يک چارچوب منطقي و در يک فضاي سالم رقابت کنند، بسيار خوب است. گروههاي سياسي بايد مردم را ترغيب و تشويق کنند که در انتخابات حضور داشته باشند تا يک انتخابات با حضور حداکثري برگزار شود اما ائتلاف اين دو گروه، توهين به شعور مردم است. با اين وضعي که مجلس يازدهم سر کار آمد، به اين معنا که ابتداي کار مجلس يازدهم مصادف شد با انتهاي کار دولت دوازدهم. دولت دوازدهم، دولتي است که مردم از عملکرد آن بهخصوص در زمينه اقتصاد و اشتغال ناراضي هستند. اين مصادف شدن، يک تقابل نامتجانس است. دولتي که همه چيزش را از دست داده، هيچ بعيد نيست که با مجلس يازدهم هم همکاري نکند و بخواهد اين نهاد را به چالش بکشد. هرچند که رسانهها در اين گزاره را در بوق و کرنا کردند که مجلس يازدهم براي دولت شمشير را از رو بسته است و اين را مکرر تکرار کردند تا مجلس يازدهم را منفعل نشان دهند اما اين عملکرد دولت است که مردم را خوشبين ميکند. معلوم نيست که دولت ميخواهد چه سازوکاري را پيشه کند تا رضايت نسبي مردم را به دست آورد و آنها را براي انتخابات 1400 و آَشتي با صندوقهاي راي راضي کند. مجلس تنها قانونگذار است، نه مجري قانون. مجلس يازدهم اصولا يا طرح دارد يا لايحه براي همين هم نميشود گفت که عملکرد مجلس يازدهم بر نتيجه انتخابات رياستجمهوري 1400 تاثير دارد. اين مهم به عملکرد دولت بستگي دارد زيرا در قانون اساسي جمهوري اسلامي آمده است که ما تفکيک قوا داريم و هيچ قوهاي نميتواند در کار قوه ديگر دخالت کند. هر کدام از آنها عملکرد خود را دارند. همانطور که پيشتر از اينها اعلام شده و همه بر سر آن اتفاق نظر دارند، اين است که مردم ايران در بحثهاي مربوط به انتخابات قابل پيشبيني نيستند. اين فرضيه که ميگويد: «هر آنچه فکر کني ميشود، نميشود و هر آنچه فکر ميکني نميشود، ميشود.» صحيح است. علت آن هم اين است که ما در کشور احزاب تاثيرگذار نداريم و به همين علت در مواقع انتخابات موجي ايجاد ميشود و يکدفعه فردي مطرح ميشود که مردم تحتتاثير موج انتخاباتي به آن فرد راي ميدهند.